بیماری مارک

این بیماری درحقیقت یکنوع ازدیاد سیستم لمفاوی است (Lymphoprolif rative) و بنامهای فلج مرغان- لمفوماتوز عصبی- لمفوماتوزاحشائی- لکوزحاد، فلج منتشر، نامیده شده که بسیاری ازاندامها و بافتها را مبتلا کرده و تمایل خاصی به اعصاب سطحی دارد .

مقدمه
مارک در سال ۱۹۰۷ یک بیماری را در چهار جوجه خروس در مجارستان که دارای علائم اختلال در حرکت و تورم سراسری اعصاب بود گزارش نمود .سپس بیماری در آمریکا، هلند، انگلستان، آلمان، ژاپن و تقریباً تمام دنیا مشاهده گردید .وقوع بیماری در ایران متداول است .
بیماری مارک اصولاً مرغان را آلوده کرده ولی بیماری در بوقلمون، قرقاول، مرغابی، قو، کبک، بلدرچین دیده شده و جراحاتی نظیر مارک در غاز، قناری و مرغ عشق نیز گزارش گردیده است .
در سال ۱۹۶۱ بیگزوکمپبل (Biggs & Campbell) نام مارک را برای بیماری پیشنهاد نمودند که در سال ۱۹۶۲ این نام توسط اولین کنفرانس جهانی انجمن بیماری های طیور پذیرفته شد .

سبب شناسی
در ایجاد بیماری مارک دو عامل موثر است :
۱ – ویروس ایجاد کننده بیماری
۲ – عواملدیگر که در شدت و وقع بیماری دخالت دارند .
۱ – مشخصات ویروس :
بیماری مارک بیماری عفونی و خیلی واگیری است که با تزریق خون یا تزریق سلولهای توموری از طیور آلوده میتوان بسهولت طیور جوان را آلوده ساخت .هرپس ویروسی از گروه هرپس وابسته به سلول که در گروه سپتومگالوویروس (Cytomegalovirus B) قرار گرفته عامل بیماری شناخته شده است (۱۱) عامل بیماری در آزمایش Cofal و پدیده Rif منفی بوده و PH کمتر از ۵/۵ و بیشتر از ۴/۸ برای آن زیان آور است .اسید نوکلئیک ویروس DNA می باشد .اگرچه ویروس وابسته به سلول می باشد ونمیتواند در محیط خارج از بدن بیماریزائی خود را حفظ نماید ولی سلولهای اپتیلیوم ریشه پرها قادرند که چه در کشت بافت و یا در طیور ایجاد ویروس غیروابسته به سلول بنمایند .
سویه های ویروس مارک از نظر بیماریزائی کاملاً با هم فرق دارند .بعضی از سویه ها کاملاً بیماریزا بوده و شکل حاد بیماری را ایجاد می کنند .بعضی که کمتر حاد می باشند شکل کلاسیک ایجاد کرده و بعضی ها غیر بیماریزا می باشند .تمام انواع ویروس در کشت کلیه جوجه و فیبروبلاست جنین جوجه و اردک ایجاد جراحات مشخص CPE می نمایند .
اگر ویروس را از راه غشاء کوریوآلانتوئیک، کیسه زرده و یا داخل رگی به جنین تخم مغر تزریق کنیم جراحات آبله مانند (Pock) روی پرده کوریوآلانتوئیک بوجود می آید .برای تیتره کردن سلولهای حاوی ویروس و یا ویروس های غیر وابسته به سلول از کشت بافت و یا تخم مرغ جنین دار می توان استفاده نمود . ویروس از سلولی به سلول دیگر توسط رابطی که بین سلولهاست سرایت می نماید و وقتی که ویروس وارد یک سلول می شود به تمام سلولها سرایت نموده و آنها را آلوده می سازد .این ویروس در داخل هسته سلول می باشد .قطر ویرسهای درون خون یا تومورها ۱۰۰-۸۵ میلی میکرن می باشد در حالیکه ویروسهای موجود در اپیتلیوم ریشه پرها بعلت پوششی که در اطراف وجود دارند به قطر ۴۰۰-۲۷۰ میلی میکرون دیده می شوند  .
ویروسها بدون پوشش خیلی زود بمحض خروج از سلول قدرت بیماریزائی خود را از دست می دهند . حرارت ۵۶ درجه در ۳۰ دقیقه ویروس را بی اثر می سازد و برای نگهداری باید آنها را در سرمای ۱۹۶ – درجه حفظ نمود .در حالیکه ویروسهای دارای پوشش بصورت لیوفیلیزه در حرارت آزمایشگاه بخوبی حفظ می شوند .
برای ویروسهای مارک یه نوع آنتی ژن بنامهای A و B وC شناخته شده که تماماً در سلولهای کشت کلیه جوجه آلوده موجود می باشند و فقط آنتی ژن نوع A درمایع رو موجود است .غلظت این آنتی ژن در اثر کشت های متوالی در کشت سلولی کم شده و در اثر کشتهای مکرر ویروسهای تخفیف حدت یافته از بین می رود .
پادتن ضد ویروسی را می توان در سرم مرغهای شفا یافته از بیماری بوسیله واکنشهای رسوبی یا فلورسانت آنتی بادی و یا هماگلوتیناسیون پاسیو باثبات رسانید .بخصوص از واکسن رسوبی برای تشخیص مارک زیاد استفاده می شود .
یکنوع هرپس از بوقلمون جدا شده که تقریباً در اکثر گله های بوقلمون موجود است .این ویروس از نظر پادگنی شبیه به ویروس بیماری مارک بوده ولی برای مرغ و بوقلمون بیماریزا نیست و امروزه برای واکسن از آن استفاده می شود .
۲ – عوامل دیگر موثر در وقوع بیماری :
غیر از ویروس که عامل اصلی وقوع بیماری است عوامل همراه با پرنده و محیط بیماری در وقوع بیماری اهمیت فراوان دارند .
وضعیت ژنتیکی میزبان اثر زیاد روی وقوع بیماری دارد .پرنده ای که دارای مقاومت ارثی به بیماری می باشد نسبت به عفونت تجربی حساس می باشد ولی درشرایط طبیعی انتشار و ازدیاد در نسوج بدن بعد از عفونت متوقف میگردد .این نوع مقاومت ژنتیکی است که بطور غالب به ارث می رسد .بطور کلی ماده ها از نرها حساستر می باشند .
سن در موقع آلوده شدن و وضعیت ایمنی طیور نیز با اهمیت است .طیور با ایمنی پاسیو و یا اکتیو مقاومت بیشتری نسبت به بیماری داشته و حساسیت به بیماری با افزایش سن در موقع آلوده شدن کاهش می یابد .نوع سویه مبتلا کننده و میزان ویروس وارد شده در بدن در شدت بیماری موثر می باشد .غیر از عوامل محیطی که در اطراف طیور ویروس را نگهداشته و بر روی آن تأثیر می گذارند عوامل دیگر محیطی اطراف پرنده نیز در افزایش وقوع بیماری موثرند .استرسها مثل حرکت، واکسیناسیون بر ضد بیماریهای دیگر، قطع نوک و تغییرات غذا درای اهمیت فراوان می باشد .ازدحام، رطوبت زیاد، افزایش گاز اکسیدوکربن، بیماری های باکتریائی، ویروسی و کوکسیدیوز در شدت بیماری موثر می باشند .

طرز انتقال و واگیری :
بیماری در میان توده های طیور منتشر بوده و علیرغم انتشار عفونت، غیر قابل پیش بینی بودن وقوع آن از شمای اصلی بیماری است .تلفات بین گله ها و همچنین سالن های یک مرغداری متفاوت است .
درباره تناوب بین ویروس تولید کننده شکل کلاسیک و حاد مارک اطلاعات کامل در دسترس نیست بهرحال ممکن است هر سه نوع ویروس در یک گله موجود باشد .
سنی که در آن سن عفونت اتفاق می افتد متغیر است ولی تحت شرایط تجارتی معمولاً در هفته اول بعد از تولد است .یک گله آلوده در تمام طول عمر عفونی باقی مانده و بسیاری از طیور دفع ویروس را ادامه می دهند .ویروس بسرعت از گله آلوده به گله سالم از راه هوا منتشر می شود و. از پرنده ای به پرنده دیگر بوسیله تماس مستقیم و غیر مستقیم انتقال می یابد .دستگاه تنفس احتمالاً مهمترین راه ورود ویروس بوده ولی انتقال از راه های چشم و بینی و گلو نیز انجام می گیرد .شواهدی بر انتقال بیماری از راه تخم موجود نیست .
ویروس در بزاق، ترشحات بینی و نای، مدفوع و سلولهای اپیتلیال ریشه پرها موجود است .بنظر می رسد که سلولهای ریشه پرها مهمترین منبع عفونت بوده و پوسته پرها در بستر و گرد و خاک مرغداران مسئول عفونت زائی باشد .
بستر آلوده بعد از ۱۶ هفته عفونی زاد می باشد .
ویروس برای هفته ها در بدن سوسک آلفیتوبیوس دیاپرینوس(Alphitobius diaperinus) باقی مانده و از بالغ به لارو نیز منتقل می شود .نقش کنه آرکاس پرسیکوس نیز اخیراً در انتشار بیماری مورد توجه قرار گرفته است .مایتها که از خون تغذیه می کنند و یا شپشهای بدن که از فلس پرها تغذیه می نمایند ممکن است بعنوان نگهدارنده و یا ناقل باشند .
پشه های کولکس پی پینس و کولکس کینکوفاسیاتوس(Culex pipiens,C.quinquefasciatus) بعد از خوردن خون پرنده مبتلا فقط در صورت تزریق شدن به داخل شکم جوجه ها بیماریزا بوده اند . انتشار بیماری از گونه ای به گونه دیگر مثلاً از مرغابی به بوقلمون و بالعکس تقریباً هیچ است .
عوامل متعددی روی شدت بیماری در یک پرنده و شدت بیماری و واگیری بیماری در یک گله اثر می گذارد .غیراز وضعیت ژنتیکی پرنده، جنس و زمان آلوده شدن و عوامل محیطی، پادتن مادری در وقع شدت بیماری موثر است .حتی در حضور ایمنی پاسیو حاصله از پادتن مادری عفونت ممکن است توسعه یابد که بسته به حدت سویه ویروس می باشد .
سویه هائی که بیماری زائی بیشتری داشته باشند بیماری شدیدتر در یک پرنده و وقوع بیشتر در یک گله را تولید می کنند. چونکه بیشتر گله ها با بیش از یک سویه ویروس مبتلا می باشند بنابراین اگر ابتدا عفونت توسط یک سویه غیر بیماریزا یا سویه خفیف ایجاد شده باشد، مقداری ایمنیت ایجاد شده که در نتیجه نسبت به عفونت بعدی با سویه بیماریزا مقاومت بیشتری خواهد بود .
اواوسیست کوکسیدیها ممکن است حامل ویروس بوده و کوکسیدیوز نیز خود عامل مستعد کننده برای بیماری می باشد .بعضی از نژادها و تیره های مرغ نسبت به این بیماری حساستر میباشند .

نشانیهای کلینیکی :
دو شکل اصلی کلاسیک و حاد از بیماری شناخته شده است که بستگی به نوع ویروس، وضعیت ژنتیکی میزبان، میزان ویروس وارد شده وسن ابتلا دارد .بطور کلی هرچه ویروس حادتر باشد علائم حادتر بیماری تظاهر می کند در شکل کلاسیک علائم فلجی و ضخیم شدن اعصاب سطحی و در شکل حاد تومورهای لمفو ماتوزی منتشره و یا جدا جدا در کبد، غدد تناسلی، ریه، قلب، کلیه و بعضی اندامهای دیگر مشاهده می شود .
گاهی توموری شدن اعضاء بخصوص تخمدانها در شکل کلاسیک و یا نفوذ سلول در بافت عصبی در شکل حاد نیز دیده می شود .
ضمناً طبق مطالعاتی که در دانشگاه کرنل آمریکا انجام شده است ویروس بیماری مارک در طیور علاوه بر ایجاد تومور، جراحات ظاهری و میکروسکپیک آترواسلروز که شبیه آترواسکلروزمزمن انسان است را نیز تولید می نماید 
بیماری در طیور از ۶ هفتگی به بعد دیده می شود ولی بطور کلی اغلب بین ۱۲ تا ۲۴ هفتگی مشاهده میگردد گاهی بیماری در سنین بالاتر هم دیده می شود .دوره نهفته بیماری متغیر بین ۳ تا ۴ هفته و گاهی چند ماه است .
۱ – شکل کلاسیک
بیشتر در جوجه های ۵- ۳ ماهه ظاهر شده و گاهی نیزدر پرندگان جوان تر و یا مسن تر نیز دیده می شود .تلفات متغیر و بندرت از ۱۵-۱۰ درصد تجاوز می نماید .در بسیاری از حالات تلفات در عرض چند هفته قطع می شود ولی ممکن است تلفات کم برای ماهها ادامه یابد .نشانی ها براساس نوع اعصاب سطحی مبتلا است .

ابتلاء اعصاب سیاتیک و شبکه بازوئی متداول بوده که باعث فلج بال و پا می گردد .پرنده مبتلا قادر به حرکت و ایستادن نبوده و ودر وضعیتی روی زمین قرار می گیرد که یک پا را بطرف جلوکشیده و پای دیگر را در طرف عقب بدن نگه می دارد .آویختگی بالها در اثرابتلاء اعصاب مربوطه بصورت یکطرفی و یا دو طرفی دیده می شود .پیچش گردن در اثرابتلا اعصاب گردنی، غیر طبیعی بودن تنفس در اثر ابتلاء اعصاب تنفس و انسداد روده، اسهال و کم شدن وزن در اثر ابتلاء اعصاب روده ای مشاهده می گردد .
فاصله بین ظهور نشانی ها و مرگ بین چندروز تا چند هفته است .خیلی بندرت ممکن است پرنده مبتلا بهبود یابد .
۲ – شکل حاد :
در سنین بین ۵-۳ ماهگی تظاهر کرده و سنین کمتر نیز مشاهده می گردد .تلفات بین ۳۰-۱۰ درصد متداول و حتی درگیریهای تا ۷۰ درصد نیز مشاهده شده است .گاهی تلفات زیاد در عرض چند هفته بوده و بعد قطع می شود و گاهی تلفات کم بوده تا چند ماه ادامه می یابد .بسیاری از طیور بدون نشانی تلف شده و بعضی حالت افسردگی و خمودگی قبل از مرگ داشته و بعضی ها نیز ممکن است علائم فلج مشابه شکل کلاسیک را نشان دهند .

جراحات کالبد گشائی :
مبتلایان به بیماری مارک را از نظر جراحات می توان به سه دسته طبقه بندی نمود ؛
۱- با جراحات ماکروسکپیک
۲- با تغییرات میکروسکپیک
۳- بدون جراحات ماکروسکپیک و بدون تغییرات میکروسکپیک
پلاسمای این سه دسته قادرند که در جوجه های ۴ هفته ایجاد بیماری مشابه نمایند .
۱ – جراحات ماکروسکپیک :
الف – شکل کلاسیک – تورم یک یا بیشتر اعصاب سطحی نشانه این شکل بیماری است .اعصاب مبتلا اغلب ۳- ۲ برابر ضخامت طبیعی بوده شیارهای عرضی و رنگ سفید عصب از بین رفته و اعصاب برنگ متمایل به خاکستری مایل به سفید دیده می شوند .اعصابی که معمولاً مبتلا شده و در کالبد گشائی بسهولت مشاهده می شوند عبارتند از شبکه بازوئی، شبکه سیاتیک، اعصاب گردنی و سینه ای و شکمی .بعضی از پرندگان فلج علائم تورم اعصاب را در کالبد گشائی نشان نداده و فقط در آزمایش بافت شناسی به آن متوجه خواهیم شد .گاهی همراه با تورم اعصاب توموری شدن تخمدان نیز وجود دارد که معمولاً کوچک، نرم و خاکستری و گاهی زرد رنگ بزرگ و لوبوله می باشد .بعد از تخمدان اندامهای دیگر چون کبد، ریه، قلب و کلیه ها نیز ممکن است مبتلا باشند .
ویروس عامل مارک احتمالاً موجب لمفوماتوز چشمی نیز می گردد که عنبیه در یک یا هر دو چشم تغییر رنگ حاصل کرده و در اثر نفوذ لمفوسیتها و لمفوبلاستها رنگدانه های آن از بین می رود .از بین رفتن رنگ ممکن است بصورت لکه ها و یا حلقه ای در چشم انجام گیرد و اغلب اطراف مردمک نامرتب می گردد .
ب – شکل حاد :
توموری شدن غدد تناسلی، کبد، طحال، کلیه ها، ریه ها، پیش معده، قلب، ریشه پرها در پوست و عضلات دیده می شود .شکل جلدی بیماری به نام لکوز پوستی Skin leucosis نیز نامیده می شود .
در طیور جوان کبد توموری شده زیاد بزرگ نیست ولی در پرندگان مسن تر کبد بزرگتر شده و گاهی شبیه به بیماری کبد بزرگ در لکوزلمفوئید می گردد که آزمایش بافت شناسی برای تمایز دو بیماری لازم است .
۲ – جراحات میکروسکوپیک :
الف – سیستم عصبی : درگیری اعصاب سطحی به اشکال پرولیفراتیو (افزایشی) انفلاماتوری (آماسی) و یا مزمن که به نامهای C , B , A نامیده شده اند مشخص می گردد  .جراحات نوع A از نفوذ فوق العاده زیاد سلولهای لمفئودی تشکیل شده که شامل سلولهای اولیه فعال شده شبکه ای ، لمفوسیتهای کوچک، متوسط و بزرگ و سلولهای لمفوبلاست می باشد .کاهی ممکن است منوسیت و یا هیستیوسیت هم دیده شود .سلول دیگری در این نوع دیده می شود که به نام سلولهای بیماری مارک (Marek`s disease cells) نامیده شده است (۲).بنظر می رسد که این سلولها از سلولهای جنینی نابوده شده بوجود آیند .این سلولها بازوفیل بوده و غالباً سیتوپلاسمشان حفره دار بوده و هسته به یک طرف رانده شده است .
جراحات نوع B با ادم داخل عصبی افزایش سلولهای شوان، استحاله میلین غلاف عصبی با انتشار پراکنده خفیف یا متوسط لمفوسیتهای کوچک و پلاسما سل مشخص می شود .
جراحات نوع C از مناطق کوچک لمفوسیتها و پلاسما سل پراکنده و خفیف تشکیل شده است . جراحات نوعA بیشتر در طیوری که زود از بیماری تلف شده دیده می شود و بیشتر همراه با تومورهای لمفوئیدی است در حالیکه جراحات نوع B در پرندگانی که مدت بیشتر بیمار بوده و جراحات نوعC بیشتر در پرندگانی که علائم کلینیکی نشان نمی دهند دیده می شود .
در اعصاب مرکزی جراحات شبیه نوع A بوده ولی بیشتر جراحات آماسی مشخص آنسفالومیلیت ویروسی یعنی نفوذ سلولی در اطراف عروق دیده می شود .ضمناً تغییرات میکروگلیوز و آندوتلیوز نیز دیده می شود .

ب – احشاء و بافتهای دیگر :
مهمترین جراحات متداول در اندامهای احشائی و بافتها غیر از اعصاب تومورهای لم

فوئیدی است .این تومورها از بافتی شبیه جراحات نوعA در بافت عصبی ساخته شده اند .جراحات در قسمتهای دیگر مثل روده، تیموس، غدد کلیوی و کیسه ها بربسیوس نیز دیده می شود .

تشخیص :
تشخیص بیماری با مشاهده جراحات در اعصاب، چشم و یا احشاء امکان پذیر است توجه به واگیری بیماری و سن جوجه های مبتلا تا اندازه ای می تواند آنرا از لکوزلمفوئید متمایز سازد .برای تشخیص قطعی می توان بوسیله واکسن فلورسانت آنتی بادی پادگن ویروس را در ریشه پر جستجو نمود .همچنین بوسیله آزمایش ژل دیفوزیون وجود پادتن را در سرم مرغها بررسی کرد  .تزریق بافتهای مبتلا به جوجه های نژاد حساس وسیله مطمئنی برای جدا ساختن ویروس می باشد .ضمناً می توان مستقیماً بافتهای مبتلا را کشت داد و ویروس را جدا ساخت .

کنترل و پیشگیری :
درمانی برای بیماری وجود نداشته و کنترل بر اساس مدیریت صحیح یعنی جدا نگهداشتن طیور در حال رشد از منبع عفونت، استفاده از گله های مقاوم ژنتیکی و واکسیناسیون است .
الف – مدیریت و بهداشت :
چونکه بیماری از راه تخم مرغ منتقل نشده و یا انتقال از این راه بی اهمیت است (۱۲) بنابراین تولید طیور عاری از بیماری بوسیله جوجه کشی، پرورش و نگهداری آنها در محلهای مجزا امکان پذیر است ولی در عمل بخاطر خیلی واگیر بودن بیماری این عمل مشکل بوده و فقط تحت شرایط کاملاً مجزا و نگهداری در محل با هوای فیلتر شده توانسته اند طیور عاری از عفونت تولید نمایند .این اعمال اقتصادی نبوده و فقط برای تولید طیور عاری از عفونت برای کارهای تجربی بکار می رود .تحت شرایط امروزه پرورش حتی اگر گله ها در ابتدا عاری از عفونت هم باشند نمی توان آنها را برای همیشه پاک نگه داشت و بنابراین با بکاربردن توصیه های زیر می توان از میزان عفونت کاسته و یا آنرا بتاخیر انداخته و در نتیجه از شدت بیماری کاست .
۱- با وجودیکه تلفات زیاد حاصله از بیماری در مرغداریها ئی که تازه ساز بوده رخ داده است و بنام New house – syndrom نامیده شده است ولی با وجود این نگهداری جوجه های جوان برای مدت ۳-۲ ماه در محیط جداگانه و پاک، دور از گله های مسن به کنترل بیماری کمک می کند .
۲- بهتر است در یک مرغداری و حتی در یک منطقه از سیستمoutAll in .al استفاده شود .یعنی فقط یک سن جوجه را پرورش داد باین طریقه فرصتی هم خواهد بودکه در غیاب پرندگان بوسیله ضد عفونی کردن کامل مرغدان و محل سیکل عفونت را از بین برد .
۳- ساختمانها باید طوری ساخته شوند که هم از داخل و هم از خارج قابل ضد عفونی باشند .
۴- چون احتمال دارد که حشرات هم ناقل بیماری باشند بنابراین باید محل را با یک حشره کش ضد عفونی نمود .
۵- اشخاصی که با گله ها تماس دارند باید مرتب دستها را شسته و ضدعفونی کرده و کفشهای خود را در هر قسمت تعویض نمایند .بهتر است برای هر گله یک کارگر وجود داشته باشد .
۶- از ورود پرندگان وحشی به مرغداری جلوگیری شود .
۷- سعی شود گله ها از یک منبع تهیه شوند در غیر اینصورت گله های منابع مختلف را در مکانهای جداگانه نگهداری کرد .
۸- در صورت وقوع بیماری بخصوص موقعی که تلفات زیاد است گله را از بین برده و محل را ضد عفونی نمود .
ب – تهیه گله های مقاوم ژنتیکی :
تهیه طیوری که از نظر ژنتیکی نسبت به بیماری مقاوم باشند از وقوع بیماری می کاهد برای این منظور از آزمایش بر روی اولادان هر پرنده Progeny test استفاده می شود ولی با پیشرفت تهیه واکسن برضد بیماری در این مورد مطالعات کافی انجام نگرفته است .
ج – واکسیناسیون :
واکسنهای مورد استفاده بر ضد بیماری مارک از دو نوع اصلی می باشند .
۱- سویه ویروس مارک مزرعه تخفیف حدت یافته
۲- هرپس ویروس بوقلمون
۱ – سویه ویروس مزرعه تخفیف حدت یافته :
این دسته از ویروسها را می توان به آن دسته از ویروسها که آنتی ژن A را نگهداشته و دسته دیگر که این آنتی ژن را از دست داده اند تقسیم کرد .
واکسن با آنتی ژن A :
منشاء این واکسن ویروس تولید کننده فرم کلاسیک مارک و یا ویروس غیر بیماریزا بوده است نوع دوم آن تنها نوعی است که هنوز مورد استفاده در کشور هلند می باشد .
ویروس این واکسن از پرنده ای دیگر منتشر می شود ولی واکسیناسیون تعداد محدود در یک گله موفقیت آمیز نبوده است زیرا انتشار به اندازه کافی سریع نبوده است .این واکسنها بصورت همراه باسلول استفاده می شود .
واکسن بدون آنتی ژن A :
منشاء این واکسن ویروسهای بیماریزا و غیر بیماریزا ست .ویروس این واکسن از پرنده ای به پرنده دیگر منتشر نمی شود .این واکسن نیز همراه با سلول استفاده می شود .
۲ – واکسن تهیه شده از هرپس ویروس بوقلمون :
ویروس این واکسن بندرت از پرنده ای به پرنده دیگر سرایت می کند .این واکسن بصورت همراه با سلول و یا بشکل لیوفیلیزه غیر همراه با سلول مصرف می شود .باید در نظر داشت که هیچ واکسنی از عفونتهای خیلی حاد توسط ویروسهای مزرعه جلوگیری نمی کند و فقط از میزان عفونت می کاهد .در تمام موارد این واکسنها در

کاهش وقوع بیماری بمقدار با اهمیتی موثر بوده اند و استفاده از واکسن هرپس ویروس بوقلمون در مرغداریهای ایران بمیزان قابل توجهی از خسارات بیماری کاسته است .
یکبار مصرف واکسن در سن یکروزگی که معمولاً در کارخانه جوجه کشی انجام می شود میزان لازم ایمنیت را در عرض دو هفته تولید کرده و برای تمام عمر ادامه می یابد .حداقل میزان لازم برای تولید ایمنیت ۱۰۰۰ واحد تولید کننده Plague است .
چون واکسن تهیه شده از هرپس ویروس بوقلمون بشکل لیوفیلیزه نیز قابل مصرف است بنابراین بخاطر سهولت پخش، نگهداری و مصرف در مقایسه با واکسنهای همراه با سلول بمقدار زیادتر مورد استفاده است
یک واکسن خوب باید دارای شرایط زیر باشد ؛
۱- غیر بیماریزا باشد .
۲- تبدیل به سویه حاد نگردد .
۳- ایجاد ایمنیت کافی بنماید .
۴- از عوامل عفونی دیگر پاک باشد .
۵- آسان انتشار و مصرف شود .
۶- ارزان باشد .
همراه با واکسیناسیون باید بهداشت و مدیریت صحیح بخاطر کم کردن میزان تماس با ویروس بیماریزا انجام شود .در آینده شاید استفاده ار فشار هوای فیلتر شده و مدیریت انتخاب گله های ژنتیکی بهمراه واکسیناسیون طرق انتخاب شده برای مبارزه با بیماری گردند .

منبع مورد استفاده :
دکتر محمد حسن بزرگمهری- بیماری های طیور ، انتشارات واحد فوق برنامه دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی ، چاپ اول ، تهران

ناهنجاری فری مارتین

فری مارنتین

فری مارتین به عنوان معمولترین ناهنجاری جنسی در گاوهای هلشتاین شناخته شده است.این ناهنجاری در حقیقت یك وضعیت نامطلوب در دوقلوزایی گاوها می باشد.این ناهنجاری باعث ناباروری گوساله ماده ای می شود كه به صورت دوقلو با گوساله نر به دنیا می آید. این ناهنجاری مربوط به عدم رشد وتوسعه مجاری تولیدمثل، تلیسه فرمارتین می باشد.البته غیرطبیعی بودن مجاری تناسلی در تلیسه های فری مارتین ارثی نمی باشد.
وقتی یك تلیسه ماده همراه با یك جنین نر در یك رحم قرار می گیرد،علاوه براینكه با این جنین در فضای رحم شریك است ،همچنین در غشاهای جفتی كه جنینها بوسیله آن به گاو مادر متصل می شود،نیز سهیم هستند

اگر گاو به صورت دوقلو آبستن شود،پرده های جنینی گوساله ها در اوایل رشد و نمو جنینی با هم ممزوج می شود.اتصال جفت با مادر تقریبا در چهلمین روز آبستنی رخ می دهد و دو گوساله با پدیده آناستوموس از طریق یك جفت به مادر متصل می شونند ،در نتیجه مایعاتی كه در دو جنین تولید می شود، در جنین دیگر نیز جریان می یابد.این عامل باعث تبادل خون و آنتی ژنهایی می شود كه مختص هر یك از جنین ها با توجه به جنسیت آنها می باشد.وقتی دو جنین دارای جنسیت یكسانی باشنند هیچ پیامد منفی در طول عمر تولیدی آنها دیده نمی شود.ولی زمانی كه دو جنین نروماده دوقلو هستند، با توجه به اینكه غدد جنسی جنین نر زودتر از جنین ماده رشد میكند،درنتیجه هورمونهای آندوژن جنین نر در داخل جنین ماده ،مبادله می شود و همچنین سلولهای دو جنین با هم تركیب وحالتی به نامchimersime را بوجود می آورد. در نتیجه گوساله ماده دو قلو با این جنین نر كاملا نابارور خواهد شد.

علائم فری مارتیسم:
معمولایك گوساله فریمارتین از لحاظ ژنتیكی ماده است، اما دارای بسیاری از خصوصیات گوساله های نر می باشد. تخمدانهای گوساله فریمارتین به خوبی توسعه نمی یابد ومعمولاً كوچك باقی می ماند. همچنین تخمدانهای گوساله فریمارتین قادر به تولید هورمونهای ضروری برای القا علائم رفتاری مرتبط با فحلی نمی باشد.
لبهای خارجی فرج معمولا به حالت نرمال می باشد و معمولا ً واژن حالت طبیعی دارد ،اما كلیتوریس بزرگتر از حد طبیعی می باشد و موهای انبوهی به طور غیرطبیعی واژن را پوشیده است. تلیسه فریمارتین دارای غدد پستانی تحلیل رفته می باشد. در بعضی موارد هیچ گونه علائمی مبنی بر فری مارتینیسم وجود ندارد زیرا ممكن است گوساله نر در اوایل آبستنی سقط گردد. گوساله نر دو قلو با این گوساله فریمارتین نیز 90% باروری خود را از دست می دهد.چنین گوساله نری دارای ناهنجاریهای اسپروماتوزئید و كاهش كیفیت منی می باشد.
پدیده فریمارتین در گوسفند و بز هم وجود دارد ولی مانند گاو این ناهنجاری یك مشكل جدی به حساب نمی آید.
نحوه تشخیص فریمارتین:
تخمین درصد گاوهای كه بطورطبیعی گوساله دوقلو می زایند،متغیر است. از لحاظ آماری معمولاً 5% یا از هر200تولد، یك تولد به صورت دوقلو می باشد و از این تخمین نیز 5/0 درصد تولدها حاوی گوساله فریمارتین هستند.
هیچگونه پیشگیری برای وقوع فریمارتینیسم وجود ندارد.بهر حال با استفاده از نمونه برداری از غشاهای جفت برای بررسی كروموزومی می توان اقدام نمود.
پرورش دهندگان گاو شیری می توانند با مشاهده گوساله فریمارتین ،توان تولیدمثلی آن را پیش بینی كنند و با حذف این گوساله ، در هزینه های نگهداری گاوها صرفه جویی كنند.

تغذیه زنبور عسل

1 –از مهمترین موارد تغذیه  در اواخر تابستان یا اوایل پاییز که هنوز  هوا سرد نشده که مقدار شهد در طبیعت کم یا متوقف می گرد در صورتی که غذا کافی در کندو ها ذخیره نشده باشد بایستی آنها را تغذیه نمود .  تا در زمستان ذخیره عسل داشته باشند .

اگر هوا سرد شود . نباید آنها را تغذیه(شربت) نمود چون زنبور نمی تواند آن را مصرف کند و شما باید قاب عسل به کندو داده شود .

2 – بعضی اوقات کندوهائی که غذایشان را در زمستان مصرف کرده اند باید در اوایل بهار قبل از وجود شهد در طبیعیت تغذیه نمود. 

3 – در تابستان زمانی که در طبیعت شهد وجود ندارد و شما امکان کوچ دادن هم ندارید .

مواردی که بایستی کلنی ها تغذیه شوند:

1 – تحریک زنبوران عسل جعت تولید مثل و پرورش نوزادان .

2 – در هر موقعی که ذخائر غذائی زنبورها کم شود و کلنی در معرض خطر گرسنگی قرار گیرد.

3 – در مواقع مصرف دارو.

4 – در مواقع ایجاد کندوی جدید یا بچه کندو یا زنبور پاکتی.

5 – در مواقع پرورش ملکه ( کندوهای شروع کننده ، خاتمه دهنده ، پرستار، جفتگیری).

6 - در موقع تعویض ملکه.

 مهمترین غذا برای یک کندو یک یا چند قاب پر از عسل است ولی زنبورداران ترجیح میدهند که به جای عسل از آب شکر استفاده می نمایند.

غلظت شربت مورد تغذیه به زنبورها:

در مواقعی که مواد غذایی به اندازه کافی در کندو نباشد زنبور عسل گرسنه گردیده و نوزادان یعنی لاروها و شفیره ها را به خارج کندو منتقل می کنند . و غذای ملکه را کاهش می دهند تا تخم ریزی را کم و یا قطع کند.آنها همچنین نرها را از کندو خارج میکنند.

مقدار شکر و آب به عبارت دیگر غلظت شربت بسته به فصول و هدف ما تغییر می کند .

1 – در بهار غلظت شربت شکر باید 1 به 1 ( یک کیلو آب و یک کیلو شکر ) باشد.

2 – در پائیز ، غلظت شربت شکر باید 2 به 1 ( دو قسمت شکر و یک قسمت آب) باشد.

3 – جهت تحریک زنبوران به پرورش نوزادان باید غلظت شربت 1 به 2 ( یک قسمت شکر و دو قسمت آب ) باشد .

نحوه تهیه شربت:

 1 – آب و شکر مورد نیاز را پیمانه کنید .

2 – آب را که اندازه مقدار آن را اندازه گیری کرده اید روی شعله بجوشانید. پس از جوش آمدن آب ، حرارت را قطع کنید.

3 – شکر پیمانه شده  را در آن بریزید و به هم بزنید تاکاملاً حل شود و ته ظرف هیچ ذره ای از شکر باقی نماند.

4 –  در فصل سرد سال گه غلظت شربت بالا می باشد .برای جلوگیری از شکرک زدن یک قاشق غذا خوری اسید ستریک در مقابل هر 25 کیلو گرم شکر به محلول اضافه کنید. اگر لازم باشد .در بهار از آنتی بیوتیک ( تترا سایکلین مخصوص زنبور عسل که از دامپزشکی ها تهیه می گردد ) به میزان 100 گرم در 100 کیلو شربت استفاده شود.

 

2 - انواع شربت خوریها :

ظروف شربت خوری را به اشکال و اندازه های مختلف تهیه می کنند . در زیر چند روش تهیه شربت خوری و نحوه استفاده از آن شرح داده می شود

شیشه های درب پیچدار:

یکی از مهمترین راه های تغذیه زنبور عسل استفاده از شیشه های 5/2 الی 5 لیتری است که به صورت معکوس روی قابهای کندو  یا در روی قسمت سوراخ پرواز قرار می گیرد . ظروف شیشه ای از آن لحاظ انتخاب می شود که بخوبی قابل شستشو بوده و مقدار شربت داخل آن قابل رویت است . برای استفاده از این نوع شربت خوری ابتدا ظروف شیشه ای از شربت پر کرده و سپس درب فلزی پیچدار را سوراخ می کنیم برای سوراخ کردن از میخی به قطر 6/1 میلیمتر استفاده می شود و در آن 6 تا 10 سوراخ می نمائیم قبل از قرار دادن در کندو ابتدا شیشه را معکوس کرده تا شربت اضافی خارج شود . سپس شیشه را معکوس در داخل کندو قرار می دهیم پس از قرار دادن شیشه یک طبقه خالی روی کندو قرار داده و درب کندو را می بندیم .

شربت خوری قابی:

شربت خوری قابی را از پلاستیک ، چوب ، فلز می توان ساخت . چنانچه از تخته ساخته شده باشد با پارافین یا موم ذوب شده ابتدا شکافها و سوراخها ی احتمالی را باید گرفت سپس در آن شربت ریخت و در داخل این شربت خوری ها توریهای سیمی به شکل 7 به عنوان پلکان و یک تخته که در سطح شربت شناور و راست قرار میدهند تا از غرق شدن زنبور ها جلوگیری گردد.

شربت خوری قابی ابعادی به اندازه یک قاب می باشد و با برداشتن یک قاب از کندو جایگزین آن می گردد . اگر کندوی شما چند طبقه می باشد باید شربت خوری را در بالا ترین طبقه قرار داده شود تا به هنگام شربت دادن مجبور به برداشتن طبق نگردید .

یکی از مشکلات این شربت خوری حجم کم می باشد .که شما باید از تعداد بیشتری از این نوع شربت خوری در یک کندو استفاده نمایید.

شربت خوری بردمن:

شربت خوری بردمن از یک پایه چوبییا پلاستیکی درست شده که در روی آن یک شیشه دهان گشاد درب پیچدار به حجم 1 تا 2 لیتر سوار می شود . قسمت جلوئی پایه که سوراخدار است در قسمتی از سوراخ پرواز و در صورتی که سوراخ پرواز محدود باشد در کنار کندو و مجاور سوراخ پرواز به داخل کندو مستقر می کنیم.

این نوع شربت خوری معمولا برای تغذیه

مقدار کمی شربت ولی برای مدت طولانی به کار برده می شود .

شربت خوری بشقابی:

در بیشتر نقاط ایران از شربت خوری بشقابی استفاده می شود.این شربت خوری از هر نوع بشقابی ( پلاستیکی ، فلزی ، چوبی ، ملامین و . . . )  در بالای قابها قرار داده شده و در داخل آن شربت می ریزند .باید در داخل بشقاب مقداری شاخه خشک درخت یا برگ خشک کاج و یا لیف خرما قرار داد تا زنبور ها در محلول شربت غرق نشوند.

شربت خوری قوطی حلبی چهار لیتری:

قوطیهای حلبی چهار لیتری که دارای درب چرخشی کوچک هستند به عنوان شربت خوری مورد استفاده قرار میگیرند به این منظور روی درب چرخشی قوطی 4 تا 6 سوراخ کوچک ایجاد کرده به طوری که زنبور بتواند خرطوم خود را وارد آن کند . سپس روی درب چوبی فوقانی کندو سوراخ به قطر درب چرخشی ایجاد نموده و پس از پر کردن قوطی از شربت آن را وارونه روی سوراخ حاصل شده قرار میدهیم این نوع شربت خوری استحکام زیادی داشته و از آلوده شدن شربت جلوگیری می شود .اینگونه شربت خوریها برای تغذیه مقدار کم ولی برای مدت طولانی استفاده می شود .

 

 3 - تامین آب برای زنبور:

عده ای از زنبور های چرا کننده مقداری آب در چینه دان خود به کندو حمل کرده و ذخیره می کنند . مصرف آب عمدتاَ برای رقیق کردن عسل به عنوان غذای لارو ها ، خنک کردن و مرطوب کردن کندو و تا حدودی برای مصرف خود زنبور ها جهت تعادل فیزیولوژکی بدن آنها می باشد .

بهترین روش تامین آب ، مستقر کردن کندو ها در فاصله نزدیک به آبهای جاری تمیز و آری از آلودگی های شیمیایی مثل دریاچه ، نهر ، جوی و چشمه و غیر می باشد . در صورتی که اینگونه منابع در دسترس نباشد می توان از یک تانک آب بدین ترتیب استفاده نمود که در زیر شیر خروجی آن تخته ای را به طوری مورب قرار داده و در پایین آن تشتکی را مستقر نمود که آب در آن جمع شده و سرریز گردد . ضمناَ بهتر است روی تخته را با کونی پوشاند و داخل تشتک نیز قطعات چوب یا شاخه درخت را قرار داد تا زنبور ها بتوانند روی آن نشسته و آب بنوشند . یا اینکه در زیر شیر تانکر که به صورت چکه کنان باز است . یه ظرف بزرگ قرار داده و درون آن سنگ ریزه ریخت .

را دیگر تامین آب کلنی ها استفاده از انواع شربت خوریها است که در آنها آب ریخته و در اختیار زنبورها قرار داده می شود. گرچه این کار وقت گیر و پر هزینه است ولی برای مواقع بحرانی بسیار مفید است .

نکته مهم : اگر زنبورستان شما در نزدیکی دریاچه ، نهر ، جوی و چشمه می باشد .باید محل ساحل ( برخورد آب با خشکی) آب افقی با موج کوتاه و کمی  شن نرم  داشته باشد .تا زنبور به راحتی بتواند آب خودش را تامین کند . اگر محل ساحل عمودی ویا آب با موج باشد . باعث افتادن زنبور در آب می گردد . چون زنبور نمی تواند به راحتی از آب بیرون بیاید بنا بر این تلف می گردد .

 

4 - تقویت کلنی های ضعیف در بهار:

در فصل بهار اگر شما یه کندوی ضعیف دارید . باید به سرعت این کندو را تقویت کنید تا جمعیت بالا رفته تا شما در تابستان محصول خوبی از این کندو برداشت کنید .

راه های تقویت کلنی ضعیف:

1 – تغذیه :با شربت 1 به 1  به صورت روزانه یا 3 روز در هفته به میزان مصرف کلنی یکی از بهترین ره های تقویت همه نوع کلنی و همین طور کلنی های ضعیف می باشد.

2 – تعویض ملکه : یکی از دلایل ضعف کلنی ها ملکه های پیر و فرسوده می باشد . اگر کلنی شما ملکه اش پیر و یا توان تخم گذاری خوبی ندارد بهتر است . ملکه کندوی خود را با یک ملکه جوان و از یه نژاد خوب تعویض کنید.

3 – تقویت با قاب تخم: یکی از راه های این می تواند باشد که شما در چند نوبت در به مدت 10 روز یک قاب پر از بچه در حال تولد را از یک کلنی قوی خود برداشته و به این کلنی داده تا با تولد نوزادان جمعیت بالا رود . در ضمن یک نکته را باید در نظر داشت که اگر این قاب بچه هایی  هستند که چند روز آینده متولد می شود . جمعیت کندو به حدی باشد که توان گرم و متعادل نگه داشتن دمای فیزیولژیک مورد نیاز بچه ها را داشته باشند و در غیر این صورت بچه ها قبل از تولد بر اثر گرما یا سرما در حجره ها تلف می شوند .

4 – دادن یک قاب زنبور: فقط در فصل بهار برای تقویت کلنی ضعیف به صورت جهشی شما یک قاب پر زنبور و بچه در حال تولد  از یک کلنی قوی برداشته و مطمئن شود که ملکه همراه این قاب نیست ، سپس در کلنی ضعیف و در کنار دیواره کلنی گذاشته و بین این قاب و قابهای مابقی زنبورهای کلنی ضعیف چند پوکه  بگذارید و کلنی را با شربت تغذیه نمایید . سعی کنید این کار را با آرامش انجام دهید . بعد از یک روز قاب را کنار مابقیس قابها گذاشت و با تکرار این عمل کلنی شما به صورت جهشی جمعیت  اش بالا می رود و کلنی های قوی شما هم از ازدهام خارج شده و مانع بچه دادنشان می شود . البته به یک صورت دیگر هم این کار را می توان انجام داد و آن با پاشید شربت روی زنبوران  قاب و زنبوران کلنی  که باید دوباره عرض کنم که فقط در فصل بهار این کار را انجام دهید

 

 

 

5 - غارت و نحوه جلو گیری از آن:

زنبور عسل در جستجوی غذا به هر ماده شیرین ، چون عسل ، شهد ، شیره میوه جات برخورد نماید آنها را جمع آوری می کند . در بعضی از مواقع که در طبیعت شهد کم می شود.زنبور عسل سعی می کند به کلنی های دیگر دستبرد بزند. اغلب کلنی های قوی ، کلنی های ضعیف که خوب محافظت نمی شوند را مورد حمله قرار میدهند.

زنبوران غارتگر معمولاً سیاه رنگ هستند و اغلب رفتاری عصبانی دارند و به صورت تک تک و مخفیانه وارد کندوها می شوند و پس از پر کردن عسلدان خود از کندو خارج می شوند.( در حالت پرواز  پاهای عقب خود را به سمت جلو خم می کند).

غارت علاوه بر اینکه سبب از بین رفتن بعضی از کندو ها و یا تلف شدن زنبورهای غارت گر و غارت شونده می شود سبب اشاعه و انتشار بعضی از بیماریها و آفت شده و خطرات جبران ناپذیری را به وجود می آورد.

نحوه جلوگیری از غارت :

1 – تنگ کردن سوراخ پرواز.

2 – کلیه سوراخ ها و شکاف های کندو که احتمال ورود زنبوران غارتگر وجود دارد بایستی بست.

3 – قرار دادن تخته ای پهن در جلوی سوراخ پرواز تا نگهبانان کندو بهتر بتوانند از کندو محافظت کنند.

4 – در غارت های شدید ، کندوهای ضعیف  مورد تهاجم را در انبوهی از علفهای سبز نخفی می نمائیم.

5 – استقرار کندو های ضعیف در نقطه ای دورتر از زنبورستان  و قرار دادن یک کندوی خالی با مقدار کمی عسل در محل سابق.

6 – قرار دادن کلنی های مهاجم در مکانی دورتر از 3 کیلومتری زنبورستان.

7 – تغذیه کندوها در اوخر روز ( نزدیک غروب) انجام گیرد تا وقتی بوی شربت در هوا می پیچد . خورشید غروب کرده باشد و زنبورها به داخل کندو ی خود رفته باشند و از غارت صرف نظر کنند . البته در هنگام غروب باز کردن سر کندو با احتیاط انجام شود چون در این موقع باز کردن سر کندو آنها را عصبانی می کند و اقدام به نیش زدن می کنند.

8 – چون اغلب غارت در پائیز و در زمانی که شهد در طبیعت کم می باشد انجام می گیرد بهتر است . آنها را تغذیه کنیم تا به سراغ غارت نروند.

9 – غارت گاهی ارثی می باشد پس بهتر است از نژاد هایی استفاده کنیم که این حس را کمتر داشته باشند.

10 – تا حد امکان سعی شود کندوی ضعیف در زنبورستان نداشته باشید.( ب ا ادغام کردن و دادن یک یا چند قاب نوزاد در حال تولد) تا که این حس غارت در زنبورستان شما ایجاد نشود.

تغذیه شتر مرغ

تغذیه :

شتر مرغ ها، پرندگاني علفخوار هستند و رژيم غذايي آنها شبيه نشخوار كنندگان است. يونجه و ذرت درصد بالايي از تركيب غذايي شتر مرغ را شامل مي شود. به دليل دارا بودن روده هاي دراز و طويل قدرت هضم بالا در خصوص مواد فيبري را دارند. جوجه ها معمولاً تا يكي دو روز بعد از هچ احتياج به تغذيه نداشته و سپس از غذاي با پروتئين 23% شامل كنستانتره و علوفه خشك به صورت كرامبل تغذيه مي شوند. استفاده از يونجه سبز در طول دوره رشد از اهميت خاصي برخوردار است. جهت هضم بهتر غذا بهتر است سنگريزه در اختيار پرنده قرار گيرد. تا سه ماهه اول پرورش ميزان يك كيلو خوراك در شبانه روز 23% پروتئين و تا شش ماهگي به طور متوسط 8/1 كيلوگرم خوراك با پروتئين 20% كافي مي باشد. شتر مرغها از شش ماهگي تا رسيدن به سن بلوغ (5/2 سالگي) به طور متوسط روزانه 5/2 كيلوگرم دان به صورت پلت شامل علوفه خشك آسياب شده و كنسانتره مي خورند (8 قسمت كنستانتره + يك قسمت علوفه خشك آسياب شده)

از يك روزگي تا سه ماهگي:

جوجه شترمرغ مي تواند از باقيمانده كيسه زرده براي مدت 7 تا 10 روز ابتداي زندگي اش تغذيه كند.اطمينان از اينكه جوجه شترمرغ ها آب مصرف مي كنند، اهميت دارد. در غير اينصورت ممكن است نياز به افزايش شدت نور يا تغيير درجه حرارت سالن باشد. 
توصيه مي شود كه خوراك مصرفي جوجه ها در ابتدا به شكل خرد شده باشد و اگر از روش پرورش روي كف سالن استفاده مي شود، طي هفته اول خوراك روي روزنامه يا كارتن هاي تخم مرغ ريخته شده و پس از آن مي توان دانخوريها را وارد سالن كرد. 
براي جلوگيري از اشكالات پا و اختلالات اسكلتي بايد رشد اوليه شترمرغ ها كنترل شود. محدود كردن مقدار انرژي خوراك بين 9 و 10 مگا ژول انرژي متابوليسمي در كيلوگرم معمولاً براي كنترل رشد كافي است. 
با وجوديكه شترمرغ ها توانايي هضم الياف بيشتري نسبت به ساير پرندگان اهلي دارند ( به دليل تخمير در روده بزرگ ) ولي تنها پس از رسيدن به سن معيني توانايي انجام اين كار را بدست مي آورند. لذا بهتر است طي چند هفته اول زندگي جوجه ها جيره هايي با بيش از 5% الياف خام به آنها داده نشود. ضمناً توانايي جوجه ها براي هضم چربي در اوايل زندگي كاملاً پايين است. از اينرو نبايد بيش از 5% چربي به آنها داده شود.

از 3 ماهگي تا يكسالگي:

احتياجات تغذيه اي پرندگان با افزايش سن آنها تغيير مي كند. لذا انرژي و الياف خام افزايش و مقدار پروتئين خوراك كاهش مي يابد. بايد الياف جيره را در چهار تا پنج ماهگي به حدود 11-10 درصد افزايش داد. ضريب انرژي زايي خوراك بايد به حدود 5/10 –10 مگا ژول انرژي متابوليسمي بر كيلوگرم افزايش يابد. مقدار پروتئين خام نيز بايد به تدريج به حدود 20-18 درصد كاهش يابد. تعادل بين غلظت هاي كلسيم و فسفر قابل دسترس بايد به نسبت 1: 2 – 8/1 حفظ شود. همچنين خوراك دادن بايد به صورت آزاد انجام شود.

دوره پرواري:

چنانچه شترمرغ ها فقط براي گوشت و چرم پرورش يابند، مي توان نرها را جداگانه پرورش داد زيرا آنها سريعتر رشد كرده، نياز به جيره هاي با پروتئين بالاتر داشته و به عنوان تبديل كننده هاي خوراك براي يك دوره طولاني تر نسبت به ماده ها از كارايي بيشتري برخوردارند. ضريب تبديل ماده ها زودتر خراب شده و لذا مجبورند در وزن پايين تري نسبت به ماده ها روانه بازار شوند. جيره غذايي شتر مرغهاي پرواري با شتر مرغهايي كه جهت گله مادر نگهداري مي شوند تفاوت دارند. معمولاً شتر مرغهاي گوشتي در سن يكسالگي قابل عرضه به بازار مي باشند و حدود 100 تا 125 كيلوگرم وزن دارند و كيفيت گوشت در سن يكسالگي مطلوب تر از هر زمان مي باشد. از هر لاشه حدود 50 كيلوگرم گوشت استحصال مي شود.غذاي شتر مرغهايي كه جهت گله مادر نگهداري مي شوند به طور متوسط روزانه با خوردن 4 كيلوگرم خوراك شامل كنسانتره و يونجه خشك و همچنين از طريق چراي يونجه سبز تأمين مي شود. شتر مرغ علاقه فراواني به چريدن در مزارع يونجه دارد به همين جهت در پرورش شتر مرغ كاشت يونجه را بايستي مدنظر قرار داد.
ضريب تبديل مواد غذايي در سنين مختلف تفاوت دارد در سنين اوليه رشد 8/1 و در 3 ماهگي 5/2 و در 6 ماهگي حدود 8 مي باشد. با توجه به اينكه تغذيه شتر مرغ در كيفيت پوسته، پر و گوشت پرنده تأثير مستقيم دارد چنانچه در تغذيه اين پرنده دقت كافي مبذول نگردد، بر كيفيت پوست و گوشت اثر منفي گذاشته و سودآوري آن مورد ترديد واقع خواهد شد.

از يكسالگي تا توليد مثل:

نگهداري شترمرغ ها در شرايط ايده آل بسيار مهم است. چاقي يكي از مشكلات عمده اي است كه در محدوده سن يكسالگي و شروع توليد مثل بوجود مي آيد. همچنين گرسنگي كشيدن يا تغذيه كمتر از حد لازم، بلوغ جنسي را به تأخير انداخته و منجر به عملكرد ضعيف در طول توليد مثل مي شود. تركيبي از روشهاي محدوديت هاي كمي و كيفي خوراك مناسب‌ترين روش مي باشد. جيره اي متعادل با ويتامينها و مواد معدني لازم كه ضمنا پروتئين و انرژي آن در سطح پاييني باشد قابل قبول است. الياف جيره مي تواند تا 15% افزايش يابد. به شترمرغ ها بايد روزانه 5/1 كيلوگرم جيره داد. در هواي سرد دادن تغذيه با يك منبع غني پرانرژي ( مانند دانه سوياي پرچرب ) توصيه مي شود.

فصل توليد مثل:

از سن 18 ماهگي بايد به شترمرغ ها جيره مولد داده شود كه بايد داراي انرژي و پروتئين سطح بالا يي بوده و از لحاظ الياف در سطح پاييني قرار داشته باشد. گرچه مقداري از الياف جيره مي تواند توسط شترمرغ به انرژي تبديل شود ولي آنها طي فصل توليد مثل نيازمند 
يك نمونه جيره غذايي شتر مرغ در دوران پرورش (تا 5/2 سالگي):
ذرت دانه اي 47%
يونجه خشك 8/41%
پودر استخوان 2%
پودر ماهي 7%
منوكلسيم فسفات 2%
نمك 2/0%
آب 
پرندگان در طول شبانه روز به آب نياز دارند. اين موضوع را بايد در طراحي لانه ها در نظر داشته باشيد که احتمالا تأمين آب، هزينه اي را به شما تحميل خواهد کرد. در آب و هواي سرد، ممکن است نياز به نصب آبگرمکن هايي باشد تا دماي آب را براي همه پرنده ها در 20 درجه سانتيگراد ثابت نگه دارد و صرفا يخ نزدن آب کافي نيست.
شترمرغ ها علاقه به نوشيدن آب در حين غذا خوردن دارند که اين عمل موجب کثيف شدن سريع آب مي شود و بنابراين بايد به طور منظم آب تميز در اختيارشان قرار گيرد. پرنده ها نياز مداوم به آب دارند و همين بر مصرف غذاي خشک تأثير مي گذارد. آب بسيار سرد يا گرم مصرف آب را تحت تأثير قرار داده و اغلب موجب کاهش مصرف غذا مي شود

بیماری گامبرو


گامبورو = نابودگر سیستم ایمنی

⏪بخش اول:
-هیچگونه درمانی برای این بیماری ویروسی شناخته نشده است.
-در صورت عدم پیشگیری و واکسیناسیون صحیح، بروز بیماری صدمات زیادی را بوجود میاورد.
-ویروس گرایش خاصی به حمله به بورس فابرسیوس دارد.
-سروتیپ IBDV1 دارای گسترش جهانیست. باستثنائ نیوزیلند که هیچگونه شواهدی بر گامبرو در این کشور وجود ندارد.
-ویروس گامبورو بسیار باثبات است. حتی دمای 50 درجه را نیز تحمل میکند. لیکن در مواجه با فرمالین نیم درصد به مدت 6 ساعت کاهش عفونت زایی را داشته است.
-لمفوسیتهای B هدف ویروس های گامبورو هستند.
-بورس فابرسیوس پرنده مبتلا متورم با مقداری اکسودای فیبرینی در داخل آن است.
-هیچگونه اختلافی از نظر حساسیت به این بیماری در بین نژادهای سنگین و سبک مشاهده نشده است.
-بیشترین حساسیت بین 2 تا 6 هفتگی است و جوجه های کمتر از 3 هفته علایم بالینی را نشان نمیدهند اما ممکن است دچار حالت تحت بالینی گردند که موجب ضعف سیستم ایمنی خواهد بود.

 


بخش دوم:


دوره کمون بیماری بسیار کوتاه است و در عرض دو سه روز علایم قابل مشاهده خواهد بود.
-پس از 24 ساعت از الودگی دهانی پولت ها با این بیماری، قادر خواهیم بود عفونتهای بورس کلواکی را مشاهده نماییم.
-خونریزی عضلانی خطی کوچکی را در پرندگان تلف شده از این بیماری مشاهده خواهیم نمود.
-هرچند در عضلات سینه هم خونریزی مشاهده میشود ولی سطح خارجی ران محلی است که در آن این جراحات بیشتر مشاهده میشود.
-یکی دیگر از علایم گرایش پرندگان در نوک زدن به مقعد یکدیگر میباشد.
-سفید شدن رنگ اسهال یا وجود اسهال آبکی و بی اشتهایی و افسردگی و وجود پرهای ژولیده، لرزش، به پهلو خوابیدن شدید و بالاخره مرگ از علایم بیماریست.
-پرنده آب بدن خود را از دست داده و در مراحل نهایی بیماری درجه حرارت پایینتری از نرمال دارند.
-از علایم دیگر بیماری نشستن پرنده روی پاهای خود است در حالیکه نوک خود را روی زمین قرار میدهد.
-بیماری بطور ناگهانی ظاهر میشود.
-تلفات معمولا پس از سه روز از الودگی شروع میشود. و پس از 7 روز به اوج خود میرسد و فروکش میکند.
-پرندگان تلف شده دارای مشخصاتی به شرح خواهند بود:
غالبا واجد خونریزی روی ران و سینه ، عضلات سینه ای تیره رنگ ، تلفات دهیدراته است ، موکوس افزایش یافته در روده مشاهده میشود ، خونریزی منعقد در بین پیش معده و سنگدان مشاهده میشود ، بورس تحلیل یافته و کوچک است و یک سوم وزن خود را از دست میدهد ، گاها خونریزی در تمام سطح بورس مشاهده میشود.
-گامبورو سیستم ایمنی را سرکوب میکند و پاسخ ایمنی به واکسنها را تقلیل داده و حساسیت مقابل بیماری ها را زیادتر میکند.
-جراحات علاوه بر بورس در طحال و بادامهای سکومی نیز بوقوع میپیوندد.
-در دو روز اول بیماری بورس از حالت سفید نرمال به کرم رنگ تغییر شکل میدهد که روی آنرا بافت سروزی کرم رنگ پوشانده - تا روز چهارم شروع به بزرگ شدن و عفونت کرده و حاوی خونریزی خواهد بود - سپس شروع به دیستروپی و کوچک شدن نموده و تا روز هشتم به یک سوم وزن خود تحلیل می یابد.


⏪بخش سوم:

-انتی بادی انتقالی از مادر به جوجه میتواند انها را در مقابل عفونت های اولیه با IBDV حفاظت نماید.
-بر اساس نیمه عمر ایمنی پاسیو ( انتی بادی مادری در جوجه ها ) میتوان زمان حساس شدن جوجه را پیشگویی نمود.
-منظور از دپرس شدن ایمنیت سلولی توسط بیماری گامبورو این است که ویروس لمفوسیت ها را تخریب میکند.
-پرندگان مبتلا نسبت به کوکسیدیوز، مارک، لارنگو تراکئیت عفونی، برونشیت و سالمونلوز و کلی باسیلوز حساس تر خواهند بود.
-همچنین پرندگان مبتلا نسبت به واکسنها قادر نیستند پاسخ مناسبی ارایه دهند.
-بورس کلواکی و طحال از نسوج انتخابی برای جدا کردن سوش واریانت IBD هستند.
تشخیص افتراقی
تهاجم ناگهانی
پرهای پژمرده و ظاهر خواب آلوده تصور کوکسیدیوز حاد را ایجاد میکند. هر چند ممکن است خونریزی در مدفوع مشاهده شود ولی خونریزی های عضلانی تشخیص تفریقی را میسر مینماید.
در گیری بورس این بیماری را از بسیاری بیماری ها که همگی نفروز کلیوی را بدنبال دارند ( مثل برونشیت) قابل جداسازی مینماید.
🔹در مارک هم تحلیل بورس وجود دارد لیکن در مارک ارگانهای دیگر از جمله طحال و پانکراس و کبد واجد گنجیدگیهای داخل سلولی خواهند بود.

 


⏪بخش چهارم:
- گامبورو درمان ندارد لیکن ترکیبات حمایتی جهت دفع سموم بدن و داروهای اشتها آور تا حدی در کاهش ضایعات موثر واقع میشوند.
-با ثبات بودن نسبی این ویروس مقابل بسیاری عوامل فیزیکی و شیمیایی، مسله پیشگیری را دو چندان میکند.
-موش و کرم ها و پشه ها ناقلین ویروس گامبورو هستند و عدم توجه به پاکسازی مرغداری از موشها میتواند مشکلات زیادی را برای کنترل گامبورو بوجود آورد.

🔹عدم موفقیت واکسیناسیون در مقابل گامبورو🔹

واکسن دارای طول عمر معینی است که باید در این مقطع زمانی مصرف شود.
هرگاه درجه حرارت زیر 4 درجه سانتیگراد برای نگهداری واکسن و نقل و انتقال آن باشد یا واکسن مقابل نور آفتاب قرار گیرد قدرت آنرا کاهش میدهد.
خطا در روش ساخت واکسن که یک شیشه واکسن گاها دارای مواد مناسب در داخلش نیست.
ممکن است حلال تهیه شده با شیشه های واکسن دارای کیفیت پایینی باشد.
مرغدار یا واکسیناتور از آب مقطر یا سرم فیزیولوژی بجای حلال استفاده نماید که صحیح نیست.
هیچ چیزی به جز واکسن و حلال آن که برای رقیق سازی استفاده میشود نباید وارد محلول واکسن شود.
یک دز اختصاصی توصیه شده و روش تجویر خاصی برای واکسن وجود دارد. انحراف از آن واماندگی و عدم موفقیت واکسیناسیون را بوجود میاورد.
سوزن ها و سرنگ ها و قطره چکان های غیر استریل و نامنظم قدرت واکسن را کاهش میدهند.
هرگاه واکسن گامبورو در سن یکروزگی به جوجه ها داده شود توسط تیتر مادری خنثی میگردد. لذا به زمان افت تیتر مادری و حدت واکسنی که قرار است استفاده شود میبایست توجه خاص شود تا زمان صحیح واکسیناسیون مشخص شود.
برخی واکسن ها به واکسن اضافی بعدی برای تکمیل شدن ایمنیت احتیاج دارند که به آنها واکسن بوستر میگویند. لذا نباید زنجیره واکسن شکسته شود یا در زمان نا مناسب انجام شود.
کمبود های تغذیه ای از جمله مواد پروتئینی بی کیفیت مانع رشد مناسب سیستم ایمنی و عدم پاسخ دهی مناسب به واکسن ها خواهد بود.
🔽استرس ها، حضور مایکوتوکسین ها در دان، فلزات سنگین مثل کادمیوم و مس و جیوه و سرب، بقایای سموم در دان یا سالن موجب سرکوب سیستم ایمنی 

بیماری بورس عفونی یا گامبورو یک بیماری حاد ویروسی و بسیار واگیر در جوجه ها میباشد. که با التهاب و متعاقب آن آتروفی بورس و درجات مختلفی از نفروز و نفریت و سرکوب ایمنی نمایان میشود.

بیماری فقط در جوجه های بیشتر از سه هفته به شکل بالینی خواهد بود. پرهای اطراف مخرج معمولا حاوی مدفوع حاوی مقدار زیاد اورات است

واضح ترین علایم بالینی و تلفات در سنین 3 تا 6 هفته قابل مشاهده است. با این حال تا سنین 16 هفتگی نیز ممکن است نمایان شود. در جوجه های زیر سن 3 هفته به شکل تحت بالینی رخ میدهد.


ولی در هر دو فرم بالینی و تحت بالینی آسیب به بورس و سرکوب ایمنی رخ میدهد. پرنده مبتلا افسرده و بی اشتها و با پرهای ژولیده بویژه در ناحیه سر و گردن بوده و نوک بر زمین میگذارند.👆👆👆


معولا لاشه های بیماری گامبورو دهیدراته هستند و خونریزی در عضلات سینه و ران دیده میشود.


دو سروتیپ از گامبورو شناخته شده است که فقط سروتیپ دو بیماریزاست. ویروس گامبورو در مقابل عمده ضدعفونی کننده ها و شرایط محیطی بسیار مقاوم است.

در آب و دان و مدفوع آلوده برای هفته ها و در جایگاه آلوده ماه ها باقی میماند. دوره کمون بیماری کوتاه است و پس از دو تا سه روز عفونت ظاهر میشود. ضایعات بورس پیشرونده است و در ابتدا بورس بزرگ و ادماتوز و پوشیده از ترشحات ژلاتینی است.👆👆👆

ویروس گامبورو سلولهای لنفاوی را تخریب میکند و شدیدترین آسیب به فولیکولهای لنفاوی بورس فابرسیوس وارد میشود. گامبورو در بیشتر مواقع به شکا بورسیت سروزی آغاز میشود.

ضایعات گامبورو مراحل مختلفی را طی میکنند: خونریزی سروزی و سپس التهاب هموراژیک شدید. واگیری ممکن است تا 100 درصد هم برسد ولی تلفات فقط 20 تا 30 درصد خواهد بود.

دوره بیماری گامبورو 5 تا 7 روز 

خونریزی های بورس در بیماری گامبورو مشهود است.

بورس در برخی موارد پر از اکسودای فیبرینی منعقد و به شکل قالبگیری شده با لایه های مخاطی میباشد.

در جوجه هایی که دوره حاد بیماری را طی کرده اند بورس آتروفی شده و فولیکولهای داخل بورس دچار دیستروفیک و التهاب هست

------- -------- ------
معرفی واکسن های گامبورو رایج در کشور

D78 واکسن گامبورو🔽
🔹کلون شده و از شرکت intervet

- با دوز 1000، 2000 و 5000 در بازار موجود میباشد. و از واکسن های (زنده) رایج و قدیمی و موثر در بازار میباشد.
- دارای حدت متوسط بوده و جهت پیشگیری بسیار موثر میباشد.
-این واکسن را در روز های 7 تا 28 روز میتوان تجویز کرد و این روزها واکسن اثر مناسبی دارد .
-زمان مناسب واکسیناسیون بسته به سطح آنتی بادی مادری بدست آمده دارد . هنگامی که سطح آنتی بادی بسیار متغییر باشد بهتر است دو بار واکسیناسیون با فاصله یک هفته انجام شود.
-بیشتر از روش آشامیدنی در ایران استفاده میشود.

 


بورسین 2
غیر کلون و از شرکتzoetis

-با دوز های 1000 و 5000 موجود میباشد.
-واکسن در گروه واکسن دی 78 بوده و با حدت متوسط میباشد.
- و بهتر است که تا 5 روزقبل و بعد از واکسن گامبرو واکسن دیگری مصرف نشود تا بدلیل ضعف ایمنی باعث درگیری جوجه نشود .
-بهترین روش مصرف در ایران آشامیدنی میباشد.

 

گامبوکال
شرکت ceva

-در دوز های 1000 و 2500 و 5000 موجود میباشد .
-در ردیف واکسن های با حدت متوسط میباشد و مانند دو واکسن قبلی کاربرد دارد .
-در جوجه های گوشتی از سن 14 تا 21 روزگی بسته به سطح آنتی بادی مادری و در صورت عدم تداخل میتوان برای اولین بار در سن 7 تا 10 روزگی نیز استفاده شود. و در جوجه پولت دو بار از سن 20تا 28 روزگی و در صورت عدم تاخل در سن 14 تا 16 روز اسفتاده میشود .

 


گامبوکال
شرکت veterina یا genera

-در 2500 دورزی موجود میباشد.
-کاربرد مانند واکسن های بالا بود و با حدت متوسط میباشد .
-توصیه می شود که پرندگان را بسته به میزان آنتی بادی مادری بر علیه گامبورو در سنین بین 20-10 روزگی واکسینه نمایید.
-بطور کلی یک بار واکسیناسیون، ایمنیت کافی در این بیماری ایجاد می کند.
- تحت شرایط همه گیری بیماری و در گله هایی با میزان متغییر آنتی بادی مادری دو بار واکسیناسیون در سنین 12-8 روزگی و سپس 20-18 روزگی پیشنهاد می شود.

 

Bur-706 واکسن گامبورو🔽
شرکت merial

-از نظر حدت مقداری از واکسن های بالایی ضعیف تر بوده و در سری حدت متوسط و ضعیف قرار دارد و در برنامه واکسیناسیون میتواند به کمک بیاید و حتی در یک روزگی هم قابل استفاده میباشد.

 

228 E واکسن گامبورو🔽
🔹شرکت inretvet

-دوز های 1000 و 2500 موجود میباشد .
-واکسن با حدت بالا و در روزهای اولیه زندگی نباید استفاده شود .
- معمولا در اواخر هفته دوم یا هفته سوم استفاده میشود و در پولت تخمگذار از 14 تا 21 و یک هفته بعد برای نوبت دوم 21 تا 28 استفاده میشود .
- توان ایمنی زایی این واکسن در حضور پادتن های مادری ، بیش از واکسن با حدت متوسط است .
- این واکسن به صورت آشامیدنی به میزان آب 2*1000 هر ویال * سن به روز مصرف میشود و در مناطقی که آلودگی به بیماری گامبرو خیلی بالا میباشد توصیه میشود .
- 14 روز قبل و بعد از واکسن نباید واکسنی داده شود.


IBDL واکسن گامبورو🔽
🔹شرکت ceva

-دارای دوز های 1000،2500و 5000 با حدت بالا میباشد.
-برای ایمن سازی فعال جوجه های سالم در برابر بیماری گامبرو ناشی از گونه های کلاسیک و بسیار بد خیم استفاده میشود .
-روش مصرف آشامیدنی میباشد
- بسته به سطح آنتی بادی مادری از 10تا 18 روز واکسینه میشود. سطح آنتی بادی مادری باید بالاتر از حدت متوسط باشد.

 

پرورش میگو

مقدمه

گونه‌های میگوی آب شیرین جنس Macrobrachium در سراسر مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری جهان پراکنده‌اند. این گونه‌ها در اغلب آبهای شیرین داخلی شامل دریاچه‌ها ، رودخانــه‌ها، باتلاقها ، نهرهای آبیاری ، کانالها و استخرها یافت می‌شوند. اغلب گونه‌ها در مراحل نخستین چرخه زندگیشان به آب لب شور نیاز دارند و بنا بر این در آبهایی یافت می‌شوند که مستقیم یا غیر مستقیم به دریا می‌پیوندند، هر چند بعضی از آنها چرخه زندگیشان را در دریاچه‌های داخلی آب شور یا آب شیرین کامل می‌کنند. بعضی از گونه‌ها ، رودخانه‌هایی با آب شفاف را ترجیح می‌دهند، در حالی که بعضی دیگر در آبهای بسیار گل آلود یافت می‌شوند. 


چرخه زندگی

برای رشد ، تمام میگوهای آب شیرین مانند سایر سخت‌ پوستان بطور منظم اسکلت خارجی یا پوسته خود را می‌اندازند. این فرآیند به پوست اندازی موسوم است و با افزایش ناگهانی در اندازه و وزن همراه است. چهار شکل مشخص در چرخه زندگی میگوی آب شیرین وجود دارد: تخم ، لارو ، پست لارو ، و بالغ. این جانوران همه چیز خوارند و جیره غذایی آنها در نهایت شامل حشرات آبزی و لاروهایشان ، جلبکها ، دانه گیاهان ، حبوبات ، بذر و گیاهان ، میوه‌ها ، نرم‌تنان ریز و سخت پوستان ، گوشت ماهی و پس مانده‌های ماهی و سایر جانوران است. به علاوه ممکن است همجنس خوار باشند. 

عملیات پرورشی

مدیریت استخر

گیاهان امتداد دیواره‌های استخر ، فرسایش آنها را به حداقل می‌رسانند و زیر خط آب نیز غذا و زیستگاهی برای میگوها فراهم می‌کنند. به هر حال باید توجه داشت که رشد آنها نباید چنان زیاد شود که با برداشت کردن تداخل بوجود آید. از رشد گیاهان ریشه‌دار آبزی و جلبکهای کف‌زی نیز باید با اعمال مدیریتی جلوگیری کرد. استخرهای تازه باید آهک پاشی شوند. در عمل ، کاربرد استاندارد 1000Kg/ha سنگ آهک کشاورزی هر بار پس از تخلیه استخر پرورش میگوی آب شیرین توصیه می‌شود. پس از آهک دهی استخرها بیش از میگودار کردن آنها پر می‌شوند.

کود دهی در کشت میگوی آب شیرین به ندرت لازم می‌شود. در هر حال استخرهای ساخته شده در خاکهای شنی-رسی ممکن است نیاز به کوددهی داشته باشند. اجرا کننده باید در طی مدت پرورش ، مراقب خوب نگه داشتن استخرها باشد. برای جلوگیری از فرسایش دیواره‌ها ، کنترل گیاهان ریشه‌دار آبزی ، تعمیر و نگهداری تجهیزات خروجی و ورودی آب بویژه توریها بـاید مـراقـبت خـاصـی انجام گیرد. گیاهان Elodea و Hydrilla بستر خوبی برای میگوها می‌سازند. 

میگودار کردن

پست لاروها را می‌توان بلافاصله پـس از پـر آب شـدن اسـتخرهـا در آنها ریخت . معمولا پست لاروهایی که تنها 4 - 1 هفته سن دارند (پس از دگردیسی) برای میگودار کردن استخرها بکار برده می‌شوند که تا زمان برداشت در آن باقی می‌مانند. به محض ورود پست لاروها به کناره استخر باید دقت شود که در پی شناور کردن کیسه‌های انتقال در استخر به مدت 15 دقیقه قبل از خالی کردن آنها در آب به درجه حرارت استخر عادت داده شوند.

اختلاف PH استخر و کیسه انتقال نیز موجب مرگ و میر می‌شود. میزان میگودار کردن استخر به اندازه بازاری مطلوب و مدیریت استخر ، خصوصا روش برداشت ، بستگی دارد. در جاهایی که اندازه مطلوب برای فروش حدود 70 گرم است و بسیاری از استخرها به علت ذخیره آب فصلی دچار محدودیت فصلی در حدود 8 ماه هستند، پیشنهاد می‌شود میزان میگو 5 پست لارو در متر مربع (5000/ha) باشد. 

تغذیه

نوع تغذیه

کشت تجارتی موفق میگوی آب شیرین به غذای مکمل نیاز دارد. نوع این غذا بسیار متنوع است و مواد زیر را دربر دارد: مواد خام جانوری یا گیاهی ، مخلوطهای غذایی تهیه شده در کنار استخر و غذاهای ترکیبی. در بعضی جاها نیز از برنـج و محـصولات فـرعـی بـرنـج به صـورت مـخلوط با غذاهای دیگر استفاده می‌شود. 

مقدار تغذیه

تـوصـیه کلی برای مقدار تغذیه روزانه وجود ندارد زیرا این مقدار بستگی به اندازه و تعداد میگوها در استخر ، کیفیت آب و خاصیت غذا دارد. بهترین رهنمود برای مجریان استخر ، تغذیه تا حد تقاضا است. غذا بطور معمول در اطراف محیط استخر در محلهای کم عمق که منطقه خوبی برای تغذیه است پخش می‌شود. در بعضی از مواقع غذا به منطقه تغذیه در چند متری کناره محدود می‌گردد.

در هر دو مورد مجری استخر می‌تواند ببیند چه مقدار غذا مصرف شده است. اگر هیچ غذایی در روز بعد باقی نماند، مقدار غذا باید افزایش یابد. اگر مقدار زیادی غذا بماند، مقدار آن را باید کاهش داد و یا حتی به مدت یک روز قطع کرد. مقدار اولیه غذای پیشنهادی با استفاده از جیره خشک ، همچون غذای ترکیبی جوجه در یک استخر دارای 5 عدد در متر مربع باید در حدود 6/25 Kg/ha در روز باشد. 

برداشت

زمان برداشت بستگی به میزان رشد و اندازه بازاری مطلوب و تا حدی تکنیک مدیریت استخر دارد. اصولا در مدیریت استخر میگوی آب شیرین دو روش بسیار رایج وجود دارد. نخست ، تکنیک پرورش دسته ای که امکان

می‌دهد جانوران تا اندازه بازاری متوسط یا تا هنگام تخلیه استخر به دلایل دیگر (مثلا کمبود آب ، پایین بودن درجه حرارت) رشد کنند، و سپس تمام محصول برداشت می‌شود.

تکنیک دیگر ، پرورش مداوم است به این ترتیب که معمولا یکبار در سال با تراکمی بسیار بیشتر از پرورش دسته‌ای به میگودار کردن استخر می‌پردازند و معمولا پس از 7 - 5 ماه بسته به میزان رشد (درجه حرارت) و اندازه قابل فروش محلی ، جانوران با اندازه بازاری بوسیله پره در فواصل زمانی منظم دست‌چین می‌شوند. استخرها را معمولا به طور کامل هر ماه یکبار و یا نصف استخر را ماهی دو بار برای جلوگیری از گل آلودگی تمام استخر پره کشی می‌کنند. 

عملیات پس از برداشت

اغلب میگوهای آب شیرین ، در نزدیکی محل پرورش در یخ یا زنده فروخته می‌شوند. میگوها را نیز می‌توان در تانکهای حمل هوادار به مشتریان عرضه کرد. میگوهای آب شیرین خصوصا در معرض صدمات آنزیمی پس از برداشت و مرگ هستند و بعضی پرورش دهندگان میگوها را در آب یخ فرو می‌کنند و آنها را در آب 65 درجه سانتیگراد به مدت 20 - 15 ثانیه نگه می‌دارند تا سفید شوند و سپس آنها را در یخ به فروشگاه حمل می‌کنند. 


بیماریها

بیماریها معمولا عامل ثانوی هستند و از نقص بهداشت تانک ، تعویض غیر کافی آب ، کمیت یا کیفیت غذا ، و اکسیژن محلول در شرایط بد ناشی می‌شوند. تک سلولیها شایع‌ترین عامل بیماریهای لارو می‌باشند. عفونتهای قارچی لاروها در مواردی مشاهده شده است اما غالبا در پی بهداشتی‌تر کردن غذا و کاهش تراکم لاروها رفع می‌گردد. فورمالین 200 - 250 p.p.m روزانه به مدت 30 دقیقه ، عامل موثری برای درمان بیماریهای ناشی از تک سلولیها و قارچهاست.

بیماری صدفی یا لکه‌های سیاه که بدیهی‌ترین بیماریهای پست لارو و میگوهای در اندازه بازاری هستند از تهاجم باکتریهای تجزیه کننده کیتین ناشی می‌شوند و در بعضی از مواقع با قارچها آلوده می‌گردند. تاری یا سفیدی بافتهای عضلانی که غالبا به طرف دم صورت می‌گیرد، احتمال دارد که واکنشی در برابر استرس باشد. 

 

لنگش در گاو

 

لنگش از لحاظ اتیولوژی به دو دسته ی عفونی و غیر عفونی تقسیم می شود. Foot rot، interdigital dermatitis و digital dermatitis ایجاد لنگش های عفونی و laminitis و اختلالات پنجه )بافت شاخی) ایجاد لنگش های غیر عفونی می کنند. Laminitis عبارت است از التهاب بافت مورق سم که یک بیماری چند عاملی و خود عامل مستعد کننده ی مهمی در ایجاد اختلالات پنجه در گاوهای شیری است. در سطح سلولی، التهاب بافت شاخی منجر به فعال شدن متالوپروتئینازهای ماتریکسی ( MMP ) و در نتیجه تضعیف الیاف کلاژنی مسئول معلق ماندن پنجه می شود. اعتقاد بر این است که پاتوژنز laminitis مرتبط با ایجاد اختلال در microcirculation بافت شاخی است که منجر به فروپاشی پیوستگاه درمی – اپیدرمی بین دیواره ی پنجه و استخوان P3 ( بند سوم انگشت ) می شود. تخریب پیوستگاه درمی – اپیدرمی موجب اختلال در انتشار مواد غذایی از طریق غشای پایه به لایه های زنده ی اپیدرمیسی می شود که قرار بود به شاخ (بافت شاخی) پنجه تبدیل شوند. این تداخلات مانع از تمایز طبیعی این سلول ها می شود که به دنبال آن بافت شاخی نرم تر و ضعیف تر شکل می گیرد. اسیدوز شکمبه به عنوان مهم ترین عامل عمده ی مستعد کننده ی laminitis در نظر گرفته می شود، باور بر این است اسیدوز شکمبه اثرات مخرب خود را از طریق مواد مختلف موثر بر عروق ( vasoactive ) همچون اندوتوکسین ها، لاکتات و احتمالا هیستامین اعمال می کند؛ این مواد همزمان با پیشرفت اسیدوز به جریان خون آزاد می شوند. مواد وازواکتیو یک جریان آبشاری را در گردش خون بافت شاخی آغاز می کنند، این جریان شامل رخدادهای زیر است : کاهش جریان خون به دلیل انقباض عروقی، ترومبوز، ایسکمی، هیپوکسی و شانت سرخرگی – سیاهرگی. نتیجه ی نهایی این تغییرات ادم، خونریزی و ایسکمی است که منجر به اختلالات عملکردی همچون فعال شدن MMPs می شود؛ MMPs دسته های الیاف کلاژن suspensory apparatus بند سوم انگشت را تجزیه می کنند. این وضعیت با فعال شدن فاکتورهای رشد و نکروز شاخ که منجر به تغییرات ساختاری غشای پایه و دیواره ی مویرگ ها می گردد، وخیم تر می شود. در شرایط منجر به اختلالات عروقی همانند laminitis، کراتینوسیت ها به دلیل محرومیت از اکسیژن و مواد مغذی آسیب دیده و ملتهب می شوند. نتیجه ی نهایی تولید  بافت شاخی است که به طور ضعیفی کراتینه شدهو این موجب تضعیف مقاومت کپسول شاخ پنجه در برابر تهاجمات مکانیکی، شیمیایی و حتی میکروبی و در نتیجه عوارضی همچون زخم پاشنه می شود.

استرس گرمایی، فاکتورهای تغذیه ی و تغییرات هورمونی پیرامون زایمان سه عامل مستعد کندده ی laminitis هستند. استرس گرمایی با کاهش تراوش بزاق و در نتیجه کاهش بیکربنات مورد نیاز برای بافری کردن محیط شکمبه موجب کاهش pH شکمبه می شود. 60 تا 90 روز پس از آغاز اسیدوز شکمبه، لنگش رخ می دهد. جیره ی کم فیبر و مقادیر بالای کربوهیدرات قابل تخمیر عوامل مستعد کننده ی اسیدوز شکمبه هستند. فیبرها به طور فیزیکی موجب جویدن و در نتیجه تحریک ترشح بزاق می شوند. جیره ی حاوی مقادیر بالای کربوهیدرات قابل تخمیر موجب تولید بیش از حد اسید لاکتیک و تجمع آن در شکمبه می شود. با کاهش pH شکمبه جمعیت میکروفلوری غالب شکمبه از باکتری های گرم منفی به باکتری های گرم مثبت تولید کننده ی اسید لاکتیک تغییر می یابد. با متلاشی شدن دیواره ی باکتری های گرم منفی در حال مرگ، اندوتوکسین آزاد شده و به همراه باکتری،اسید لاکتیک و احتمالا هیستامین از طریق مخاط آسیب دیده ی شکمبه وارد گردش خون عمومی و سپس microcirculation سم می شود. اسیدوز در دو دسته ی حاد و تحت حاد ( SARA ) طبقه بندی می شود که SARA نقش مهم تری در ایجاد لنگش دارد. تغییر قابل توجه جیره در گاوهای تازه زا نسبت به دوره ی خشکی و جیره ی کم فیبر در گاوهای شیری مهم ترین عوامل مستعد کننده ی SARA هستند.در مورد تغییرات هورمونی پیرامون زایمان منجر به لنگش اطلاعات مستندی در دست نیست.

اتفاقي كه در اثر اسيدوز بين بافت شاخي و تيغه ها رخ مي دهد ٬ باعث التهاب lamina ها و انحراف بند سوم انگشت مي شود كه در نهايت همه اين عوامل باعث ايجاد زخم كف سم و لنگش مي گردد

بافر شکمبه ای

بافر شکمبه ای ناکافی در گاو شیری

 

بافر شکمبه ای دارای ۲ جنبه است بافر درونی و بافر مربوط به جیره.

بافر درونی به وسیله گاو تولید می شود. و به طرز پوشیده در شکمبه از راه بزاق وجود دارد. فرمول جیره ها مبنی بر فیبر پاکننده بی اثر (NDF) به عنوان درصدی از ماده خشک جیره غذایی پیشنهاد شده است. به علت ارتباط میان NDF و انباشتن شکمبه و ارتباط خنثی کننده و منفی میان NDF و چگالی انرژی جیره غذایی پیشنهاد شده است. به هر حال سطح فیبر مربوط به رژیم غذایی معمولأ به تنهایی مورد استفاده قرار نمی گیرد زیرا تخمیر شکمبه ای از فیبر تغییر پذیر است و علت دیگر این است که ویژگی های طبیعی فیبر تخمیر شکمبه ای را تحت تأثیر قرار می دهد.به طور مستقل و آزادانه متابولیسم حیوان و تولید شیر چرب از مقداری NDF شیمیایی اندازه گیری شده است.منتر راهکار مؤثر و طبیعی فیبر را (NDF) که به طور اولیه مرتبط با اندازه فیبر است معرفی کرد. فعالیت جویدن برای تعیین NDF به کار می رود اگر چه رهنمودها راجع به سطح رژیم غذایی فیبر و فیبر از علوفه موجود است این مسئله دارای اهمیت است که متوجه شوند فیبر مورد نیاز اجزای جیره گاوها تحت تأثیر انفعالات زیاد و درون جیره غذایی به علاوه اینکه چطور تغذیه می شوند می باشند. تعداد زیادی از متخصصان تغذیه و تعدادی از گاوها که در یک گله در حال نشخوار کردن هستند در یک زمان معلوم به عنوان شاخصی برای سلامت عملکرد شکمبه استفاده می کند و هدف این است که حداقل ۰/۴ درصد گله در حال نشخوار باشند.این رهنمود وقتی که با TMR به صورت آزاد تغذیه می شوند قطعی است. راه دیگری برای دسترسی به توان بافری درونی از یک جیره غذایی به وسیله اندازه گیری طول TMR که به وسیله گاوهایی مصرف می شوند که به طور جداگانه ذرات علوفه را استفاده می کنند. جیره غذایی با کمتر از ۰/۰۷ طول ذرات خطر (SARA) را افزایش می دهد. خصوصأ اگر آن جیره های غذایی در مرز یا پایین تر از این مقدار از فیبر باشد. افزایش مقدار فیبر از جیره غذایی، اثر طول کوچک ذرات جیره را خنثی می کند. 
_______________________________________________

باتشکرازحسن‌توجه‌شما‌یاران همیشگی

اکبــــــــــرپوراســــــــــد

ورم پستان

گاو شیری

حضور ورم پستان در تعارض با بهبود کیفیت شیر و افزایش باروری است
در زمان حضور ورم پستان، ترکیب های مختلفی در غده پستانی تولید می شوند. افزایش شمار سلول های بدنی یا وجود ورم پستان تحت بالینی ممکن است موجب توقف تولید گنادوتروپین (هورمون جنسی) و در نتیجه تاخیر در آغاز چرخه فحلی پس از زایش شود.
طی دهه گذشته مدارک بسیاری حاکی از نشانه های اندک بر هم کنش منفی میان سلامت پستان و پیامدهای آبستنی وجود داشت. به علت ارتباط نزدیک شمار سلول های بدنی (SCC) با التهاب و سلامت پستان، افزایش شمار سلول های بدنی یک علامت منطقی از وجود ورم پستان تحت بالینی محسوب می شود.

درک و سازوکاری که موجب آن افزایش شمار سلول های بدنی و سبب کاهش قدرت باروری می شود، به طور کامل ممکن نیست. در زمان حضور ورم پستان، ترکیب های مختلفی در غده پستانی تولید می شوند. افزایش شمار سلول های بدنی یا وجود ورم پستان تحت بالینی ممکن است موجب توقف تولید گنادوتروپین (هورمون جنسی) و در نتیجه تاخیر در آغاز چرخه فحلی پس از زایش شود.

اثرات فولیکولی

موجودیت و حدث ورم پستان مزمن در یک مطالعه به واسطه آمیخته ارزیابی آزمون های باکتریولوژی و سلول های بدنی در شیر کارتیه های انفرادی شناسایی شد و تحت عناوین درجه کم، متوسط و شدید عفونت نشاندار شدند. طی مطالعه، محققین فولیکول های قابل محاسبه در هر تخمدان را شمردند.

ضخامت فولیکول در دامنه 1 تا 3 میلی متر و یا 4 تا 7 میلی متر بود و تحت تاثیر درجه عفونت قرار نگرفته بود. البته افزایش حدث ورم پستان موجب تلف شدن فولیکول های با ضخامت بیش از 8 میلی متر می شد. گاوهای تفکیک شده مورد بررسی، فولیکول های ثانویه کمتری داشتند و غلظت خون عروق مربوط به بخش خارجی پوسته تخمدان آنها نیز کاهش یافته بود.

کاهش بستر عروقی و بافت فیبروز اضافی هر دو اثر مستقیمی بر سازه های مربوط به تخمک در تخمدان دارند. کلیه این سازه ها عناصر ضروری و دائمی برای عملکرد و رشد فولیکول هستند.

چرخه های پس از زایش

گاوهایی که بین روزهای 15 تا 28 پس از زایش به ورم پستان مبتلا شدند، در مقایسه با گاوهای مبتلا شده به ورم پستان طی دو هفته اول شیردهی و گاوهای گروه شاهد (گاوهای با سلامت پستانی)، با تاخیر آغاز چرخه تخمدان (تعداد گاو تخمک گذاری کرده کمتر تا 28 پس از زایش) و تاخیر در اولین فحلی رو به رو شده اند (جدول 1).

ورم پستان پس از زایش آغاز چرخه فحلی را تحت تاثیر قرار می دهد

در مطالعه دیگری گاوهای با شمار سلولی بدنی بالا با مقدار بیش از 500،000 و همچنین تاخیر زیاد در اولین تخمک گذاری پس از زایش از گاوهای با شمار سلول های بدنی زیر 500،000 در اولین ماه پس از زایش متمایز شدند. نتایج به وضوح نشان می دهد ورم پستان بر آغاز فعالیت های تخمدانی در گله های شیری تاثیرگذار باشد.

چرخه فحلی غیر طبیعی


مطالب ذکر شده تنها اثر منفی تحقیقات نبود. گاوهای با شمار سلول های بدنی بالا (200،000 تا 500،000) به نسبت گاوهای با شمار سلول های بدنی 50،000 تا 100،000 چرخه فحلی طولانی تر داشتند. در ضمن جسم زرد نابالغ (به علت کوتاه بودن چرخه فحلی) در گاوهای با درگیری ارگانیسم گرم منفی و گاوهای بدون عامل بیماریزا در پستان در مقایسه با گاوهای درگیر ارگانیسم گرم مثبت یا بدون عفونت (46/7 در مقابل 8/3 و 2 درصد) شناسایی شد. در زمان بروز ورم پستان طی فاز فولیکولار، طول این بخش از چرخه در گاوهای درگیر باکتری گرم منفی و گاوهایی که هیچ عامل بیماری زایی از پستان آنها جدا نشد در مقایسه با گاوهای مبتلا به ورم پستان باکتریایی گرم مثبت و گاوهای سالم تقریبا 3 روز طولانی تر شد.

نرخ باروری

هدف از مطالعات گسترده شامل ثبت 287،192 تلقیح اول طی هفت سال گذشته در فلسطین اشغالی، ارزیابی اثرات ورم پستان بود. به ویژه پژوهشگران بر الگوی شمار سلول های بدنی نزدیک اولین تلقیح مصنوعی بر میزان آبستنی تمرکز کردند. شمار سلول های بدنی با آستانه 150،000 برای تفکیک گاوهای سالم از گاوهای مبتلا به ورم پستان در نظر گرفته شد. از این رو گاوهای با شمار سلول های بدنی بالا پیش از تلقیح و شمار سلول های بدنی پایین پس از تلقیح برای درمان برگزیده شدند. گاوهای با شمار سلول های بدنی پایین پیش از تلقیح و شمار سلول های بدنی بالا پس از تلقیح تحت عنوان عفونت جدید معرفی شدند. همچنین گاوهای با شمار سلول های بدنی بالا پیش و پس از تلقیح با عنوان گاوهای مبتلا به ورم پستان مزمن (احتمالا تحت بالینی) نامیده شدند. در کلیه موارد، باروری در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافته بود (جدول2).


گاوهای مبتلا به ورم پستان حاد چطور؟ تنها مورد افزایش شمار سلول های بدنی (بیش از یک میلیون سلول در تنها یک نمونه شیر مورد آزمون روزانه) در طی 10 روز پیش از تلقیح و نه زودتر از آن موجب کاهش احتمال باروری به میزان 6/23 درصد شد. نتایج نشان دادند که افزایش شمار سلول های بدنی در حوالی

کبک چوکار

یکی از جنس های معروف کبک جنس الکتوریس است این جنس دارای 7 گونه و 24زیرگونه در سراسر دنیاست. ازجمله مشهورترین انها میتوان به کبک چوکار اشاره کرد که دارای 14 زیرگونه مختلف است.قرمزی پا از مشخصات ظاهری انهاست گرچه نباید انهارا با کبک پا قرمز اشتباه گرفت.این گونه متعلق به خانواده فازیانیده-زیر خانواده فازیانینه و تبار پردیسینی و بومی اروپای شرقی تا هنداست.
این کبک بدنی به طول 32-35سانتی متر دارد ودارای نمای خارجی قهوه ای و خاکستری است . یکی از صفات منحصر به فرد این کبک وجود نوارهای سیاه و سفید در دو طرف پهلوی انهاست .هردو جنس نر وماده انها دارای پاها ونوک قرمز هستند .این صفات ازجمله مشخصات برجسته انهاست.قسمت کمر انها قهوه ای روشن سینه خاکستری و شکم حنایی رنگ دارد.دم انها 14پر اصلی دارد که سومین شاه پرانها بلندترین است درحالی که شاه پر اول طولی برابر شاه پرهای 5و6دارد.
با استفاده از تکنولوژی های روز میتوان جوجه کبک هارا در هرفصلی پرورش داد .کبک چوکارا میتوان در گروههای دوتایی سه تایی و یا کلنی نگهداری کرد اما هرچه گروه انها کوچکتر باشد تولید مثل موفق تری خواهند داشت .یکی از اشکالات اساسی کبک چوکارعدم تمایل انهلا به خوابیدن روی تخم است بنابراین تولید مثل موفق انها نیازمند استفاده از دستگاه جوجه کشی است.ماده در هر دوره تولیدی 40تا50 تخم میگذارد.
جفت شدن
کبک چکار اساسا تک همسر است گرچه ممکن است کبک نر گاها با دوماده رابطه داشته باشد.انها معمولا در اسفند ماه دسته کبک هارا ترک کرده و جفت میشوند.طول دوره روشنایی دما وشرایط غذایی موجود در منطقه بر زمان تشگیل جفت (اسفند ماه یا زودتر ویا عدم تشکیل جفت)اثر دارد.وقتی کبک ها جفت نمی شوند ویا به صورت مختصر جفت شده و مجددا به گروه می پیوندندنشانه ان است که فصل اشیانه سازی مناسبی ندارند.جفت شدن کبک ها موجب پراکندگی بیشتر انها در یک منطقه میشود .پرندگان مسن با سن بیشتر از یک سال زود تر جفت میشوند.در اوایل زمستان فعالیت بیضه نرها شروع میشود و بیشترین فرصت جفت گیری در اواخر اسفند ماه است.فعالیت تخمدان ماده ها در اوایل دی ماه شروع شدهودر اسفند فروردین به نقطه اوج تولید تخم میرسند.به طور معمول کبک چوکار در اولین بهار بعداز تولد خود واردفرایند تولید مثل میشودو در ماه های بهمن و اسفند جفت میشوند گرچه بسته به شرایط جغرافیایی زمان ان تغییر کند .پرندگانی که دارای بیش از 1 سال سن هستند ابتدا تشکیل جفت میدهند .نر در طول دوره خوابیدن روی تخم –خروج جوجه ها از تخم و پرورش جوجه ها همراه ماده میماندبا این وجود برخی نرها بعد از تشکیل دسته تخم ماده را ترک میکنند .
وقتی پرنده ها جفت شدند نوعی فعالیت و رفتارهای قلمرو یابی نشان میدهند .اشیانه کبک ها به صورت پراکنده و مخفی اغلب در نزدیکی منابع اب ساخته میشوند.ظاهرا ساخت اشیانه و گذاشتن تخم در فروردین ماه انجام میشود .در اردیبهشت تخم گذاری ادامه میابد ودر اوایل خرداد جوجه ها متولد میشوند اولین تخم در اوایل بهار گذاشته میشود و کبک هایی که در تولید مثل خود اصرار دارند تا 5 ماه به ان میپردازند و از اواسط اردیبهشت تا انتهای مرداد جوجه ها ظاهر میشوند . تعداد متوسط دسته تخم در مناطق مختلف متفاوت است و بین 12 تا 15 عدد میباشد. معمولا تعداد تخم اولین دسته تخم سالانه بیشتر است . متوسط دوره خوابیدن روی تخم کبک چوکار 23تا 30روز و به طور متوسط 24 روز است .جوجه ها در زمان خروج از تخم پوشیده از پر هستند اما به محض خروج لانه را ترک میکنند . انها تا اواخر زمستان و یا اوایل بهار سال بعد به همراه والدین ودیگر جوجه های دسته میمانند .جوجه ها قادرند درسن دو هفتگی به پرواز درایندودر سن 18 هفتگی کاملا شبیه والدین خود هستند.
تخم
تخم کبک از نظر اندازه شکل و رنگ امیزی متغیر است ولی به طور کلی تخم انها به رنگ سفید متمایل به زرد یکنواخت با لکه های قهوه ای رنگ در اندازه ها و اشکال متفاوت است که در تمامی سطح پوسته تخم پراکنده شده است . تخم کبک بین 16تا 25 گرم (متوسط 21گرم)وزن و شکلی بیضوی نسبتا کشیده که محور طولی و عرضی ان به ترتیب 42و31میلی متر است . نسبت بین پوسته –زرده و سفیده تخم کبک به ترتیب برابر 15/2-35و49/8درصد است .ضخامت پوسته تخم کبک 228/0 و ضخامت غشای پوسته 047/0میلی متزاست.در دوره تکمیل تخم ها تعداد تخم تولیدی هرماده به طور متوسط 3/1 عدد در روز است.
جوجه ها
جوجه ها پس از تولد از نظر تغذیه مستقل از والدین هستند و بلافاصله پس از خشک شدن قادر به ترک لانه و یافتن غذا هستند . در صورتی که درروزهای اول زندگی جوجه ها درمعرض تهدید شکارچی ها قرار گیرند والدین انها وانمود میکنند که اسیب دیده اند تا توجه شکارچی را از جوجه ها منحرف کنند . وقتی جوجه ها به سن 3 هفتگی رسیدند جوجه ها نیاز چندانی به والدین خود ندارند . در سالهای تولید مثلی مناسب و طبیعی گاهی اوقات میتوان 30 الی 50 جوجه در کنار 1تا 2کبک بالغ مشاهده کرد.
بقا
قابلیت جوجه در اوری تخم کبک چوکار برابر 91الی 98 درصد است ولی موفقیت اشیانه از نظر تولید جوجه 40تا 50 درصد است .موفقیت تولید مثل ماده ها بین 60 تا 70 درصد است . در فاصله تابستان تا پاییز درصد بقای انها 26تا68درصد میباشد که در مناطق و فصول مختلف سال این رقم متغییر است.
سکونت گاه
کبک ها درمیان بوته زارهای مختلف – در مناطق شیب دار و شکاف صخره ها و مناطق خشک زندگی میکنند انها در فصل بهار و تابستان از صخره زارها و نوع پوشش های بوته زار بیشتر از حد مورد انتظار واز مناطق علفزار کمتر از مورد انتظار به سر میبرند.انها همواره به دنبال منابع علف تازه و ابدار و دمای مناسب برای زندگی هستند . انها در زمستان های برفی در شیبهایی که در اثر باد برف انها روبیده شده است و یا حتی در مزارع و کشتزارها به سر میبرند.
احتمالا منشاء اولیه کبک چوکار کشورهای هند پاکستان و افغانستان است.کبک چوکار متعلق به دره هایی با ارتفاع 1500تا 2500متری است اگرچه در مناطق کم ارتفاع تا شیب های کوهستانی و قله های کوه ها با ارتفاع 5000متری هم دیده میشوند.
تغذیه
بیشترین لحضات غذا یابی کبکها در ساعات میانه صبح و نیز بعد از ظهر است. محل های تغذیعه به نوعی منعکس کننده نیازهای غذایی –تغیرات فصلی و وجود اب و غذاست. در تابستان و اوالیل پائیز بذر ها و به دنبال ان گراس های نرم و جوان مهمترین منبع غذایی انهاست و به طور کلی چوکارها به دنبال علئفه های نرم و دمای مناسب محل زندگی هستند .در بهار وقتی انواع گیاهان جوانه میزنند و حشرات ظاهر میگردند به سمت این منالبع میچرخند و البته برگ علف های نرم و گراس های سبز را نیز مصرف میکنند.
کبک های جوجه دار سعی میکنند ار بوته ها و پوشش های علفی برای دو منظور (تغذیه ای و امنیتی) استفاده کنند . غذا یابی در فصل زمستان اغلب درساعات روز است گرچه عمدتا غذا یابی و مصرف سنگ ریزه توسط انها در ساعات غروب انجام میشود.

کلیات پرورش اسب

پيشينيان براي اسبهاي خود احترام بسياري قائل مي شدند به گونه اي که صاحب اسب، نياکان اسب نژادين خود را تا 12 نسل پشت مي دانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگين مي شد. همچنين اسب را جانوري نجيب نيز مي شناسند. با اينحال در هنگام خشم اسب، نزديکي به او بسيار خطرناک است.اسب را در پارسي ميانه و اوستائي نيز آسپ (ASP) ناميده اند. نامهاي بسياري از بزرگان ايراني در روزگار باستان داراي پسوند اسپ بوده است (مانند: گشتاسپ، ارجاسپ، جاماسپ، لهراسپ و ...) که اين مسئله نشان از اهميت اين جانور در ميان ايرانيان است. در زبان سانسکريت اين واژه به ريخت AZVA بوده که واژه سوار و اسوار نيز در زبان پارسي کنوني از همين ريشه اند. اسب براي اولين بار در آسياي ميانه که بعدها ترکستان نام گرفت اهلي شده و سپس به دشتهاي ايران راه يافته است. در ايران باستان بويژه در دوره هخامنشي، اسب نقش بسيار زيادي در زندگي روزمره مردم بازي مي کرد. جالب است بدانيد که در آن زمان به اسبهاي تربيت يافته پارس مي گفتند که عربها اين واژه را به فارس معرب کرده و آنرا به معناي تيزرو و سوارکار ماهر به کار مي برند.

 

تاریخچه پرورش اسب

در دوره نوسنگی انسان با اختراع کشاورزی و اهلی کردن برخی از جانوران وحشی غول آسا قدمی در جهت تسلط واقعی و عملی بر محیط خویش برداشت. شکارگر سرگردان به اجتماعی سازمان یافته پیوست که در روستاهای محاصره شده با مزارع کشت شده به زندگی ادامه داد در این روند تکامل است که برای اولین بار انگیزه شهرنشینی و زندگی اجتماعی بوجود آمد و تمدن هایی چون بین النهرین ، آناتولیا ، ایران و غیره پدید آمد.

ایرانیان دارای کهن ترین تمدن ها می باشند. کشور عزیز ما ایران با چندین هزار سال تاریخ آغشته به خون خود یکی از کهن ترین تمدن هاست. ایرانیان اولین قومی بودند که به رام کردن و تربیت اسب پرداختند. آنان از اسب برای شخم زدن ، حمل و نقل و بارکشی استفاده می کردند و در کنار خانه هایشان جایگاه هایی که امروزه به آن اصطبل می گوییم مهیا کردند و در واقع در کنار یکدیگر زندگی می کردند که طبیعی است چنین زندگی ای علاقه، اهمیت و صمیمیت بوجود می آورد. اسب از جانورانی است که از آغاز در میان آریاییها و در فرهنگ اقتصادی و اعتقادی ایرانیان جایگاه ویژه ای داشته است. مهاجرت آریاییها در هزارو چهارصد سال پیش از میلاد توسط ارابه های اسبی بوده است و ارابه های معروف آن ها از همه چیز بیشتر توجه تاریخ نگاران را به خود جلب کرده، به طوری که آنان همیشه با احترام و اهمیت از آن یاد کرده اند. در دوره مادها که به سال 554-701 قبل از میلاد بر می گردد و حدود بیشتر از یک و نیم قرن حکومت کردند در نبردهای خود اساسی ترین نقش را به سواره نظام داده بودند که همین امر باعث شد که کیاکسار سومین پادشاه ماد برای رویارویی با ارتش بزرگ آشور که در بین النهرین وجود داشت به تأسیس دسته سواره نظام بپردازد و بعد از اتحاد مادها-پارت ها و پارس ها که همگی آریایی بودند یورش و ارتش بزرگ و شکست ناپذیرآشور و شکست دادن آن قوم وحشی و از میان بردن نسل و نژاد آنها پیش آمد و این پیروزی دروازه ای برای ورود اسب آرین به دنیای عرب گردید. البته پیش از آن زمان هم اعراب اسب را از آشوریها گرفته بودند و آشوریها نیز اسب را در یورشهای متمادی قبلی از قوم آرین بدست آورده بودند. چینی ها در منابع فرهنگی خود از اسبان تیز تک اشکانی که موثرترین ابزار کار پارتیان بوده نام برده اند . پارت قومی است ایرانی و آریایی که مردان و اسبان جنگی بسیار خوبی داشته و واژه پارتیزان به معنی چریک جنگی از نام قوم پارت برداشته شد به دلیل چالاکی و چابکی و جسارتشان در جنگ با دشمن.

در بازرگانی اشکانیان اسب بسیار مهم بوده است، هم برای حمل و نقل و هم برای فروش . اسبان را به جزایر و سرزمین های خلیج فارس می بردند و اعراب با خرید اسب در برابر خرما و همچنین بدست آوردن اسب ها از راه دزدی و غارت اسبهای موردنیاز خود را تا حدی تأمین می کردند. این را بایستی متذکر شویم که در آیین اول ایرانیان یعنی دین زرتشت و نیز در دین اسلام قربانی کردن اسب آزاد نبوده و این حیوان نجیب از سوی حضرت رسـول اکـرم (ص) مکـروه اعلام شد تا این حیــــوان نسلش به انقراض کشیـــــده نشود به شکلی که در حدیثی می فرمایند:" بر پیشانی اسبان تا قیامت خیر حک شده است و کسی که در راه خدا آنها را نگهداری و تیمار می نماید همانند کسی است که دست خود را به صدقه دادن گشوده و تا ابد هرگز نمی بندد. (فقیر نمی شود) "

پس به گواهی تاریخ و بدون هیچ تردیدی خاستگاه این چارپای برازنده، ایران بزرگ بوده است که محدوده آن از شمال به کرانه های دریاچه آرال، از شرق به دامنه های پامیر و ماورالنهر و ازجنوب به کرانه های خلیج همیشگی فارس تا شمال آفریقا و از غرب به میان رودان (بین النهرین ) تا سرزمین های بیزانس بوده است تا آنجا که می گویند در سراسر جهان اسبی یافت نمی

شود که که خون اسب نژاد آرین در رگهایش جاری نباشد.

باستان شناسان از دل خاک سنگ نبشته هایی به جا مانده از خاکهای آپادانا، شوش و تخت جمشید بدست آورده اند که هرچه عمیق تر به آن می نگریم در آن نقشی از پیکر اسبان بیشتر نمود پیدا می کند. و حتی کشف اسکلت چند سوار و اسب در دسته آبادگیران و یا اشیاء دیگر همچون لگام و زین در مناطق لرستان و یک نوع اسب به نام هیپاریون در مرز چال مراغه کشف شده که اتکا ایـــــرانیان را در امور سیاسی – نظامی و اقتصادی به اسب اثبات می کند.

اسب از دیرباز در خدمت انسان بوده است ، این حیوان بدست ایرانیان تربیت و به جهان عرضه شده است. اما اقوام دیگر میوه زحمات آرین را در چپاولگریهای بی رحمانه غارت کرده و حتی به نام خودشان نام گذاری کرده اند.

نام اسب در بین ایرانیان باستان به عنوان بخشی از نام انسانها بوده است ، مانند :

تهماسب= تهم + اسب به معنای اسب قهرمان یا دارنده اسب قهرمان

گشتاسب = گشت + اسب به معنای اسب گردنده ، تیزرو و چوگانی ، راهوار

جاماسب = جم + اسب به معنای اسب جمشید

نویسنده ای به نام امین نارسلن در کتاب خود به نام تمدن شرق می گوید:" ایرانیان دلیر بوده و در سوارکاری و تیراندازی کمتر قومی به آنان می رسد . دیگر نویسندگان این را نوشته اند ولی من به چشم خود دیده ام."

هرودوت، نویسنده و مورخ یونانی که در2100 سال پیش زندگی می کرده است می نویسد ایرانیان از پنج سالگی تا بیست سالگی سه چیز را می آموزند سوارکاری، تیراندازی و راستگویی.

هرودوت در جایی دیگر می گوید :" خشایار شاه ایرانی در لشگرکشی به یونان به هنگام جنگ به منطقه ای به نام تسالی رسید، در آنجا شنید که اسبهای این سرزمین بهترین اسبهای یونان هستند پس دستور تاخت داد در این آزمایش اسبهای تسالی واپس ماندند ."

داریوش اول در سنگ نوشته تخت جمشید می گوید :" و سزاوار است پادشاهی که زاد و بومش دارای مردم خوب و اسبهای خوب است."

هرودوت می گوید رمه اسبهای سپاهیان هخامنشی در بابل نگهداری می شود که هشتصد اسب و شانزده هزار مادیان در آنجا پرورش می یابد.

اسب های زیادی در تاریخ ایران همواره به همراه سواران خود جاودانه گشتند و در کتابهای تاریخی و سینه های مردم ثبت شده اند مانند شباهنگ بیژن، شبدیز خسرو پرویز، رخش رستم، غزال شاه عباس صفوی و حتی ذوالجناح، اسب سالار شهیدان، حسین بن علی (ع) که از نژاد ایرانی بوده است.

در نوروز نامه قیام آمده است که از صورت چارپایان هیچ صورتی نیکوتر از اسب نیست و در قابوس نامه این جمله آمده که جهان به مردمان بپای است و مردمان به حیوان و نیکوترین حیوانات اسب است که داشتتنش هم کدخدایی است و هم ثروت.

اسب به دو صورت وارد بین النهرین شد اول از طریق آشوریها که قبلاً به ذکر آن پرداختیم و دوم همانطور که در کتاب اصل اسب به آن اشاره شده که می گوید هنگامی که اسب توسط بازرگانان فنقی(لبنانی ) و ایرانی به عربستان و بین النهرین رسید نخستین خرید و فروشها در آن زمان انجام گرفت و تا مدتی نام این حیوان برای آن ها معلوم نبود و به آن (پاکورا) یا خرکوهی یا خرشرقی می گفتند. کولن در کتاب خود تحت عنوان نژاد اسب های اصیل یا نژاد اسب های جهان می گوید در سال 1824 سواره نظام ارتش انگلیس در هندوستان دارای 7546 رأس اسب بود که همگی از نژاد اسب ایرانی و از ایران تهیه شده بودند و کسورات آنها هر ساله از ایران تأمین می شد.

در ماه اوت سال 1715 در زمان فتحعلی شاه قاجار به مناسبت روابط حسنه فی مابین دولت ایران و فرانسه یکی از نامی ترین اسبهای ایران به رسم پیشکش و هدیه به دربار ناپلئون بناپارت فرستاده شد و این همان اسبی است که ما در عکسهای ناپلئون او را سوار بر آن اسب سفید دیده ایم ، عکس این اسب توسط نقاشی به نام هوراس نقاشی شد.

اسم این اسب پر آوازه (جهان پیما ) بود و پوست آن نیز اکنون در موزه لوور نگهداری می شود.ت.

به طور کل از نژادهای اسب ایرانی می توان به نژاد کرد، عرب ایرانی، اصیل ایرانی، ترکمن و کاسپین ( خزری) را نام برد.

صنعت اسب و پتانسیل بالای اشتغال‌زایی

صنعت اسب در دنیا همیشه یکی از صنایع پول ساز با گردش مالی بالا بوده است چون از یک سو افراد بسیاری به نگهداری و پرورش اسب علاقه‌مند بوده‌اند و در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند و کم‌کم آن را به شکل اقتصادی در آورده‌اند و برای آن با تبلیغات و رسانه‌های جمعی بازار‌ ايجاد کرده‌اند که ‌اين بازار به سرعت به سمت حرفه‌اي شدن پیش می‌رود و از سوی دیگر دولت‌ها همیشه در حال گسترش فعالیت‌های مرتبط با اسب بوده‌اند از دو منظر؛ یکی سرگرمي‌ و دیگری اشتغالزایی.

جنبه سرگرمي‌گاه استفاده‌های سیاسی نیز در بر داشته است بدین صورت که با‌ ايجاد مسابقات و کمک به تولید و ‌ايجاد رقابت بین تولید‌کنندگان از اسب به‌ عنوان یک ابزار ساده و کم هزینه برای سرگرم کردن مردم استفاده کرده است. و از دیدگاه دیگر بخش اشتغالزایی‌، صنعت اسب یکی از صنایع بسیار اشتغالزا است از تولید تا نگهداری و آموزش اسب برای مسابقات و خدمات وابسته و تولید لوازم سوارکاری که هنوز به صورت دستی تولید می‌شوند و فروش بالایی هم دارند. البته ‌اين بدان معنی نیست که نباید با تکنولوژی در تولید پیش رفت.

در‌اين مقاله به بررسی وضعیت اقتصادی کشورهای آمريكا و روسیه که دو کشور مهم و تاثیرگذار در زمینه مرتبط با بازار و اشتغال اسب هستند پرداخته مي‌شود تا در فرصتی دیگر به‌اين مهم پرداخته شود که چرا با وجود سفارشات موکد دینی به ورزش اسب‌سواری،‌ اين ورزش و صنعت وابسته به آن چندان جدی گرفته نمي‌شود.

 

پرورش اسب در ایران

اسب را که به احتمال قوي مي توان زيستگاه و برخاستگاهش را ايران بدانيم در تمام ادوار تاريخي همواره در زندگي و در کار و در جنگ يار و ياور ما بوده و هنوز هم هست. کشور ما با وجود وضعيت اقليمي، اجتماعي و اقتصادي و بنا بر اقتضاي وضع و هدف پرورش دهندگان اسب داراي اشکال گوناگون مديريت پرورش اسب و اسبداري مي باشد.

در حال حاضر مديريتهاي ناظر بر توليد، اقتصاد، نگهداري و پرورش اسب به شرح زير است:

الف) پرورش اسب به شيوه عشايري: عشاير کشور ما بنا به اقتضاي وضع و به لحاظ سنت آبا و اجدادي به نگهداري و پرورش اسب اقدام و معمولا" بسته به وابستگيهاي آبا و اجدادي خود به ايل، عشيره و طايفه، نژاد و تيره، اسب خاصي را پرورش مي دهند، همانگونه که در خوزستان در نژاد برخي از قبايل عرب منطقه و از جمله ميرها، سنجابي ها و جافها در مناطق اسب کردي (کردستان، کرمانشاه و ...) و تراکمه در ترکمن صحرا.

ب) پرورش اسب در روستاهاي کشور: روستاييان کشور ما از چند جنبه اقدام به پرورش اسب مي نمايند، از جمله آنها:

۱- پرورش اسب به منظور سواري: عده اي از روستاييان کشور ما از چند جنبه اقدام به پرورش يک و يا دو یا سه سر اسب جهت سواري پرورش مي دهند.

۲- پرورش اسب به منظور کره کشی و فروش مازاد توليد براي کسب درآمد: اين شيوه پرورش بيشتر در روستاهاي کردستان، کرمانشاه، آذربايجان غربي، خوزستان، گرگان و گنبد رايج بوده و در اين شيوه معمولا" روستاييان براي کره کشي و تکثير، اسبي را از نژاد خالص نگهداشته و از ماديانها کره کشي کرده و مازاد توليد خود را به معرض فروش مي گذارند.

۳- پرورش اسب به منظور توليد استر، قاطر و خرپوزگي: در اين شيوه که معمولا" پرورش اسب توام با پرورش الاغ مي باشد معمولا" روستايي و به عبارتي مدير توليد اقدام به قاطرکشي نموده و توليدات خود را در مناطق مختلف کشور به فروش مي رساند. از نمونه هاي بارز اين نوع مديريتهاي پرورشي روستايي (کره بند) برازجان واقع در استان بوشهر، مناطق قاطر کشي استانهاي آذربايجان، خراسان،

لرستان، کردستان و اشگورات مازندران و گيلان مي باشد.

۴- پرورش اسب به منظور کار: در بعضي از روستاهاي کشور که داشتن خودرو براي روستايي مستلزم تخصيص سرمايه و هزينه بالا مي باشد از کار اين حيوان و نتاج آن براي:

- حمل محصول غله، شالي و ديگر توليدات از مزرعه به سر جاده.

- به منظور شخم در مزارع کوچک و مزارعي که ماشين آلات قابليت انعطاف و کفايت مانور اسب را ندارند.

- براي حمل کود، بذر و نشا به مزرعه و شاليزار که به علت عدم وجود راه ارتباطي ماشين رو و يا علل ديگر منجمله گل و لاي، رفت و آمد خودرو به مزرعه غير ممکن است.

- براي حمل محصول از مراتع و مزارع و جنگلهايي که راه ماشين رو نداشته و يا حمل محصول با ماشين به لحاظ قيمت گران تمام مي شود.

براي حمل و نقل وسايل معيشتي روستاييان به مرکز دهستان، به ويژه در مواردي که هزينه حمل با ماشين مقرون به صرفه نيست.

- به منظور حمل بيمار در فصول سرد يا شبانگاه که روستاييان دسترسي به خودرو نداشته و فوريت مداواي بيمار ايجاد مي کند.

ج) پرورش اسب در شهرها و شهرستانها: در حال حاضر در شهرها پرورش دهندگان اسب به منظورهاي ذيل اقدام به پرورش و نگهداري اسب مي نمايند.

۱- پرورش اسب به وسيله موسسات و نهادهاي دولتي: ارتش جمهوري اسلامي ايران، سپاه پاسداران جمهوري اسلامي ايران، وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، نيروهاي انتظامي کشور، اداره کل سوارکاري و پرورش اسب و ديگر نهادها و موسسات دولتي پرورش دهندگان اسب مي باشند.

۲- صاحبان اصطبلها و باشگاههاي خصوصي:

اهداف اين مديريتها عبارتند از: شرکت در مسابقات ورزشي مانند کورس، درساژ، پرش، چوگان، سوارکاري و صحرانوردي. بديهي است شرکت در مسابقات در انحصار اين گروه نبوده و ديگر پرورش دهندگان و صاحبان اسب نيز در اين مسابقات شرکت مي کنند.

آموزش سوارکاري به اشخاص مبتدي و تامين سرويس سوارکاري براي سوارکاراني که عاري از اسب شخصي مي باشند.

پانسيون کردن اسبهاي اسبداراني که فاقد اصطبل بوده و براي نگهداري اسب خود نياز به اصطبل دارند.

پرورش اسب به صورت تک اسبي، دو اسبي و يا چند اسبي در باغات و اصطبلهاي شخصي و خصوصي افراد به منظور سواري، شکار، سرگرمي، تفريح و مسابقه

ايجاد تفريحات سالم در پارکها و تفرج گاهها

کره کشي و ازدياد و توليد اسب و فروش آن

تلفيقي از موارد ياد شده به ويژه خريد و فروش و دلالي اسب

د) پرورش اسب به منظور تحقيقات و اصلاح نژاد: اين شيوه پرورش اسب که طبق برنامه مشخص اصلاح نژادي و به نژادي و حفظ ژنهاي مطلوب نژادي و تکثير آن انجام ميگيرد. براي حفظ کفايت علمي و فني در صلاحيت مديريتي مراکز تحقيقات و اداره کل پرورش و اصلاح نژاد دام، معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزي بوده و يا با نظارت مستقيم اين اداره کل به وسيله بخش تعاوني و خصوصي اداره انجام مي گيرد.

 

ايران در آينده نزديك به يك كشور مطرح در عرصه اسب دواني و قطب صادرات اسب تبديل خواهد شد. ايران از امكانات و توانمنديهاي بالايي در عرصه پرورش اسب مسابقه برخوردار است و مي‌تواند از طريق پرورش، نگهداري و صادرات اسب، برگزاري مسابقات منطقه‌اي در رشته‌هاي استقامت و پرش و فعاليت باشگاهها، هزاران فرصت شغلي ايجاد كرده و درآمدهاي فراواني بدست آورد. سواركاري امروزه يك صنعت و ورزش پولساز در جهان است كه سالانه ميلياردها دلار درآمد براي كشورهاي فعال در اين عرصه به همراه دارد. به عنوان نمونه  آمريكا كه از اين ناحيه سالي ۳۰ ميليارد دلار و ژاپن ۲۲ميليارد دلار عايدي بدست مي‌آورند. اين درآمدها  ناشي از برگزاري مسابقات اسبدواني، خريد و فروش اسبهاي مسابقه و نيز خدمات نگهداري و پرورش آنان است و در صورت برنامه‌ريزي درست، سواركاري در ايران مي‌تواند از نظر "پولساز بودن" و "جاذبه" جاي فوتبال را بگيرد.از طرفی سواركاري از ورزشهاي مورد تاكيد اسلام است و در فرهنگ ملي ايرانيان نيز اسب و اسب‌سواري جايگاه والايي دارد .

نحوه اصلاح نژاد و پرورش اين اسب ها، توليد اسب هاي مرغوبي را باعث شد که هم در زيبايي و تناسب و هم در توان و قدرت نمونه بودند. اين گروه که به نام اسب عرب ايراني معروف مي باشد، با وجود همه ضربه هايي که ديده همچنان تا روزگار ما باقي مانده است و از ذخاير ارزشمند ژنتيکي کشورمان محسوب مي شود.

اسبهاي ايراني داراي پنج نژاد شامل اسبچه خزر،اسب اصيل عرب كه خاستگاه ايراني دارد، اسب كرد ،اسب تركمن و اسب دره‌شوري می باشد. در حال حاضر، بيش از ۱۲۰هزار اسب در كشور وجود دارد كه ۱۵ هزار راس از آنان براي فعاليت ورزشي ثبت شده است. اسب به عنوان قويترين حيوان جهان پس از فيل شناخته مي‌شود و تخمين زده مي‌شود در كل دنيا ۷۵۰ميليون راس از آن زندگي كند. شمار نژادهاي شناخته‌شده اسب را در جهان ۳۰۰نوع میباشد . سرعت اسبهاي ايراني  ۸۰كيلومتر و در صورت توجه به ورزش سواركاري، ما مي‌توانيم به ركورد اين رشته در جهان كه ۱۲۰كيلومتر است، دست يابيم

. شانس دستيابي ايران به مدال در رشته پرش هم در مسابقات جهاني سواركاري، بسيار است.

در حال حاضر ۱۵۰باشگاه سواركاري در كشور وجود دارد كه از اين تعداد، تهران با ۸۰باشگاه در صدر نشسته است و يزد با ۲۵باشگاه دومين جايگاه را در اين زمينه در كل كشور دارد. در پرورش اسب عرب نيز خوزستانيها در كشور از همه فعالترند اما باز هم در اين زمينه، يزد صاحب جايگاه دوم در ايران است.  ورزشكاران اسب سوار تهراني در رشته پرش از ديگر سواركاران كشور جلوترند ولي در رشته استقامت، "لرها" مقام اول را دارا می بشند ..

طرح "شناسايي ژنتيكي اسبها" (ژنوتايپينگ) از چند سال پيش در مورد اسبهاي عرب و اسبچه خزر آغاز شده است و اين طرح بزودي در مورد اسب كرد، تركمن و دره‌شوري نيز به اجرا درخواهد آمد. مشكل قرنطينه اسبهاي ايراني نيز سال گذشته حل شد و سواركاران ايراني براي نخستين‌بار پس از انقلاب اسلامي توانستند در مسابقات خارج از كشور شركت كنند. هم‌اينك مشكل قرنطينه اسبها در مهرشهر كرج و كيش حل شده است.  

 

آشنايي با قوانين پرورش اسب

 اولين صادرات ايران به اروپا و به ويژه به انگلستان و فرانسه اسب بوده و اين كار در دوره ي قاجار به وقوع پيوسته است.

اسب هاي اصيل ايراني از قبيل: تركمن، كردي و قره باغي و اسبچه خزر پس از اينكه به عنوان دام طبقه بندي شدند، برنامه ريزي هايي از طرف معاونت امور دام براي پرورش و اصلاح نژاد آن به عمل آمد. همچنين چند سالي است كه صادرات گوشت اسب نيز به صورت موفق در كارنامه كشور ما قرار دارد.

پرورش اسب مي تواند به منظور بهره برداري به صورت واحدهاي پرورش و اصلاح نژاد اسب يا به صورت كانون هاي سواركاري و مراكز نگهداري اسب يا به صورت واحدهاي تكثير اسب و استر (ايلخي محدود) يا به صورت واحدهاي تربيت اسب يا به صورت واحدهاي نگهداري سيلمي يا به صورت كره كشي انجام گيرد. در صورت توام بودن فعاليت هاي ورزشي و پرورشي بايد مجوزهاي لازم را از سازمان تربيت بدني و معاونت امور دام كسب نمايند.

ضوابط صدور پروانه تاسيس واحدهاي پرورش اسب

1ـ ظرفيت: ظرفيت واحدهاي پرورش اسب جديدالتاسيس به شرح زير تعيين مي شود:

ـ واحدهاي پرورش و اصلاح نژاد اسب: حداقل ظرفيت 8 و حداكثر ظرفيت 30 سر ماديان.

ـ واحدهاي تكثير اسب و استر (ايلخي محدود): حداقل ظرفيت 12 ماديان و 2 سيلمي و حداكثر 300 سر.

ـ واحدهاي نگهداري سيلمي: حداقل ظرفيت 5 و حداكثر 20 سر.

2ـ زمين: حداقل زمين مورد نياز جهت تاسيس واحدهاي پرورش اسب سه برابر مساحت زيربنا تعيين مي گردد.

اين مساحت اضافي كه معادل سه برابر مساحت مسقف و حدود 100 مترمربع به ازاي هر سر مي باشد، به منظور گردشگاه در نظر گرفته مي شود.

در خصوص پرورش، نگهداري، اصلاح نژاد و همچنين تكثير اسب و استر به صورت ايلخي محدود، به ازاي هر سر ماديان و كره به ميزان هزار مترمربع چراگاه مصنوعي در نظر گرفته مي شود.

چراگاه هاي طبيعي نيز مي توانند بر اساس امكانات متقاضي و ضوابط خاص خود، مورد استفاده و بهره برداري قرار گيرند.

3ـ نقشه جايگاه: جهت نگهداري و پرورش اسب، نقشه تيپ براي ظرفيت 8 سر ماديان و 2 سر سيلمي در اقليم معتدل، به شرح منظم به نظام طراحي، پيش بيني و ترسيم شده است.

مباني محاسباتي نقشه تهيه شده بر حسب يك سر ماديان تعيين مي شود و متوسط مساحت زيربناي مفيد مورد نياز يك سر 6/31 مترمربع مسقف و 5/32 مترمربع غير مسقف، به شرح زير مي باشد:

مقدار زير بناي مورد نياز جايگاه سيلمي در واحدهاي پرورش اسب، برمبناي زير محاسبه و به ميزان كل زيربناي تعيين شده يك واحد پرورش اسب با هر ظرفيتي اضافه مي گردد.

از 50 سر ماديان به بالا، تعداد سيلمي توسط كميسيون صدور پروانه استان و با توجه به ديدگاه كارشناسان مربوطه تعيين و بر آن اساس، ميزان مورد نياز مشخص و به كل زيربنا اضافه مي شود.

در خصوص واحدهايي كه نگهداري اسب در آنها به صورت اصطبل جمعي صورت مي گيرد، مساحت جايگاه هاي ياد شده، به دو سوم كاهش مي يابد.

در خصوص واحدهايي كه نگهداري اسب در آنها به صورت ايلخي و به شكل پادوك صورت مي گيرد، مساحت جايگاه هاي ياد شده، به يك دوم كاهش مي يابد.

4 ـ فواصل: رعايت فواصل در مورد واحدهاي پرورش و اصلاح نژاد اسب و واحدهاي نگهداري سيلمي، به منظور اصلاح نژاد، مطابق واحدهاي اصلاح نژادي در جدول فواصل مي باشد. رعايت فواصل در مورد ساير واحدها، مطابق واحدهاي پرورش چهارپايان داشتي است.

 

محل نگهداری اسب

از آنجائی كه اسب بیشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر می برد محل نگهداری او باید دارای شرایط زیر باشد :

استانداردهای محل نگهداری اسب

اصطبل:

از آنجائی كه اسب بیشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر می برد محل نگهداری او باید دارای شرایط زیر باشد :

۱) آفتابگیر باشد ، تا هم خود اسب و هم محیط اطراف او در معرض تابش نور خورشید بوده و در معرض امراض ناشی از عدم تابش نور قرار نگیرد. اسب بطور مداوم خود را

تخلیه میكند و محیطی مناسب برای رشد و نمو میكروبها بوجود می آورد و میكروب امراضی از قبیل كزاز در محیط آلوده اصطبلی بدون نور آفتاب ، براحتی زندگی می كنند.

۲) دارای فضای كافی بوده تا اسب براحتی در آن گردش كرده و بخوابد و بلند شود . اسبها در صورت احساس امنیت و داشتن فضای كافی براحتی می خوابند .

۳) حرارت ثابتی داشته باشد .

۴) دیوارهای آن از مصالحی ساخته شده باشد كه در اثر سایش اندامهای اسب با آنها ،او را زخمی نكند .

۵) آخورها و كف آن قابل شستشو باشد و هر چند روز یكبار بخصوص آخورها ، تمیز شوند . بستر نرم و پوشیده از كلش یا خاك اره باشد تا براحتی قابل حمل و نقل بوده و هرچند روز یكبار تعویض شوند .

۶) درب و یا دربها به اندازه كافی فضا برای ورود و خروج اسب داشته باشند .

۷) حصارهای بین اتاقكها طوری تعبیه شوند كه اسبها براحتی یكدیگر را دیده و از مصاحبت با یكدیگر لذت ببرند .

مزرعه ، پادوك یا مرتع: اسبها باید مدتی آزادانه در مرتع ، مزرعه ، پادوكها رها باشند . گذشته از علف كه غذای طبیعی اسب است ، وقت گذرانی در محوطه باز به او آرامش می دهد . بعضی از اسبها به طور دائم آزاد هستند و برخی به تناوب ، هفته ای یا ماهی را آزادانه سر می كنند . اسبهای درون اصطبلی كه تمام مدت هم زیر فشار كار هستند معمولا تعطیلات خود را در محوطه آزاد می گذرانند . مهم نیست اسب چه مدت آزاد باشد ، مهم این است كه اطمینان داشته باشیم حصار محوطه ای كه در آن رها شده ایمن است.

آنچه را كه باید درفضای آزاد مد نظر داشت ، قبل از آنكه اسب را رها كنیم نكاتی زیر است :

۱) حصار

دو نكته اساسی دررابطه با حصار وجود دارد ، اول اینكه به اسب آسیب نرساند ، دوم امكان فرار نداشته باشد . حصاری كه به درستی تعبیه نشده است ، اسب را به مخاطره انداخته ، به او آسیب هم می زند . هر حصار نا امنی ممكن است باعث شود تا اسب با پریدن از روی آن ، شكستن آن یا فشار و پائین كشیدن آن ، فرار كند .

۲) حصارهائی كه پایه های عمودی و اتصال های افقی چوبی دارند

این نوع حصارها گرانترین و بهترین نوع حصار محسوب می شوند . در این نوع حصارها دو یا سه نرده روی دو پایه نصب می شوند . این نوع حصارها پس از نصب باید به درستی نگهداری شده و هر پایه یا نرده شكسته بلافاسله ترمیم و یا جایگزین شود . چوب های این نوع حصار باید ایزوله شوند تا در مقابل هوا و جویدن اسب مقاومت كنند.

۳) پایه های چوبی و سیم:

هزینه این نوع حصارها كمتر است. ممكن است ردیف بالا را نرده چوبی استفاده كرد و یا سه یا چهار ردیف

سیم از روی هر پایه عبور داد . سیم ها باید به خوبی كشیده شده و روی هر یك از پایه ها محكم شوند . ارتفاع سیم ردیف زیرین از زمین در حدود ۴۵ سانتیمتر است تا اسب نتواند دست و پای خود را از زیر رد كرده و گیر بیفتد. اگر ارتفاع سیم زیرین بیش از حد باشد ، ممكن است اسب سر خود را هم از زیر آن رد كند .

۴) حصار های الكتریكی:

این نوع حصارها بیشتر برای تفكیك استفاده می شود و زمانی كاربرد دارد كه اسب از وجود آن آگاه بوده و به عملكرد آن پی ببرد .

در این نوع حصارها احتمال خطر برای انسان و بخصوص اطفال وجود دارد . بهترین روش نمایان كردن چشم انداز آنست كه در فواصلی علامتی از پارچه یا پلاستیك به آن وصل می كنند .

۵) درختچه

این نوع حصار باید به اندازه كافی انبوه باشد تا امكان فرار را از اسب بگیرد و در عین حال باید در تعبیه درختچه هائی استفاده كرد كه سمی نبوده و تیغ و خار آنها اسب را به خطر نیاندازد . از این نوع حصارها بعنوان سرپناه هم می توان استفاده كرد .

۶) دیوار

عرض و ارتفاع این دیوارها باید طوری باشد كه هم جلوی پریدن اسب از روی آنها را گرفته و هم در اثر لگد زدن نریزد .

حصارهای نامناسب عبارتند از :

۱) حصارهای توری

این نوع حصارها اسب را ترغیب می كنند كه دست یا پای خود را داخل آن فرو كرده و گیر بیفتد.

ویا حصارهائی كه پایه های نرده مانند نوك تیز دارند و نرده های آن هم سیمی است ، سرهای نوك تیز پایه های این نوع حصارها اسب را زخمی میكنند.

۲) سیم خاردار

از این نوع حصارها در اغلب مراتع استفاده می شود . اگر اسب خود را برای خاراندن به خارهای این سیم بمالد زخمی می شود . اگر از این نوع حصار استفاده كردید باید از استحكام سیم ها بطور دائم اطمینان داشته باشید. سیم ها باید محكم و كاملا كشیده شده باشند . اگر سیم از جای خود رها و آزاد شود ، به دو ردست و پای اسب پیچیده و آن را به شدت زخمی می كند. اطراف خارجی حصار هم باید بطور دائم مراقبت شود تا علوفه در دسترس اسب به هنگام كشیدن سرش به بیرون برای چریدن آنها سمی نبوده و آسیب رسان هم نیستند. هر نوع نارسائی در حصار باید به فوریت برطرف شود .

۳ )دروازه

دروازه باید به اندازه كافی عریض باشد تا اسب ها و خودروها یه راحتی از آن عبور كنند و همواره در شرایط مناسب باشد تا در استفاده از آن به زحمت نیفتیم . دروازه باید ط

وری تعبیه شود كه انسانها به عبور از روی آن تشویق نشوند . اینگونه دروازها گاهی از لولا و یا از جا در رفته غیر قابل استفاده می شوند . چفت ها باید بالا و پائین تعبیه شود تا در لنگر نیاندازد.

موقعیت قرار گرفتن درب ورودی برای دسترسی بسیار اهمیت دارد . درب ورودی كه رو به جاده ای پر رفت و آمد تعبیه شده چندان قابل توجه نیست . برای عبور و مرور اسبها ایجاد خطر كرده و دزدی اسب را هم ساده تر می كند .

دسترسی به درب ورودی باید راحت ، ساده و دارای امنیت كافی باشد .

جايگاه اسب در تمامي شرايط آب و هوايي مختلف ضمن داشتن دماي منااسب بايد عاري از رطوبت باشد و در عين حال براي تامين و حفظ بهداشت، سلامتي و قابليت باروري بايد از تهويه و روشنايي خوبي نيز برخوردار باشد. در تهيه نقشه و احداث جايگاه اسب موارد زير مورد توجه قرار مي گيرند:

1- محل احداث جايگاه

2- محاسبه زير بناي جايگاه

3- ديوار، سقف و پوشش لازم

4- بخش هاي مختلف جايگاه و آخور ها

5- تهويه جايگاه

6- بستر

اين محل بايد خشک، نفوذ ناپذير و بلندتر از سطح هم جوار باشد. جايگاه اسب بايد پشت به جهت وزش بادهاي محلي، نزديک جاده ارتباطي مناسب، دور از مراکز جمعيت انساني و صنعتي باشد ضمن آنکه در مسير حوادث طبيعي نباشد و نکته قابل توجه آنکه آب آشاميدني مناسب داشته باشد. بسته به شرايط محيطي، ساختمان و بافت جايگاه و جهت آن فرق مي کند. در محاسبه زيربناي مفيد جايگاه کوچکي و بزرگي اسب، جنس اسب، نحوه بهره کشي از اسب و نحوه استقرار يا مجزا کردن اسبان از هم مورد توجه قرار مي گيرد. در محاسبه سطح جايگاه اسبان موارد زير مورد توجه قرار مي گيرند و ابعاد مورد نظر از اهميت خاصي برخوردارند: طول غرفه (اصطبل)، عرض غرفه، عرض راهرو جايگاه و کانال ادرار و ارتفاع جايگاه.

طول غرفه اسب بايد به نحوي باشد که نه مدفوع اسب به راهرو ريخته شود و نه اينکه دست و پاي حيوان درون کانال ادرار فرو رود. عرض نيز به شکلي مي باشد که تغذيه و مراقبت از حيوان را آسان نمايد و موجب راحتي آن در پس و پيش گردنش باشد و حيوان بتواند به راحتي پاهاي خود را دراز کند.

مساحت غرفه براي اسبهاي سواري حدود ۱۰، براي ماديان و سيلمي حدود ۱۲، براي ماديان آبستن ۲۰ و براي ماديان و کره ۲۱/۵ مترمربع مناسب است. بين غرفه ها ديوارهاي ضخيم و به ارتفاع ۱۴۵ سانتي متر به اضافه ۱ متر شبکه سيمي روي آن جهت ديدن اسبها توسط يکديگر ساخته مي شود.

در به عرض ۱۱۰ و ارتفاع ۲۴۰ سانتي متر به صورت لولايي مناسب است. راهروي سرويس دهي بايد حدود ۲/۵ تا ۳ متر باشد و در انتهاي آن در دو لنگه با ارتفاع ۳ متر نصب مي گردد. آخور در ديوار سمت راهرو و آبشخور در گوشه مقابل آن در ديوار روبروي در ساخته مي شود. ارتفاع آخور بسيار مهم است. ارتفاع لبه جلويي آن حدود ۰/۶۵ قد اسب، ارتفاع کف نصف قد مناسب است هرچند که امروزه آخورهاي کوتاه و نزديک زمين با ارتفاع کم توصيه مي شود.

از مهمترين موارد قابل توجه در ساخت جايگاه که متأسفانه در ايران توجه چنداني به آن نمي شود، ارتفاع سقف است که بايد به اندازه اي بلند باشد که تهويه به خوبي انجام شده و دماي جايگاه حتي در گرمترين شرايط حدود ۱۵ تا ۲۰ درجه سانتي گراد باشد و براي اين منظور مي توان جايگاه را به ارتفاع حدود ۴ متر ساخت. پنجره هاي جايگاه بايد به نحوي باشد که در هنگام باز بودن، جريان هوا، کوران، ايجاد نکند. بهترين نوع پنجره براي تامين اين منظور پنجره هاي کلنگي مي باشد. پنجره ها بايد نزديک سقف باشند تا نور خورشيد مستقيما" به چشمهاي اسب نتابد. زين خانه، درمانگاه، انبار مواد غذايي، خانه هاي کارگري، دفتر اداري، رستوران و ... با توجه به اندازه مجموعه در محل مناسب ساخته مي شود.

از ديگر قسمت هاي يک اسبداري گردشگاه (پادوک) هاست که ابعاد خاصي ندارند و بسته به تعداد اسب ساخته مي شوند. مساله بسيار مهم در ساخت اين قسمت بستر آن است که مي تواند مخلوطي از خاک اره با شن يا ماسه باشد ضمن اينکه بايد زه کشي مناسبي نيز داشته باشد، همچنين قسمتي از آن مسقف باشد.

در باشگاه هاي سوارکاري مانژ از اهميت خاصي برخوردار است. انواع و ابعاد مانژها شامل:

مانژ بيضي (۴۰(۲۰*، گرد (قطر۲۴)، مانژ تمرين (۶۰*۴۰) مانژ مسابقه (۸۰*۶۰ يا بزرگتر)، درساژ (۴۰*۲۰ يا ۶۰*۲۰)، چوگان (۱۸۵*۲۷۵متر) است. بستر مانژها معمولا" از ماسه به همراه خاک اره با زير سازي مناسب ساخته مي شود.

بیماری طاعون(ppr)

 

PPRيك بيماري شديد با انتشار سريع است كه عمدتا نشخوار كنندگان كوچك را مبتلا مي كند. و با شروع ناكهاني تب، دپرسيون ترشحات چشم و بيني، زخم و درد دهان، دشواري تنفس، سرفه و اسهال بد بو بروز مي كند.                 

علت بيماري

ويروس ايجاد كننده PPR، موربيلي ويروس از خانواده پاراميكسو ويروس است. اين ويروس بسيار مشابه ويروس طاعون گاوي، ويروس ميلز(mealse)انسان، ديستمپر سگ سانان، و موربيلي ويروسهاي پستانداران دريايي مي باشد. امروزه سويه هاي  PPRدر چهار گروه طبقه بندي شده است كه داراي سه سويه افريقا و يك سويه آسيايي است كه يك سويه افريقايي در آسيا نيز ديده مي شود. ارزش اپيد ميولوزيك اين گروه بندي كمتر از گروه بندي طاعون گاوي است. 

دامهاي حساس به بيماري:

فرم كلينيكي بيماري در گوسفند و بز و نيز در نشخوار كنندگان وحشي كوچك نظير نزادهاي گوسفند.   Laristan،Dorcas- type gazellesgemsbokوNubian ديده مي شود. گاو، بوفالو، شتر و خوك نيز      مي توانند آلوده شوند اما علايم واضحي در آنها ايجاد نمي كند.  
انتقال و انتشار بيماري:

ترشحات چشم، بيني، دهان و محتويات مدفوع حاوي مقادير زيادي ويروس است. قطرات ريز اين ترشحات از طريق سرفه، عطسه در هوا پخش مي شود و دامها با استنشاق اين قطرات آلوده مي شوند. همچنين تماس نزديك دامها بايكديگر مهمترين راه انتقال بيماري است. .بنظر مي رسد مواد غذايي و آب و بستر آلوده به ترشحات مي توان منبع مهم آلودگي باشد. پايداري ويروس در خارج از بدن ميزبان كم است . خريد و فروش دامها در ميادين دام كه از مناطق مختلف مي آيند تماس دامها را زياد و موجب افزايش انتشار بيماري مي شود.

زماني كه PPRبراي بار اول در منطقه اي بروز مي كند تب بالا، دپرسيون و مرگ و مير قبل از هر علامت ديگري روي مي دهد. و فرم تپيك بيماري با دپرسيون ناكهاني، ترشحات چشم و بيني و دهان، تنفس غيرطبيعي همراه باسرفه، اسهال و مرگ مشخص مي شود. بيماري گاوهاي واكسينه و يا غير واكسينه برعليه بيماري طاعون گاوي را مبتلا نمي سازد.

اگر چه گوسفند و بز بعنوان دامهاي حساس مطرح هستند و بيماري رانشان مي دهند. ولي هميشه همزمان مبتلا نمي شوند ،مثلا در آفريقا  PPR بيشتر در بز معمول است. در حاليكه در غرب و جنوب آسيا گوسفندان معمولا قربانيان اصلي بيماري هستند.
براي درمان دامهاي دامهاي مبتلا در مانهاي كمكي و علامتي انجام مي شود آنتي بيوتيك تراپي وسيع الطيف براي مقابله باعفونتهاي ثانويه، ديكلوفناك سديم و آرامبخشهاي گوارشي و مايع تراپي براي كنترل و درمان بيماري مفيد است. استفاده از علوفه هاي نرم و پليت شده و جايگاههاي گرم مفيد است استفاده از آبليمو و مركبات(ويتامين(Cبراي درمان ضايعات لب و دهان مفيد است. اين روشهاي درماني قدرت زنده ماندن دام را تا 13.3 درصد افزايش مي دهد.

كنترل و پيشگيري:

كنترل و پيشگيري بيماري وابسته به قرنطينه و واكسيناسيون دامها در جمعيت هاي با خطر بالاست تا مدتها قبل از واكسن طاعون گاوي براي كنترل  PPRاستفاده مي شد. زيرا واكسن طاعون گاوي قادر به ايجاد ايمني در نشخوار كنندگان كوچك بر عليه PPRمي شود اما بعلت مبارزه جهاني بر عليه طاعون گاوي استفاده از واكسن طاعون گاوي ممنوع شده است و اخيرا از واكسن همولوك PPR(PANVAC) در آفريقا و واكسن CIRAD-FMVTكه در فرانسه توليد شده در ساير مناطق استفاده مي شود در جهت كنترل بيماري بسيار موثر بوده است.

معرفی کبک

کبک ها تقریبا در تمامی اکوتیپ های زمینی یافت میشوند و تنها اکو سیستم تندراها و جنگل های قطب شمال فاقد انها هستند . کبک ها در زمی نهای باز یا جنگل های بسته زندگی میکنند . سکونتهای باز که اینگونه در ان زندگی میکنند شامل مناطق حاره ای بیابانها مناطق باز معتدله و ارتفاعات مناطق کوهستانی می باشد. انها همچنین در سکونتگاه های جنگلی از قبیل جنگل های بارانی پست مناطق حاره ای و جنگل های تحت حاره ای به سر میبرند.
انواع مختلف کبک در15جنس و بیش از 45 گونه مختلف در گوشه وکنار عالم شناخته شده است و بر اساس محل جغرافیایی – منشاء و تیپ محل زندگی – تیپ بدن شکل و ویژگی اندام های ظاهری الگوی رنگ بدن و ...طبقه بندی میشوند . کبک پرنده ای دانه خوار غیثر مهاجر و نوعی پرنده شکار است که روی زمین لانه میسازد و تنها جابجایی فصلی در ارتفاع های اندک انجام میدهد و در مناطق سخت و ناهموار – دره هه با درختان پراکنده و مناطق کوهستانی را انتخاب میکنند . غذای انها عمدتا شامل علف دانه و حشرات است. کبک پرنده ای عادت پذیر و مقاوم به بیماری است و جنس نر ان رفتار قلمرو طلبی نشان میدهد . اندازه کبک مایبن قرقاول و بلدرچین است و پاها و نوک قویتری دارد . کبک دارای بدنی فربه –کوتاه با سنیه ای عمیق –دم های پوشیده از پر-بال های گرد و نوک های کوتاه وقوی است انها پرندگان سریعی هستند و در پیش راندن خود در زمان راه رفتن روی زمین از سینه عمیقشان استفاده میکنند .
کبک در زمان احساس خطر به پروازهای کم ارتفاعی دست میزند و مسافت های کوتاهی را بویژه در سراشیبی دره ها طی میکند
تمامیس کبک هارا می توان برای تولید گوشت یا شکار مورد بهره برداری قرار داد و یا به صورت تجاری پرورش داد . ولی دو گونه مهم انها که متعلق به دو جنس مختلف هستند و دارای خصوصیات زیستشناسی مختلفی هستند عبارتند از کبک چوکار وکبک خاکستری
که بیشتر مورد استقبال مردم جهان قرار گرفته اند و برای تولید گوشت یا تکثیر جهت رها کردن در طبیعت و فراهم ساختن امکان شکار متمولان بکار میروند . پرورش کبک خاکستری مشکل تر است و لذا بیشتر به صورت پرنده بالغ و تخم نطفه دار به فروش میرسد در حالی که کبک چوکار رایج تر بوده و بیشتر به صورت جوجه یک روزه فروخته میشود...

همزمان سازی فحلی در میش وبز

القاء و همزمانسازي فحلي از طريق هورمون تراپي
توليدمثل گوسفند و بز فصلي است و براي آبستن كردن ميش در خارج از فصل بايـد از روشهاي خاصي استفاده كرد تا مانع فصل را از ميان برداشت. به ايجاد فحلـي در خـارج از فصل توليدمثل "القاء فحلي" ميگويند. مهمترين روشهاي القاء فحلـي در گوسـفند و بـز، روشهاي هورموني هستند كه معمولاً دو روش عمده در دنيا بكار برده ميشوند: 1- تيمار پروژسترون+eCG) (PMSGمتداولترين و اقتصاديترين روش در دنيا
2- تيمار ملاتونين در هر دو روش فوق، استفاده توام از اثر نر (ورود ناگهاني قوچ يا نربز) و فلاشينگ (شوك تغذيهاي) كه قبلاً توضيح داده شدند، همراه با تيمار هورمـوني، رانـدمان كـار را بـسيار بهتـر خواهد كرد. اصطلاح ديگر در كنترل هورموني توليدمثل گوسفند و بز، "همزمانسازي فحلي" است. در حالت طبيعي همه ميشهاي يك گله همزمان با هم فحل نميشوند و لذا زايش آنها نيز پراكنده ميباشد. در صورتي كه دامدار بخواهد زايشها را در مدت زمان مشخصي متراكم كند و بره هـا و بزغالـه هـا در محـدوده زمـاني مشخـصي بـه دنيـا بياينـد، بايـد از روشهـاي هورموني استفاده كند. تولد همزمان بره ها و بزغاله ها مديريت زايـش و شـيردهي مـاده هـا و پرورش و تغذيه بره ها و بزغاله ها را در آينده راحت تر كـرده و ضـمناً امكـان فـروش بـره و بزغاله در فصلي از سال را كه بالاترين قيمت را دارد، فراهم ميكنـد )امكـان انتخـاب زمـان زايـش و در نتيجـه امكـان فـروش بـره هـا و بزغالـه در بهتـرين زمـان ممكـن(. همچنـين در صـورتيكه در گلـه برنامـه تلقـيح مـصنوعي در نظـر گرفتـه باشـد، همزمانـسازي فحلـي بـا هورمونها اجتناب ناپذير است و جزء لاينفك برنامه هاي تلقيح مصنوعي مـيباشـد. چراكـه در گوسفند و بز اولاً امكان تشخيص فحلي بدون حضور نر ممكن نيست و ثانياً در گوسفند تلقيح با اسپرم منجمد، راندمان بسيار پاييني دارد و لذا ترجيحاً بهتر است با اسپرم مايع تلقيح شوند كه لازمه آن همزمان كردن فحلي ميشها در روز اسپرمگيري از قوچ يا نهايتاً فـرداي روز اسپرمگيري ميباشد. چرا كه امكان ذخيره اسپرم مايع براي مدت طولاني وجود ندارد.

 

 


مزاياي همزمان سازي فحلي
- كوتاه نمودن دوره زايش دام ها

- توليدبره هاي هم سن براي فروش،پرواربندي وجايگزيني

- امكان انجام تلقيح مصنوعي و تسريع روند اصلاح نژاد

- امكان افزايش دوقلوزائي از طريق تزريـق گنـادوتروپين و تـاثير بهتـر و بيـشترِ فلاشـينگ تغذيه اي

- بهبود در امور مديريت تغذيه اي گله مولد و بره ها و بزغاله ها

- امكان مراقبت بهتر از ميشها و ماده بزها در اواخر آبستني، زايش و پس از آن

- كنترل زمان زايمان در طول سال براي استفاده مناسب از مراتـع و سـاير منـابع غـذايي در اختيار

- امكان ممانعت از مصادف شدن زمانهاي جفتگيري و زايـش بـا زمـان كـوچ در سيـستم عشايري

- و مهمتر از همه امكان اجراي برنامه سه بار زايش در دو سال مهمترين روش هم زمانسازي فحلي در گوسفند و بز، تيمار پروژسترون+PMSG اسـت. تيمـار ملاتـونين بـه تنهـايي )بـدون تيمـار پروژسـترون+PMSG( در همزمانـسازي فحلـي كاربردي ندارد.

 


توصيه اكيد: در گوسفند استفاده از روشهاي هم زمانسازي فحلي مبتني بر پروستاگلندين )كلوپروستنول يا تركيبات مشابه آن( كه در گـاو متـداول مـيباشـد، بـه هـيچ وجـه توصـيه نميشود )به دليل اثرات منفي روي لقاح(. در بز نيز با وجود پروتكلهاي معتبر با اسـتفاده از پروستاگلندين )پروتكل شركت اينتروت(، ولـي بـراي نـرخ بـاروري بهتـر، توصـيه موسـسه تحقيقات علوم دامي كشور استفاده از روشهاي بدون پروستاگلندين ميباشد كـه در جـاي خود جزئيات آن ارائه ميشود. در همزمانسازي فحلي نيز همانند القاء فحلي، استفاده توام از اثر نر )ورود ناگهاني قـوچ يا نربز( و فلاشينگ )شوك تغذيهاي( همراه با تيمار هورموني، رانـدمان كـار را بـسيار بهتـر خواهد كرد.
🐐🐑🐐

تب نزله ای بدخیم(MCF)


بیمار حاد کشنده با واگیری محدود ، مختص گاو است . بین حیوانات اهلی تنها گاو و گاومیش به این بیماری مبتلا شده و علائم ظاهری را از خود نشان می دهند و در سایر نشخوار کنندگان علائم بیماری دیده نمی شود . گاو در تمام سنین به این بیماری مبتلا می شود افزایش فصلی بیماری نشان می دهد که ویروس به وسیله واسطه ای چون گوسفند بیشتر باعث ابتلا می شود و در جاهایی که گاو و گوسفند باهم نگهداری می شوند بیماری بیشتر دیده شده است .

نشانهای ظاهری در دام بیمار

مرحله نهتفتگی بیماری در حالتهای طبیعی بین 3 تا 8 هفته متغیر است ، ولی شکل عادی بیماری بسیار شایع و تشخیص آن هم آسان است ، این شکل باتب 40 تا 41.5  درجه به طور ناگهانی و بیحالی مفرط آغاز می شود  ریزش آب از بینی ابتدا مخاطی سپس چرکی و بعد زرد رنگ شده و به زودی تشکیل کبره می دهد ، پوست پوزه حیوان بیشتر تحت تاثیر قرار گرفته و ملتهب و نقاط نکروزه وزخمهای سطحی روی مخاط بینی دیده می شود .
ریزش آب از چشم با ورم کم و بیش مشخص و تورم پلکها ،  پر خونی مویرگهای سفیده چشم و کدر شدن قرنیه از علائم مشخصه بیماری است .

همچنین زخمهای داخل دهان و زخم روی لبها و سطح داخلی لثه به خوبی قابل رویت می باشد .

در این بیماری غدد لنفاوی متورم شده و قابل دیدن می شوند . در شکل عادی بیماری نشانی های عصبی به ویژه ناهماهنگی دستگاه حرکتی ، لرزش ماهیچه ها و ضعف دست و پا دیده می شود . از دیگر علائم بیماری دام ابتدا به یبوست مبتلا شده  و بعد به اسهال دچار می گردد  که در هر حالت دفع مدفوع با درد فراوان همراه است و در این حالت دفع ادرار به صورت قرمز رنگ می باشد  .

آثار کالبد شکافی

در کالبد گشایی دام تلف شده به مخاط شکمبه و نگاری و هزارلا آسیب زیادی وارد نمی شود  اما ممکن است سرخی خونریزی و یا زخم را در آن مشاهده نمود .

بر عکس ضایعات شیردان واضح تر از پیش معده است . مخاط داخل روده ها بسیار پر خون و متورم و زخم هایی در آن دیده می شود . احتمال دارد ضایعات فوق در نای و نایژه ها وجود داشته باشد . در این حالت ریه یا جگر سفید ممکن است که سالم بماند اما کبد متورم می شود که به صورت واضح قابل مشاهده است .

در مغز و پرده های آن خونریزی دیده می شود  ، پر خونی در مخچه کاملاً قابل رویت است و بالاخره دام در اثر تنگی نفس ، تب شدید و التهاب پرده های مغز تلف می شود .

پیشگیری و درمان

برای مبارزه با این بیماری واکسنی تهیه نشده و درمان اختصاصی هم وجود ندارد ، لذا دامداران گرامی جهت عدم ابتلای دامهایشان به این بیماری لازم است که مسائل بهداشتی را کاملاً رعایت نموده و در صورت مشاهده بروز نشانه های ظاهری بیماری دام بیمار را از دیگر دامها جدا نگهداری کنند .  چون مخزن بروز بیماری ناشناخته مانده و احتمال بروز بیماری از طریق گوسفند زیاد است بهترین روش پیشگیری جدا نگه داشتن گاوها به خصوص گاوهای دو رگ و اصیل از گوسفندان است ، زیرا گفته می شود که این بیماری توسط گوسفند به گاو منتقل می شود ولی از خود هیچ گونه علامتی را بروز نمی دهد .

ورم پستان در میش

#ورم پستان

✅ورم پستان در میش ها حدودا به طور مشابه بلافاصله بعد از شیر گرفتن بره ها یا نزدیک به زمان زایمان رخ می دهد .در میش های چراگاهی شیوع این بیماری کم است .و معمولا به دلیل گونه های پاستورلایی و و یا استافیلوکوکوس می باشد .

✅در میش هایی که در جایگاه نگهداری می شوند بیشتر موارد ابتلا به خاطر جراحات و آسیب های وارده به سر پستانک است .بویژه زمانی که میشی روی بستر خشن از قبیل ورقه های فلزی قرار می گیرد .بیش از 10 درصد میش های تولید کننده شیر ؛ ورم پستان تحت بالینی دارند . معدل ورم پستان بالینی در میش های چراگاهی تنها در حدود 2 درصد در سال است ولی ورم پستان باعث مرگ بیش از 10 درصد کل میش ها می شود .

✅در میش های شیر ده ورم پستان بالینی شبیه به گاو هاست ، همراه با فرم های حاد و تحت حاد که توسط تورم غده و آبکی شدن و ایجاد لخته هایی در شیر آشکار می شود . بیشترین موارد بالینی که توسط دامپزشکان دیده شده ، در میش هایی زایمان داشته اند می باشد و فرم ورم پستان قانقریایی است که یک یا دو نیمه پستان را تحت تاثیر قرار می دهد .

✅انواع ورم پستان در میش ها :پاتوژن های متعددی مسبب ایجاد ورم پستان در گوسفندان می باشند که عبارتند از : پاستورلا ها ، استرپتوکوک ها ، استافیلوکوک ها ، کلستریدیا ها ، پزدوموناس

✅#مهمترین #ورم پستان های میش ها عباتند از :

💢💢 ورم پستان #پاستورلایی :

✅ورم پستان ایجاد شده توسط این میکروارگانیسم به صورت فوق حاد و قانقرایایی می باشد .پاستورلا هملایتیکا را می توان از کارتیه های مبتلا جدا کرد .باکتر های استافیلوکوک اورئوس ، آرکانوباکتر پایوژنز و استرپتوکوکسی ها اغلب به عنوان مهاجمان ثانویه حضور دارند . این ورم پستان در میش هایی که به بره های بزرگ 2- 3 ماهه شیر می دهند معمولتر است .گمان می شود که عفونت از طریق آسیب های وارده به سر پستانک روی می دهد و شاید توسط مکش قوی بره های بزرگ ایجاد می شود .وقوع این ورم پستان با رعایت بهداشت ارتباط چندانی ندارد چرا که بسیاری از شیوع این ورم پستان در چراگاه رخ می دهد .

💢💢 ورم پستان #استافیلوکوکی :

شایع ترین پانوژن ورم پستان در میش استافیلوکوکوس اورئوس می باشد .وقوع ورم پستان بالینی ممکن است 20 درصد باشد میزان مرگ و میر از 25 تا 50 درصد متغیر است و کارتیه های مبتلا در میش هایی که بیماری را گذرانده اند معمولا از بین می روند .ورم پستان مزمن می تواند منجر به 25 الی 30 درصد کاهش در تولید شیر در میش های مبتلا گردد . بیماری احتمالا از بستر عفونی و از طریق جراحت های سر پستانک که توسط بره های شیرخوار ایجاد شده منتقل می شود .دیگر ورم پستان استافیلوکوکی در میش ها شامل استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس می باشد .

بسیاری از کارتیه هایی که از نظر بالینی طبیعی می باشند میزان زیادی از عفونت با استافیلوکوکوس کواگولاز منفی را نشان می دهند .پاتوژنز این نوع ورم پستان در گوسفند شباهت زیادی به شکل ورم پستان پاستورلایی دارد .

✅هر دوحالت عفونت های فوق حاد قانقاریایی هستند . میش ها معمولا زمین گیر و به طور شدید توکسیک می شوند و غده مبتلا و فضای احاطه کننده دیواره شکم از نظر رنگ آبی متمایل به سبز می شود و در خلال لمس نمود ن سرد است . قطرات اندکی از یک مایع خونی و شفاف وجود دارد که می توان با فشار از پستان بیرون آورد . معمولا یک سیر بالینی کشنده یک الی دو روزه وجود دارد .

💊💊💊درمان :

سولفادیمیدین داخل وریدی و خوراکی اگر در مراحل اول بیماری تجویز شود در میش ها موثر است . ضد میکروبهای با طیف وسیع نیز موثر می باشند .

استفاده از پماد های پستانی آنتی بیوتیک دار در حین عفونت مانند گاو می تواند مورد استفاده قرار گیرد هر چند میش ها به دوز های پایین تری نسبت به گاو نیاز دارند.

آغاز و تکامل شترمرغ

بسم الله الرحمن ارحیم


اغاز و تکامل شتر مرغ ها
دانشمندان معتقدندکه شترمرغ بیش از200میلیون سال پیش از خزندگان شکل گرفته اند.پاهای شتر مرغ امروزی همانند خزندگان پوشیده از فلس های مسطح است و در نوک بالهای انهاپنجه های برجسته کوچکی وجود دارد.
پنج گونه فسیل شترمرغ شناخته شده است که قدیمیترین انها متعلق به 60الی 50میلیون سال قبل برمیگردد.با مطالعه اثار فسیل استخوان هاو پوست تخم ها معلوم شد که این گونه شتر مرغ ها بزرگتر از شتر مرغ های امروزی بوده اند. این شترمرغ ها در طول دوره های زمین شناسی پلیوسن و پلی استیوسن در مناطق وسیعی از چین –هند-جنوب استرالیا-شرق و جنوب اروپاو خاورمیانه به اندازه افریقا زندگی کرده اند.حال 5گونه ی شترمرغ شناخته شده از روی فسیل ها در زیر ارائه میشود:
1-استراتیونووسیکوس
2-استراتیوکاراتئودوریس
3-استراتیوادلاوایی
4-استراتیواسیاتیکوس
5-استراتیواندیکوس
طبقه بندی شترمرغ در سلسله جانوری شتر مرغ ها تنها گونه زنده ای هستند که به خانواده استراتیو نیدای تعلق دارندشترمرغها بزرگترین پرندگان موجود هستند که فاقد قدرت پرواز هستند .پاهای بلند قوی وگردن کشیده از شتر مرغها پرندگان بلند قدی ساخته است .بدن نرها با پرهای سیاهرنگ پوشیده شده درحالی که بالها ودم سفیدی دارنداما ماده هاکوچکتر بوده و پرهای مایل به خاکستری وکدر دارند .در هردوجنس نروماده سر درمقایسه با بقیه بدن کوچکتر بنظر میرسد.شترمرغها معمولا دارای چشمان برجسته وپلکهای سیاه وبلندی دارندهمچنین سر وقسمت زیادی از گردن انها برهنه بوده و به طور نامتراکمی پوشده از پر وکرکهای ریز است.پاهانیز عاری از هرگونه پراست و رنگ پوست گردن وپاها مایل به خاکستری یا مایل به قرمز است.در هر پا فقط انگشت وجود داردکه انگشت سوم وچهارم انگشت اصلی بوده و بزرگترین انها انگشت سوم است.کم بودن انگشتان از حد نرمال به سازش پذیری با نحوه راه رفتن انها کمک کرده و درضمن قدرت حمله و ضربه های پارا دوبرابر میکند.
به طور کلی پرندگان برحسب قدرت پرواز به دو دسته تقسیم میشوند:
کاریناتا:انهایی که قادر به پرواز هستند
رتایت ها : انهایی که قادر به پرواز نیستند
شتر مرغ ها در زیستگاه های متفاوتی یافت میشوند. انها از مناطق پوشیده با درختچه ها و درخت های ضخیم و سخت دوری میکنند. انها حیوانات روز فعال هستند یعنی در غروب افتاب مینشینند و شبها هیچگونه فعالیتی ندارندمگر اینکه کسی یا چیزی مزاحم انها شود.شترمرغها تمام ساعات روز را جز مواقع خاک بازی-استراحت و تخم گذاری به حالت ایستاده هستند.جوجه شتر مرغها تا حد زیادی گروهی زندگی میکنند ولی حیوانات بالغ کمتر چنین عاداتی دارند .
شترمرغ ها در اواسازی متفاوتند اما عموما ساکت هستند.شتر مرغ های نر در طی فصل جفت گیری صدای سه صیلابی (اوه-او-اه)را تولید کرده و در پایان فصل شدت صدای انها نزول ÷یدامیکند.شتر مرغ نر برای جلب توجه شترمرغ ماده ومقابله بادیگر نرها این صدارا معمولا روزها و گاهی شب ها تولید میکند که حتی تا کیلومتر دورترهم شنیده میشود.انها به هنگام پریشانی و اظتراب صدای(بو و تو) وهنگام تهدید وخشونت صدای (هورب) تولید میکنند.شتر مرغ ها به هنگام اظتراب وپریشانی صدای کاملا کتفاوت وخوشاهنگ (کوییر )تولید میکنند.
زیرکونه شترمرغ ها:
گونه استراتیوکاملوس دارای نژادهایی است که هرکدام تاحدی در اندازه و رنگ پوست ران –سر وگردن وهمچنین درنادازه و ترکیب تخم ها باهم تفاوت دارند.
شتر مرغ افریقای شمالی استراتیو کاملوس قبلا درسرتاسر افریقای شمالی یافت میشد اما پراکنش امروزی ان به یک طرف قاره افریقا از جنوب مراکش تاشمال شرقی اتیوپی و ازجنوب غربی اتیوپی تا جنوب دریای سرخ کاهش پیدا کرده است.این گونه بلندترین نژاد شتر مرغ ها وده و تفاوتی که باع€ تشخیص انها از بقیه شترمرغ ها میشود تاج بی موی روی سرانها میباشد. درضمن سرانها با پاهای زبر کوتاه و قهوه ای رنگی پوشیده شده است که تا پایین پشت گردن ادامه می یابد. گردن بدون پر ومو و رانها صورتی روشن است.بال و پرهای دم در جنس نر اینگونه شفاف وفک پایینی انهاقرمز –چشمها بهرنگ قهوه ای و پاها مایل به قرمز است.پرهای بدن ماده های انها قهوه ای تیره ولی پرهای دم وبال قهوه ای بسیارکم رنگ است . درفصل جفت گیری گردن ونوک نر ها بسیار روسن وقسمت شاخی پوست مچ پاها روشن تر میشود.
شترمرغ سومالی(استراتیوکاملوس مولیبدوفانس) :که اینگونه هم مانند شترمرغ استراتیو کاملوس تاج بدونموی روی سر و طوق سفید رنگ پهنی درگردن دارند ولی پوست گردن وران انها به جای صورتی ابی مایل به خاکستری و پرهای دم سفید رنگ است.بدن نرها به طور قابل توجهی سیاه و پرهای زینتی بدن ماده هاخاکستری روشن است.ماده های اینگونه نسبتا بزرگتر از نرها هستند.
شتر مرغ افریقای شرقی یا ماسایی :
تاج سر انها ممکن است تا حد بسیار کمی بی مو ویا کاملا پوشیده از پر باشد . پوست گردن ورانها خاکستری مایل به صورتی است ولی در فصل جفت گیری به قرمز روسن تغیر رنگ میدهد.طوق سفید رنگ دور گردن انها بسیار باریک است و بال وپرهای دم نیزسفید رنگ است.
شتر مرغ افریقای جنوبی(استراتیو کاملوس استرالیس):تاج روی سر کاملا پوشیده از پراسن گردن خاکستری رنگی دارد که در فصل جفت گیری به رنگ قرمز تبدیل میشود.پرهای دم این نوع شترمرغ به جای رنگ سفید قهوه ای مایل به زرد هستند. طوق سفید رنگیدور گردن انها دیده نمیشود. این نژاد سنگینترین نژاد در بین سایر نژاد ها است.
شتر مرغ عربی(استراتیوکاملوس سیریاکوس):نژاد کاملا متفاوتی است که اکنون منقرض شده است و قبلا در صحرای سینا تاخلیج فارس میزیسته است.این نژاد نسبتا کوچکتر از نژاد های افریقایی بودند وپرهای بیشتری داشتند.
شترمرغ کوتوله(استراتیوکاملوس اساتزی):محدود به ناحیه ریو دی اورو در شمال غربی افریقا بوده و از روی تخم هایی دارای سوراخهایی شبیه ویرگول کوتاه توصیف شده اند. هرچند تفاوت انها با بقیه نژادها در کوچکی انهاست اما امروزه به دلیل تشابه این ویژگی ها با شترمرغ های افریقایی دیگر به عنوان یک زیرگونه نام برده نمیشوند.

 

معرفی وبلاگ

با سلام خدمت همه دوستان

این وبلاگ درجهت ارائه اطلاعات بروز درباره نحوه پرورش دام و طیور و راهکارهای مقابله با بیماری‌های این حیوانات ایجاد شده است ومقالات ونیز ترجمه مقالات علمی مختلف درباره دام و طیور در این وبلاگ گذاشته خواهد شد.

ممنون از همراهیتون