بافر شکمبه ای

بافر شکمبه ای ناکافی در گاو شیری

 

بافر شکمبه ای دارای ۲ جنبه است بافر درونی و بافر مربوط به جیره.

بافر درونی به وسیله گاو تولید می شود. و به طرز پوشیده در شکمبه از راه بزاق وجود دارد. فرمول جیره ها مبنی بر فیبر پاکننده بی اثر (NDF) به عنوان درصدی از ماده خشک جیره غذایی پیشنهاد شده است. به علت ارتباط میان NDF و انباشتن شکمبه و ارتباط خنثی کننده و منفی میان NDF و چگالی انرژی جیره غذایی پیشنهاد شده است. به هر حال سطح فیبر مربوط به رژیم غذایی معمولأ به تنهایی مورد استفاده قرار نمی گیرد زیرا تخمیر شکمبه ای از فیبر تغییر پذیر است و علت دیگر این است که ویژگی های طبیعی فیبر تخمیر شکمبه ای را تحت تأثیر قرار می دهد.به طور مستقل و آزادانه متابولیسم حیوان و تولید شیر چرب از مقداری NDF شیمیایی اندازه گیری شده است.منتر راهکار مؤثر و طبیعی فیبر را (NDF) که به طور اولیه مرتبط با اندازه فیبر است معرفی کرد. فعالیت جویدن برای تعیین NDF به کار می رود اگر چه رهنمودها راجع به سطح رژیم غذایی فیبر و فیبر از علوفه موجود است این مسئله دارای اهمیت است که متوجه شوند فیبر مورد نیاز اجزای جیره گاوها تحت تأثیر انفعالات زیاد و درون جیره غذایی به علاوه اینکه چطور تغذیه می شوند می باشند. تعداد زیادی از متخصصان تغذیه و تعدادی از گاوها که در یک گله در حال نشخوار کردن هستند در یک زمان معلوم به عنوان شاخصی برای سلامت عملکرد شکمبه استفاده می کند و هدف این است که حداقل ۰/۴ درصد گله در حال نشخوار باشند.این رهنمود وقتی که با TMR به صورت آزاد تغذیه می شوند قطعی است. راه دیگری برای دسترسی به توان بافری درونی از یک جیره غذایی به وسیله اندازه گیری طول TMR که به وسیله گاوهایی مصرف می شوند که به طور جداگانه ذرات علوفه را استفاده می کنند. جیره غذایی با کمتر از ۰/۰۷ طول ذرات خطر (SARA) را افزایش می دهد. خصوصأ اگر آن جیره های غذایی در مرز یا پایین تر از این مقدار از فیبر باشد. افزایش مقدار فیبر از جیره غذایی، اثر طول کوچک ذرات جیره را خنثی می کند. 
_______________________________________________

باتشکرازحسن‌توجه‌شما‌یاران همیشگی

اکبــــــــــرپوراســــــــــد

ورم پستان

گاو شیری

حضور ورم پستان در تعارض با بهبود کیفیت شیر و افزایش باروری است
در زمان حضور ورم پستان، ترکیب های مختلفی در غده پستانی تولید می شوند. افزایش شمار سلول های بدنی یا وجود ورم پستان تحت بالینی ممکن است موجب توقف تولید گنادوتروپین (هورمون جنسی) و در نتیجه تاخیر در آغاز چرخه فحلی پس از زایش شود.
طی دهه گذشته مدارک بسیاری حاکی از نشانه های اندک بر هم کنش منفی میان سلامت پستان و پیامدهای آبستنی وجود داشت. به علت ارتباط نزدیک شمار سلول های بدنی (SCC) با التهاب و سلامت پستان، افزایش شمار سلول های بدنی یک علامت منطقی از وجود ورم پستان تحت بالینی محسوب می شود.

درک و سازوکاری که موجب آن افزایش شمار سلول های بدنی و سبب کاهش قدرت باروری می شود، به طور کامل ممکن نیست. در زمان حضور ورم پستان، ترکیب های مختلفی در غده پستانی تولید می شوند. افزایش شمار سلول های بدنی یا وجود ورم پستان تحت بالینی ممکن است موجب توقف تولید گنادوتروپین (هورمون جنسی) و در نتیجه تاخیر در آغاز چرخه فحلی پس از زایش شود.

اثرات فولیکولی

موجودیت و حدث ورم پستان مزمن در یک مطالعه به واسطه آمیخته ارزیابی آزمون های باکتریولوژی و سلول های بدنی در شیر کارتیه های انفرادی شناسایی شد و تحت عناوین درجه کم، متوسط و شدید عفونت نشاندار شدند. طی مطالعه، محققین فولیکول های قابل محاسبه در هر تخمدان را شمردند.

ضخامت فولیکول در دامنه 1 تا 3 میلی متر و یا 4 تا 7 میلی متر بود و تحت تاثیر درجه عفونت قرار نگرفته بود. البته افزایش حدث ورم پستان موجب تلف شدن فولیکول های با ضخامت بیش از 8 میلی متر می شد. گاوهای تفکیک شده مورد بررسی، فولیکول های ثانویه کمتری داشتند و غلظت خون عروق مربوط به بخش خارجی پوسته تخمدان آنها نیز کاهش یافته بود.

کاهش بستر عروقی و بافت فیبروز اضافی هر دو اثر مستقیمی بر سازه های مربوط به تخمک در تخمدان دارند. کلیه این سازه ها عناصر ضروری و دائمی برای عملکرد و رشد فولیکول هستند.

چرخه های پس از زایش

گاوهایی که بین روزهای 15 تا 28 پس از زایش به ورم پستان مبتلا شدند، در مقایسه با گاوهای مبتلا شده به ورم پستان طی دو هفته اول شیردهی و گاوهای گروه شاهد (گاوهای با سلامت پستانی)، با تاخیر آغاز چرخه تخمدان (تعداد گاو تخمک گذاری کرده کمتر تا 28 پس از زایش) و تاخیر در اولین فحلی رو به رو شده اند (جدول 1).

ورم پستان پس از زایش آغاز چرخه فحلی را تحت تاثیر قرار می دهد

در مطالعه دیگری گاوهای با شمار سلولی بدنی بالا با مقدار بیش از 500،000 و همچنین تاخیر زیاد در اولین تخمک گذاری پس از زایش از گاوهای با شمار سلول های بدنی زیر 500،000 در اولین ماه پس از زایش متمایز شدند. نتایج به وضوح نشان می دهد ورم پستان بر آغاز فعالیت های تخمدانی در گله های شیری تاثیرگذار باشد.

چرخه فحلی غیر طبیعی


مطالب ذکر شده تنها اثر منفی تحقیقات نبود. گاوهای با شمار سلول های بدنی بالا (200،000 تا 500،000) به نسبت گاوهای با شمار سلول های بدنی 50،000 تا 100،000 چرخه فحلی طولانی تر داشتند. در ضمن جسم زرد نابالغ (به علت کوتاه بودن چرخه فحلی) در گاوهای با درگیری ارگانیسم گرم منفی و گاوهای بدون عامل بیماریزا در پستان در مقایسه با گاوهای درگیر ارگانیسم گرم مثبت یا بدون عفونت (46/7 در مقابل 8/3 و 2 درصد) شناسایی شد. در زمان بروز ورم پستان طی فاز فولیکولار، طول این بخش از چرخه در گاوهای درگیر باکتری گرم منفی و گاوهایی که هیچ عامل بیماری زایی از پستان آنها جدا نشد در مقایسه با گاوهای مبتلا به ورم پستان باکتریایی گرم مثبت و گاوهای سالم تقریبا 3 روز طولانی تر شد.

نرخ باروری

هدف از مطالعات گسترده شامل ثبت 287،192 تلقیح اول طی هفت سال گذشته در فلسطین اشغالی، ارزیابی اثرات ورم پستان بود. به ویژه پژوهشگران بر الگوی شمار سلول های بدنی نزدیک اولین تلقیح مصنوعی بر میزان آبستنی تمرکز کردند. شمار سلول های بدنی با آستانه 150،000 برای تفکیک گاوهای سالم از گاوهای مبتلا به ورم پستان در نظر گرفته شد. از این رو گاوهای با شمار سلول های بدنی بالا پیش از تلقیح و شمار سلول های بدنی پایین پس از تلقیح برای درمان برگزیده شدند. گاوهای با شمار سلول های بدنی پایین پیش از تلقیح و شمار سلول های بدنی بالا پس از تلقیح تحت عنوان عفونت جدید معرفی شدند. همچنین گاوهای با شمار سلول های بدنی بالا پیش و پس از تلقیح با عنوان گاوهای مبتلا به ورم پستان مزمن (احتمالا تحت بالینی) نامیده شدند. در کلیه موارد، باروری در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافته بود (جدول2).


گاوهای مبتلا به ورم پستان حاد چطور؟ تنها مورد افزایش شمار سلول های بدنی (بیش از یک میلیون سلول در تنها یک نمونه شیر مورد آزمون روزانه) در طی 10 روز پیش از تلقیح و نه زودتر از آن موجب کاهش احتمال باروری به میزان 6/23 درصد شد. نتایج نشان دادند که افزایش شمار سلول های بدنی در حوالی

کبک چوکار

یکی از جنس های معروف کبک جنس الکتوریس است این جنس دارای 7 گونه و 24زیرگونه در سراسر دنیاست. ازجمله مشهورترین انها میتوان به کبک چوکار اشاره کرد که دارای 14 زیرگونه مختلف است.قرمزی پا از مشخصات ظاهری انهاست گرچه نباید انهارا با کبک پا قرمز اشتباه گرفت.این گونه متعلق به خانواده فازیانیده-زیر خانواده فازیانینه و تبار پردیسینی و بومی اروپای شرقی تا هنداست.
این کبک بدنی به طول 32-35سانتی متر دارد ودارای نمای خارجی قهوه ای و خاکستری است . یکی از صفات منحصر به فرد این کبک وجود نوارهای سیاه و سفید در دو طرف پهلوی انهاست .هردو جنس نر وماده انها دارای پاها ونوک قرمز هستند .این صفات ازجمله مشخصات برجسته انهاست.قسمت کمر انها قهوه ای روشن سینه خاکستری و شکم حنایی رنگ دارد.دم انها 14پر اصلی دارد که سومین شاه پرانها بلندترین است درحالی که شاه پر اول طولی برابر شاه پرهای 5و6دارد.
با استفاده از تکنولوژی های روز میتوان جوجه کبک هارا در هرفصلی پرورش داد .کبک چوکارا میتوان در گروههای دوتایی سه تایی و یا کلنی نگهداری کرد اما هرچه گروه انها کوچکتر باشد تولید مثل موفق تری خواهند داشت .یکی از اشکالات اساسی کبک چوکارعدم تمایل انهلا به خوابیدن روی تخم است بنابراین تولید مثل موفق انها نیازمند استفاده از دستگاه جوجه کشی است.ماده در هر دوره تولیدی 40تا50 تخم میگذارد.
جفت شدن
کبک چکار اساسا تک همسر است گرچه ممکن است کبک نر گاها با دوماده رابطه داشته باشد.انها معمولا در اسفند ماه دسته کبک هارا ترک کرده و جفت میشوند.طول دوره روشنایی دما وشرایط غذایی موجود در منطقه بر زمان تشگیل جفت (اسفند ماه یا زودتر ویا عدم تشکیل جفت)اثر دارد.وقتی کبک ها جفت نمی شوند ویا به صورت مختصر جفت شده و مجددا به گروه می پیوندندنشانه ان است که فصل اشیانه سازی مناسبی ندارند.جفت شدن کبک ها موجب پراکندگی بیشتر انها در یک منطقه میشود .پرندگان مسن با سن بیشتر از یک سال زود تر جفت میشوند.در اوایل زمستان فعالیت بیضه نرها شروع میشود و بیشترین فرصت جفت گیری در اواخر اسفند ماه است.فعالیت تخمدان ماده ها در اوایل دی ماه شروع شدهودر اسفند فروردین به نقطه اوج تولید تخم میرسند.به طور معمول کبک چوکار در اولین بهار بعداز تولد خود واردفرایند تولید مثل میشودو در ماه های بهمن و اسفند جفت میشوند گرچه بسته به شرایط جغرافیایی زمان ان تغییر کند .پرندگانی که دارای بیش از 1 سال سن هستند ابتدا تشکیل جفت میدهند .نر در طول دوره خوابیدن روی تخم –خروج جوجه ها از تخم و پرورش جوجه ها همراه ماده میماندبا این وجود برخی نرها بعد از تشکیل دسته تخم ماده را ترک میکنند .
وقتی پرنده ها جفت شدند نوعی فعالیت و رفتارهای قلمرو یابی نشان میدهند .اشیانه کبک ها به صورت پراکنده و مخفی اغلب در نزدیکی منابع اب ساخته میشوند.ظاهرا ساخت اشیانه و گذاشتن تخم در فروردین ماه انجام میشود .در اردیبهشت تخم گذاری ادامه میابد ودر اوایل خرداد جوجه ها متولد میشوند اولین تخم در اوایل بهار گذاشته میشود و کبک هایی که در تولید مثل خود اصرار دارند تا 5 ماه به ان میپردازند و از اواسط اردیبهشت تا انتهای مرداد جوجه ها ظاهر میشوند . تعداد متوسط دسته تخم در مناطق مختلف متفاوت است و بین 12 تا 15 عدد میباشد. معمولا تعداد تخم اولین دسته تخم سالانه بیشتر است . متوسط دوره خوابیدن روی تخم کبک چوکار 23تا 30روز و به طور متوسط 24 روز است .جوجه ها در زمان خروج از تخم پوشیده از پر هستند اما به محض خروج لانه را ترک میکنند . انها تا اواخر زمستان و یا اوایل بهار سال بعد به همراه والدین ودیگر جوجه های دسته میمانند .جوجه ها قادرند درسن دو هفتگی به پرواز درایندودر سن 18 هفتگی کاملا شبیه والدین خود هستند.
تخم
تخم کبک از نظر اندازه شکل و رنگ امیزی متغیر است ولی به طور کلی تخم انها به رنگ سفید متمایل به زرد یکنواخت با لکه های قهوه ای رنگ در اندازه ها و اشکال متفاوت است که در تمامی سطح پوسته تخم پراکنده شده است . تخم کبک بین 16تا 25 گرم (متوسط 21گرم)وزن و شکلی بیضوی نسبتا کشیده که محور طولی و عرضی ان به ترتیب 42و31میلی متر است . نسبت بین پوسته –زرده و سفیده تخم کبک به ترتیب برابر 15/2-35و49/8درصد است .ضخامت پوسته تخم کبک 228/0 و ضخامت غشای پوسته 047/0میلی متزاست.در دوره تکمیل تخم ها تعداد تخم تولیدی هرماده به طور متوسط 3/1 عدد در روز است.
جوجه ها
جوجه ها پس از تولد از نظر تغذیه مستقل از والدین هستند و بلافاصله پس از خشک شدن قادر به ترک لانه و یافتن غذا هستند . در صورتی که درروزهای اول زندگی جوجه ها درمعرض تهدید شکارچی ها قرار گیرند والدین انها وانمود میکنند که اسیب دیده اند تا توجه شکارچی را از جوجه ها منحرف کنند . وقتی جوجه ها به سن 3 هفتگی رسیدند جوجه ها نیاز چندانی به والدین خود ندارند . در سالهای تولید مثلی مناسب و طبیعی گاهی اوقات میتوان 30 الی 50 جوجه در کنار 1تا 2کبک بالغ مشاهده کرد.
بقا
قابلیت جوجه در اوری تخم کبک چوکار برابر 91الی 98 درصد است ولی موفقیت اشیانه از نظر تولید جوجه 40تا 50 درصد است .موفقیت تولید مثل ماده ها بین 60 تا 70 درصد است . در فاصله تابستان تا پاییز درصد بقای انها 26تا68درصد میباشد که در مناطق و فصول مختلف سال این رقم متغییر است.
سکونت گاه
کبک ها درمیان بوته زارهای مختلف – در مناطق شیب دار و شکاف صخره ها و مناطق خشک زندگی میکنند انها در فصل بهار و تابستان از صخره زارها و نوع پوشش های بوته زار بیشتر از حد مورد انتظار واز مناطق علفزار کمتر از مورد انتظار به سر میبرند.انها همواره به دنبال منابع علف تازه و ابدار و دمای مناسب برای زندگی هستند . انها در زمستان های برفی در شیبهایی که در اثر باد برف انها روبیده شده است و یا حتی در مزارع و کشتزارها به سر میبرند.
احتمالا منشاء اولیه کبک چوکار کشورهای هند پاکستان و افغانستان است.کبک چوکار متعلق به دره هایی با ارتفاع 1500تا 2500متری است اگرچه در مناطق کم ارتفاع تا شیب های کوهستانی و قله های کوه ها با ارتفاع 5000متری هم دیده میشوند.
تغذیه
بیشترین لحضات غذا یابی کبکها در ساعات میانه صبح و نیز بعد از ظهر است. محل های تغذیعه به نوعی منعکس کننده نیازهای غذایی –تغیرات فصلی و وجود اب و غذاست. در تابستان و اوالیل پائیز بذر ها و به دنبال ان گراس های نرم و جوان مهمترین منبع غذایی انهاست و به طور کلی چوکارها به دنبال علئفه های نرم و دمای مناسب محل زندگی هستند .در بهار وقتی انواع گیاهان جوانه میزنند و حشرات ظاهر میگردند به سمت این منالبع میچرخند و البته برگ علف های نرم و گراس های سبز را نیز مصرف میکنند.
کبک های جوجه دار سعی میکنند ار بوته ها و پوشش های علفی برای دو منظور (تغذیه ای و امنیتی) استفاده کنند . غذا یابی در فصل زمستان اغلب درساعات روز است گرچه عمدتا غذا یابی و مصرف سنگ ریزه توسط انها در ساعات غروب انجام میشود.

کلیات پرورش اسب

پيشينيان براي اسبهاي خود احترام بسياري قائل مي شدند به گونه اي که صاحب اسب، نياکان اسب نژادين خود را تا 12 نسل پشت مي دانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگين مي شد. همچنين اسب را جانوري نجيب نيز مي شناسند. با اينحال در هنگام خشم اسب، نزديکي به او بسيار خطرناک است.اسب را در پارسي ميانه و اوستائي نيز آسپ (ASP) ناميده اند. نامهاي بسياري از بزرگان ايراني در روزگار باستان داراي پسوند اسپ بوده است (مانند: گشتاسپ، ارجاسپ، جاماسپ، لهراسپ و ...) که اين مسئله نشان از اهميت اين جانور در ميان ايرانيان است. در زبان سانسکريت اين واژه به ريخت AZVA بوده که واژه سوار و اسوار نيز در زبان پارسي کنوني از همين ريشه اند. اسب براي اولين بار در آسياي ميانه که بعدها ترکستان نام گرفت اهلي شده و سپس به دشتهاي ايران راه يافته است. در ايران باستان بويژه در دوره هخامنشي، اسب نقش بسيار زيادي در زندگي روزمره مردم بازي مي کرد. جالب است بدانيد که در آن زمان به اسبهاي تربيت يافته پارس مي گفتند که عربها اين واژه را به فارس معرب کرده و آنرا به معناي تيزرو و سوارکار ماهر به کار مي برند.

 

تاریخچه پرورش اسب

در دوره نوسنگی انسان با اختراع کشاورزی و اهلی کردن برخی از جانوران وحشی غول آسا قدمی در جهت تسلط واقعی و عملی بر محیط خویش برداشت. شکارگر سرگردان به اجتماعی سازمان یافته پیوست که در روستاهای محاصره شده با مزارع کشت شده به زندگی ادامه داد در این روند تکامل است که برای اولین بار انگیزه شهرنشینی و زندگی اجتماعی بوجود آمد و تمدن هایی چون بین النهرین ، آناتولیا ، ایران و غیره پدید آمد.

ایرانیان دارای کهن ترین تمدن ها می باشند. کشور عزیز ما ایران با چندین هزار سال تاریخ آغشته به خون خود یکی از کهن ترین تمدن هاست. ایرانیان اولین قومی بودند که به رام کردن و تربیت اسب پرداختند. آنان از اسب برای شخم زدن ، حمل و نقل و بارکشی استفاده می کردند و در کنار خانه هایشان جایگاه هایی که امروزه به آن اصطبل می گوییم مهیا کردند و در واقع در کنار یکدیگر زندگی می کردند که طبیعی است چنین زندگی ای علاقه، اهمیت و صمیمیت بوجود می آورد. اسب از جانورانی است که از آغاز در میان آریاییها و در فرهنگ اقتصادی و اعتقادی ایرانیان جایگاه ویژه ای داشته است. مهاجرت آریاییها در هزارو چهارصد سال پیش از میلاد توسط ارابه های اسبی بوده است و ارابه های معروف آن ها از همه چیز بیشتر توجه تاریخ نگاران را به خود جلب کرده، به طوری که آنان همیشه با احترام و اهمیت از آن یاد کرده اند. در دوره مادها که به سال 554-701 قبل از میلاد بر می گردد و حدود بیشتر از یک و نیم قرن حکومت کردند در نبردهای خود اساسی ترین نقش را به سواره نظام داده بودند که همین امر باعث شد که کیاکسار سومین پادشاه ماد برای رویارویی با ارتش بزرگ آشور که در بین النهرین وجود داشت به تأسیس دسته سواره نظام بپردازد و بعد از اتحاد مادها-پارت ها و پارس ها که همگی آریایی بودند یورش و ارتش بزرگ و شکست ناپذیرآشور و شکست دادن آن قوم وحشی و از میان بردن نسل و نژاد آنها پیش آمد و این پیروزی دروازه ای برای ورود اسب آرین به دنیای عرب گردید. البته پیش از آن زمان هم اعراب اسب را از آشوریها گرفته بودند و آشوریها نیز اسب را در یورشهای متمادی قبلی از قوم آرین بدست آورده بودند. چینی ها در منابع فرهنگی خود از اسبان تیز تک اشکانی که موثرترین ابزار کار پارتیان بوده نام برده اند . پارت قومی است ایرانی و آریایی که مردان و اسبان جنگی بسیار خوبی داشته و واژه پارتیزان به معنی چریک جنگی از نام قوم پارت برداشته شد به دلیل چالاکی و چابکی و جسارتشان در جنگ با دشمن.

در بازرگانی اشکانیان اسب بسیار مهم بوده است، هم برای حمل و نقل و هم برای فروش . اسبان را به جزایر و سرزمین های خلیج فارس می بردند و اعراب با خرید اسب در برابر خرما و همچنین بدست آوردن اسب ها از راه دزدی و غارت اسبهای موردنیاز خود را تا حدی تأمین می کردند. این را بایستی متذکر شویم که در آیین اول ایرانیان یعنی دین زرتشت و نیز در دین اسلام قربانی کردن اسب آزاد نبوده و این حیوان نجیب از سوی حضرت رسـول اکـرم (ص) مکـروه اعلام شد تا این حیــــوان نسلش به انقراض کشیـــــده نشود به شکلی که در حدیثی می فرمایند:" بر پیشانی اسبان تا قیامت خیر حک شده است و کسی که در راه خدا آنها را نگهداری و تیمار می نماید همانند کسی است که دست خود را به صدقه دادن گشوده و تا ابد هرگز نمی بندد. (فقیر نمی شود) "

پس به گواهی تاریخ و بدون هیچ تردیدی خاستگاه این چارپای برازنده، ایران بزرگ بوده است که محدوده آن از شمال به کرانه های دریاچه آرال، از شرق به دامنه های پامیر و ماورالنهر و ازجنوب به کرانه های خلیج همیشگی فارس تا شمال آفریقا و از غرب به میان رودان (بین النهرین ) تا سرزمین های بیزانس بوده است تا آنجا که می گویند در سراسر جهان اسبی یافت نمی

شود که که خون اسب نژاد آرین در رگهایش جاری نباشد.

باستان شناسان از دل خاک سنگ نبشته هایی به جا مانده از خاکهای آپادانا، شوش و تخت جمشید بدست آورده اند که هرچه عمیق تر به آن می نگریم در آن نقشی از پیکر اسبان بیشتر نمود پیدا می کند. و حتی کشف اسکلت چند سوار و اسب در دسته آبادگیران و یا اشیاء دیگر همچون لگام و زین در مناطق لرستان و یک نوع اسب به نام هیپاریون در مرز چال مراغه کشف شده که اتکا ایـــــرانیان را در امور سیاسی – نظامی و اقتصادی به اسب اثبات می کند.

اسب از دیرباز در خدمت انسان بوده است ، این حیوان بدست ایرانیان تربیت و به جهان عرضه شده است. اما اقوام دیگر میوه زحمات آرین را در چپاولگریهای بی رحمانه غارت کرده و حتی به نام خودشان نام گذاری کرده اند.

نام اسب در بین ایرانیان باستان به عنوان بخشی از نام انسانها بوده است ، مانند :

تهماسب= تهم + اسب به معنای اسب قهرمان یا دارنده اسب قهرمان

گشتاسب = گشت + اسب به معنای اسب گردنده ، تیزرو و چوگانی ، راهوار

جاماسب = جم + اسب به معنای اسب جمشید

نویسنده ای به نام امین نارسلن در کتاب خود به نام تمدن شرق می گوید:" ایرانیان دلیر بوده و در سوارکاری و تیراندازی کمتر قومی به آنان می رسد . دیگر نویسندگان این را نوشته اند ولی من به چشم خود دیده ام."

هرودوت، نویسنده و مورخ یونانی که در2100 سال پیش زندگی می کرده است می نویسد ایرانیان از پنج سالگی تا بیست سالگی سه چیز را می آموزند سوارکاری، تیراندازی و راستگویی.

هرودوت در جایی دیگر می گوید :" خشایار شاه ایرانی در لشگرکشی به یونان به هنگام جنگ به منطقه ای به نام تسالی رسید، در آنجا شنید که اسبهای این سرزمین بهترین اسبهای یونان هستند پس دستور تاخت داد در این آزمایش اسبهای تسالی واپس ماندند ."

داریوش اول در سنگ نوشته تخت جمشید می گوید :" و سزاوار است پادشاهی که زاد و بومش دارای مردم خوب و اسبهای خوب است."

هرودوت می گوید رمه اسبهای سپاهیان هخامنشی در بابل نگهداری می شود که هشتصد اسب و شانزده هزار مادیان در آنجا پرورش می یابد.

اسب های زیادی در تاریخ ایران همواره به همراه سواران خود جاودانه گشتند و در کتابهای تاریخی و سینه های مردم ثبت شده اند مانند شباهنگ بیژن، شبدیز خسرو پرویز، رخش رستم، غزال شاه عباس صفوی و حتی ذوالجناح، اسب سالار شهیدان، حسین بن علی (ع) که از نژاد ایرانی بوده است.

در نوروز نامه قیام آمده است که از صورت چارپایان هیچ صورتی نیکوتر از اسب نیست و در قابوس نامه این جمله آمده که جهان به مردمان بپای است و مردمان به حیوان و نیکوترین حیوانات اسب است که داشتتنش هم کدخدایی است و هم ثروت.

اسب به دو صورت وارد بین النهرین شد اول از طریق آشوریها که قبلاً به ذکر آن پرداختیم و دوم همانطور که در کتاب اصل اسب به آن اشاره شده که می گوید هنگامی که اسب توسط بازرگانان فنقی(لبنانی ) و ایرانی به عربستان و بین النهرین رسید نخستین خرید و فروشها در آن زمان انجام گرفت و تا مدتی نام این حیوان برای آن ها معلوم نبود و به آن (پاکورا) یا خرکوهی یا خرشرقی می گفتند. کولن در کتاب خود تحت عنوان نژاد اسب های اصیل یا نژاد اسب های جهان می گوید در سال 1824 سواره نظام ارتش انگلیس در هندوستان دارای 7546 رأس اسب بود که همگی از نژاد اسب ایرانی و از ایران تهیه شده بودند و کسورات آنها هر ساله از ایران تأمین می شد.

در ماه اوت سال 1715 در زمان فتحعلی شاه قاجار به مناسبت روابط حسنه فی مابین دولت ایران و فرانسه یکی از نامی ترین اسبهای ایران به رسم پیشکش و هدیه به دربار ناپلئون بناپارت فرستاده شد و این همان اسبی است که ما در عکسهای ناپلئون او را سوار بر آن اسب سفید دیده ایم ، عکس این اسب توسط نقاشی به نام هوراس نقاشی شد.

اسم این اسب پر آوازه (جهان پیما ) بود و پوست آن نیز اکنون در موزه لوور نگهداری می شود.ت.

به طور کل از نژادهای اسب ایرانی می توان به نژاد کرد، عرب ایرانی، اصیل ایرانی، ترکمن و کاسپین ( خزری) را نام برد.

صنعت اسب و پتانسیل بالای اشتغال‌زایی

صنعت اسب در دنیا همیشه یکی از صنایع پول ساز با گردش مالی بالا بوده است چون از یک سو افراد بسیاری به نگهداری و پرورش اسب علاقه‌مند بوده‌اند و در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند و کم‌کم آن را به شکل اقتصادی در آورده‌اند و برای آن با تبلیغات و رسانه‌های جمعی بازار‌ ايجاد کرده‌اند که ‌اين بازار به سرعت به سمت حرفه‌اي شدن پیش می‌رود و از سوی دیگر دولت‌ها همیشه در حال گسترش فعالیت‌های مرتبط با اسب بوده‌اند از دو منظر؛ یکی سرگرمي‌ و دیگری اشتغالزایی.

جنبه سرگرمي‌گاه استفاده‌های سیاسی نیز در بر داشته است بدین صورت که با‌ ايجاد مسابقات و کمک به تولید و ‌ايجاد رقابت بین تولید‌کنندگان از اسب به‌ عنوان یک ابزار ساده و کم هزینه برای سرگرم کردن مردم استفاده کرده است. و از دیدگاه دیگر بخش اشتغالزایی‌، صنعت اسب یکی از صنایع بسیار اشتغالزا است از تولید تا نگهداری و آموزش اسب برای مسابقات و خدمات وابسته و تولید لوازم سوارکاری که هنوز به صورت دستی تولید می‌شوند و فروش بالایی هم دارند. البته ‌اين بدان معنی نیست که نباید با تکنولوژی در تولید پیش رفت.

در‌اين مقاله به بررسی وضعیت اقتصادی کشورهای آمريكا و روسیه که دو کشور مهم و تاثیرگذار در زمینه مرتبط با بازار و اشتغال اسب هستند پرداخته مي‌شود تا در فرصتی دیگر به‌اين مهم پرداخته شود که چرا با وجود سفارشات موکد دینی به ورزش اسب‌سواری،‌ اين ورزش و صنعت وابسته به آن چندان جدی گرفته نمي‌شود.

 

پرورش اسب در ایران

اسب را که به احتمال قوي مي توان زيستگاه و برخاستگاهش را ايران بدانيم در تمام ادوار تاريخي همواره در زندگي و در کار و در جنگ يار و ياور ما بوده و هنوز هم هست. کشور ما با وجود وضعيت اقليمي، اجتماعي و اقتصادي و بنا بر اقتضاي وضع و هدف پرورش دهندگان اسب داراي اشکال گوناگون مديريت پرورش اسب و اسبداري مي باشد.

در حال حاضر مديريتهاي ناظر بر توليد، اقتصاد، نگهداري و پرورش اسب به شرح زير است:

الف) پرورش اسب به شيوه عشايري: عشاير کشور ما بنا به اقتضاي وضع و به لحاظ سنت آبا و اجدادي به نگهداري و پرورش اسب اقدام و معمولا" بسته به وابستگيهاي آبا و اجدادي خود به ايل، عشيره و طايفه، نژاد و تيره، اسب خاصي را پرورش مي دهند، همانگونه که در خوزستان در نژاد برخي از قبايل عرب منطقه و از جمله ميرها، سنجابي ها و جافها در مناطق اسب کردي (کردستان، کرمانشاه و ...) و تراکمه در ترکمن صحرا.

ب) پرورش اسب در روستاهاي کشور: روستاييان کشور ما از چند جنبه اقدام به پرورش اسب مي نمايند، از جمله آنها:

۱- پرورش اسب به منظور سواري: عده اي از روستاييان کشور ما از چند جنبه اقدام به پرورش يک و يا دو یا سه سر اسب جهت سواري پرورش مي دهند.

۲- پرورش اسب به منظور کره کشی و فروش مازاد توليد براي کسب درآمد: اين شيوه پرورش بيشتر در روستاهاي کردستان، کرمانشاه، آذربايجان غربي، خوزستان، گرگان و گنبد رايج بوده و در اين شيوه معمولا" روستاييان براي کره کشي و تکثير، اسبي را از نژاد خالص نگهداشته و از ماديانها کره کشي کرده و مازاد توليد خود را به معرض فروش مي گذارند.

۳- پرورش اسب به منظور توليد استر، قاطر و خرپوزگي: در اين شيوه که معمولا" پرورش اسب توام با پرورش الاغ مي باشد معمولا" روستايي و به عبارتي مدير توليد اقدام به قاطرکشي نموده و توليدات خود را در مناطق مختلف کشور به فروش مي رساند. از نمونه هاي بارز اين نوع مديريتهاي پرورشي روستايي (کره بند) برازجان واقع در استان بوشهر، مناطق قاطر کشي استانهاي آذربايجان، خراسان،

لرستان، کردستان و اشگورات مازندران و گيلان مي باشد.

۴- پرورش اسب به منظور کار: در بعضي از روستاهاي کشور که داشتن خودرو براي روستايي مستلزم تخصيص سرمايه و هزينه بالا مي باشد از کار اين حيوان و نتاج آن براي:

- حمل محصول غله، شالي و ديگر توليدات از مزرعه به سر جاده.

- به منظور شخم در مزارع کوچک و مزارعي که ماشين آلات قابليت انعطاف و کفايت مانور اسب را ندارند.

- براي حمل کود، بذر و نشا به مزرعه و شاليزار که به علت عدم وجود راه ارتباطي ماشين رو و يا علل ديگر منجمله گل و لاي، رفت و آمد خودرو به مزرعه غير ممکن است.

- براي حمل محصول از مراتع و مزارع و جنگلهايي که راه ماشين رو نداشته و يا حمل محصول با ماشين به لحاظ قيمت گران تمام مي شود.

براي حمل و نقل وسايل معيشتي روستاييان به مرکز دهستان، به ويژه در مواردي که هزينه حمل با ماشين مقرون به صرفه نيست.

- به منظور حمل بيمار در فصول سرد يا شبانگاه که روستاييان دسترسي به خودرو نداشته و فوريت مداواي بيمار ايجاد مي کند.

ج) پرورش اسب در شهرها و شهرستانها: در حال حاضر در شهرها پرورش دهندگان اسب به منظورهاي ذيل اقدام به پرورش و نگهداري اسب مي نمايند.

۱- پرورش اسب به وسيله موسسات و نهادهاي دولتي: ارتش جمهوري اسلامي ايران، سپاه پاسداران جمهوري اسلامي ايران، وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، نيروهاي انتظامي کشور، اداره کل سوارکاري و پرورش اسب و ديگر نهادها و موسسات دولتي پرورش دهندگان اسب مي باشند.

۲- صاحبان اصطبلها و باشگاههاي خصوصي:

اهداف اين مديريتها عبارتند از: شرکت در مسابقات ورزشي مانند کورس، درساژ، پرش، چوگان، سوارکاري و صحرانوردي. بديهي است شرکت در مسابقات در انحصار اين گروه نبوده و ديگر پرورش دهندگان و صاحبان اسب نيز در اين مسابقات شرکت مي کنند.

آموزش سوارکاري به اشخاص مبتدي و تامين سرويس سوارکاري براي سوارکاراني که عاري از اسب شخصي مي باشند.

پانسيون کردن اسبهاي اسبداراني که فاقد اصطبل بوده و براي نگهداري اسب خود نياز به اصطبل دارند.

پرورش اسب به صورت تک اسبي، دو اسبي و يا چند اسبي در باغات و اصطبلهاي شخصي و خصوصي افراد به منظور سواري، شکار، سرگرمي، تفريح و مسابقه

ايجاد تفريحات سالم در پارکها و تفرج گاهها

کره کشي و ازدياد و توليد اسب و فروش آن

تلفيقي از موارد ياد شده به ويژه خريد و فروش و دلالي اسب

د) پرورش اسب به منظور تحقيقات و اصلاح نژاد: اين شيوه پرورش اسب که طبق برنامه مشخص اصلاح نژادي و به نژادي و حفظ ژنهاي مطلوب نژادي و تکثير آن انجام ميگيرد. براي حفظ کفايت علمي و فني در صلاحيت مديريتي مراکز تحقيقات و اداره کل پرورش و اصلاح نژاد دام، معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزي بوده و يا با نظارت مستقيم اين اداره کل به وسيله بخش تعاوني و خصوصي اداره انجام مي گيرد.

 

ايران در آينده نزديك به يك كشور مطرح در عرصه اسب دواني و قطب صادرات اسب تبديل خواهد شد. ايران از امكانات و توانمنديهاي بالايي در عرصه پرورش اسب مسابقه برخوردار است و مي‌تواند از طريق پرورش، نگهداري و صادرات اسب، برگزاري مسابقات منطقه‌اي در رشته‌هاي استقامت و پرش و فعاليت باشگاهها، هزاران فرصت شغلي ايجاد كرده و درآمدهاي فراواني بدست آورد. سواركاري امروزه يك صنعت و ورزش پولساز در جهان است كه سالانه ميلياردها دلار درآمد براي كشورهاي فعال در اين عرصه به همراه دارد. به عنوان نمونه  آمريكا كه از اين ناحيه سالي ۳۰ ميليارد دلار و ژاپن ۲۲ميليارد دلار عايدي بدست مي‌آورند. اين درآمدها  ناشي از برگزاري مسابقات اسبدواني، خريد و فروش اسبهاي مسابقه و نيز خدمات نگهداري و پرورش آنان است و در صورت برنامه‌ريزي درست، سواركاري در ايران مي‌تواند از نظر "پولساز بودن" و "جاذبه" جاي فوتبال را بگيرد.از طرفی سواركاري از ورزشهاي مورد تاكيد اسلام است و در فرهنگ ملي ايرانيان نيز اسب و اسب‌سواري جايگاه والايي دارد .

نحوه اصلاح نژاد و پرورش اين اسب ها، توليد اسب هاي مرغوبي را باعث شد که هم در زيبايي و تناسب و هم در توان و قدرت نمونه بودند. اين گروه که به نام اسب عرب ايراني معروف مي باشد، با وجود همه ضربه هايي که ديده همچنان تا روزگار ما باقي مانده است و از ذخاير ارزشمند ژنتيکي کشورمان محسوب مي شود.

اسبهاي ايراني داراي پنج نژاد شامل اسبچه خزر،اسب اصيل عرب كه خاستگاه ايراني دارد، اسب كرد ،اسب تركمن و اسب دره‌شوري می باشد. در حال حاضر، بيش از ۱۲۰هزار اسب در كشور وجود دارد كه ۱۵ هزار راس از آنان براي فعاليت ورزشي ثبت شده است. اسب به عنوان قويترين حيوان جهان پس از فيل شناخته مي‌شود و تخمين زده مي‌شود در كل دنيا ۷۵۰ميليون راس از آن زندگي كند. شمار نژادهاي شناخته‌شده اسب را در جهان ۳۰۰نوع میباشد . سرعت اسبهاي ايراني  ۸۰كيلومتر و در صورت توجه به ورزش سواركاري، ما مي‌توانيم به ركورد اين رشته در جهان كه ۱۲۰كيلومتر است، دست يابيم

. شانس دستيابي ايران به مدال در رشته پرش هم در مسابقات جهاني سواركاري، بسيار است.

در حال حاضر ۱۵۰باشگاه سواركاري در كشور وجود دارد كه از اين تعداد، تهران با ۸۰باشگاه در صدر نشسته است و يزد با ۲۵باشگاه دومين جايگاه را در اين زمينه در كل كشور دارد. در پرورش اسب عرب نيز خوزستانيها در كشور از همه فعالترند اما باز هم در اين زمينه، يزد صاحب جايگاه دوم در ايران است.  ورزشكاران اسب سوار تهراني در رشته پرش از ديگر سواركاران كشور جلوترند ولي در رشته استقامت، "لرها" مقام اول را دارا می بشند ..

طرح "شناسايي ژنتيكي اسبها" (ژنوتايپينگ) از چند سال پيش در مورد اسبهاي عرب و اسبچه خزر آغاز شده است و اين طرح بزودي در مورد اسب كرد، تركمن و دره‌شوري نيز به اجرا درخواهد آمد. مشكل قرنطينه اسبهاي ايراني نيز سال گذشته حل شد و سواركاران ايراني براي نخستين‌بار پس از انقلاب اسلامي توانستند در مسابقات خارج از كشور شركت كنند. هم‌اينك مشكل قرنطينه اسبها در مهرشهر كرج و كيش حل شده است.  

 

آشنايي با قوانين پرورش اسب

 اولين صادرات ايران به اروپا و به ويژه به انگلستان و فرانسه اسب بوده و اين كار در دوره ي قاجار به وقوع پيوسته است.

اسب هاي اصيل ايراني از قبيل: تركمن، كردي و قره باغي و اسبچه خزر پس از اينكه به عنوان دام طبقه بندي شدند، برنامه ريزي هايي از طرف معاونت امور دام براي پرورش و اصلاح نژاد آن به عمل آمد. همچنين چند سالي است كه صادرات گوشت اسب نيز به صورت موفق در كارنامه كشور ما قرار دارد.

پرورش اسب مي تواند به منظور بهره برداري به صورت واحدهاي پرورش و اصلاح نژاد اسب يا به صورت كانون هاي سواركاري و مراكز نگهداري اسب يا به صورت واحدهاي تكثير اسب و استر (ايلخي محدود) يا به صورت واحدهاي تربيت اسب يا به صورت واحدهاي نگهداري سيلمي يا به صورت كره كشي انجام گيرد. در صورت توام بودن فعاليت هاي ورزشي و پرورشي بايد مجوزهاي لازم را از سازمان تربيت بدني و معاونت امور دام كسب نمايند.

ضوابط صدور پروانه تاسيس واحدهاي پرورش اسب

1ـ ظرفيت: ظرفيت واحدهاي پرورش اسب جديدالتاسيس به شرح زير تعيين مي شود:

ـ واحدهاي پرورش و اصلاح نژاد اسب: حداقل ظرفيت 8 و حداكثر ظرفيت 30 سر ماديان.

ـ واحدهاي تكثير اسب و استر (ايلخي محدود): حداقل ظرفيت 12 ماديان و 2 سيلمي و حداكثر 300 سر.

ـ واحدهاي نگهداري سيلمي: حداقل ظرفيت 5 و حداكثر 20 سر.

2ـ زمين: حداقل زمين مورد نياز جهت تاسيس واحدهاي پرورش اسب سه برابر مساحت زيربنا تعيين مي گردد.

اين مساحت اضافي كه معادل سه برابر مساحت مسقف و حدود 100 مترمربع به ازاي هر سر مي باشد، به منظور گردشگاه در نظر گرفته مي شود.

در خصوص پرورش، نگهداري، اصلاح نژاد و همچنين تكثير اسب و استر به صورت ايلخي محدود، به ازاي هر سر ماديان و كره به ميزان هزار مترمربع چراگاه مصنوعي در نظر گرفته مي شود.

چراگاه هاي طبيعي نيز مي توانند بر اساس امكانات متقاضي و ضوابط خاص خود، مورد استفاده و بهره برداري قرار گيرند.

3ـ نقشه جايگاه: جهت نگهداري و پرورش اسب، نقشه تيپ براي ظرفيت 8 سر ماديان و 2 سر سيلمي در اقليم معتدل، به شرح منظم به نظام طراحي، پيش بيني و ترسيم شده است.

مباني محاسباتي نقشه تهيه شده بر حسب يك سر ماديان تعيين مي شود و متوسط مساحت زيربناي مفيد مورد نياز يك سر 6/31 مترمربع مسقف و 5/32 مترمربع غير مسقف، به شرح زير مي باشد:

مقدار زير بناي مورد نياز جايگاه سيلمي در واحدهاي پرورش اسب، برمبناي زير محاسبه و به ميزان كل زيربناي تعيين شده يك واحد پرورش اسب با هر ظرفيتي اضافه مي گردد.

از 50 سر ماديان به بالا، تعداد سيلمي توسط كميسيون صدور پروانه استان و با توجه به ديدگاه كارشناسان مربوطه تعيين و بر آن اساس، ميزان مورد نياز مشخص و به كل زيربنا اضافه مي شود.

در خصوص واحدهايي كه نگهداري اسب در آنها به صورت اصطبل جمعي صورت مي گيرد، مساحت جايگاه هاي ياد شده، به دو سوم كاهش مي يابد.

در خصوص واحدهايي كه نگهداري اسب در آنها به صورت ايلخي و به شكل پادوك صورت مي گيرد، مساحت جايگاه هاي ياد شده، به يك دوم كاهش مي يابد.

4 ـ فواصل: رعايت فواصل در مورد واحدهاي پرورش و اصلاح نژاد اسب و واحدهاي نگهداري سيلمي، به منظور اصلاح نژاد، مطابق واحدهاي اصلاح نژادي در جدول فواصل مي باشد. رعايت فواصل در مورد ساير واحدها، مطابق واحدهاي پرورش چهارپايان داشتي است.

 

محل نگهداری اسب

از آنجائی كه اسب بیشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر می برد محل نگهداری او باید دارای شرایط زیر باشد :

استانداردهای محل نگهداری اسب

اصطبل:

از آنجائی كه اسب بیشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر می برد محل نگهداری او باید دارای شرایط زیر باشد :

۱) آفتابگیر باشد ، تا هم خود اسب و هم محیط اطراف او در معرض تابش نور خورشید بوده و در معرض امراض ناشی از عدم تابش نور قرار نگیرد. اسب بطور مداوم خود را

تخلیه میكند و محیطی مناسب برای رشد و نمو میكروبها بوجود می آورد و میكروب امراضی از قبیل كزاز در محیط آلوده اصطبلی بدون نور آفتاب ، براحتی زندگی می كنند.

۲) دارای فضای كافی بوده تا اسب براحتی در آن گردش كرده و بخوابد و بلند شود . اسبها در صورت احساس امنیت و داشتن فضای كافی براحتی می خوابند .

۳) حرارت ثابتی داشته باشد .

۴) دیوارهای آن از مصالحی ساخته شده باشد كه در اثر سایش اندامهای اسب با آنها ،او را زخمی نكند .

۵) آخورها و كف آن قابل شستشو باشد و هر چند روز یكبار بخصوص آخورها ، تمیز شوند . بستر نرم و پوشیده از كلش یا خاك اره باشد تا براحتی قابل حمل و نقل بوده و هرچند روز یكبار تعویض شوند .

۶) درب و یا دربها به اندازه كافی فضا برای ورود و خروج اسب داشته باشند .

۷) حصارهای بین اتاقكها طوری تعبیه شوند كه اسبها براحتی یكدیگر را دیده و از مصاحبت با یكدیگر لذت ببرند .

مزرعه ، پادوك یا مرتع: اسبها باید مدتی آزادانه در مرتع ، مزرعه ، پادوكها رها باشند . گذشته از علف كه غذای طبیعی اسب است ، وقت گذرانی در محوطه باز به او آرامش می دهد . بعضی از اسبها به طور دائم آزاد هستند و برخی به تناوب ، هفته ای یا ماهی را آزادانه سر می كنند . اسبهای درون اصطبلی كه تمام مدت هم زیر فشار كار هستند معمولا تعطیلات خود را در محوطه آزاد می گذرانند . مهم نیست اسب چه مدت آزاد باشد ، مهم این است كه اطمینان داشته باشیم حصار محوطه ای كه در آن رها شده ایمن است.

آنچه را كه باید درفضای آزاد مد نظر داشت ، قبل از آنكه اسب را رها كنیم نكاتی زیر است :

۱) حصار

دو نكته اساسی دررابطه با حصار وجود دارد ، اول اینكه به اسب آسیب نرساند ، دوم امكان فرار نداشته باشد . حصاری كه به درستی تعبیه نشده است ، اسب را به مخاطره انداخته ، به او آسیب هم می زند . هر حصار نا امنی ممكن است باعث شود تا اسب با پریدن از روی آن ، شكستن آن یا فشار و پائین كشیدن آن ، فرار كند .

۲) حصارهائی كه پایه های عمودی و اتصال های افقی چوبی دارند

این نوع حصارها گرانترین و بهترین نوع حصار محسوب می شوند . در این نوع حصارها دو یا سه نرده روی دو پایه نصب می شوند . این نوع حصارها پس از نصب باید به درستی نگهداری شده و هر پایه یا نرده شكسته بلافاسله ترمیم و یا جایگزین شود . چوب های این نوع حصار باید ایزوله شوند تا در مقابل هوا و جویدن اسب مقاومت كنند.

۳) پایه های چوبی و سیم:

هزینه این نوع حصارها كمتر است. ممكن است ردیف بالا را نرده چوبی استفاده كرد و یا سه یا چهار ردیف

سیم از روی هر پایه عبور داد . سیم ها باید به خوبی كشیده شده و روی هر یك از پایه ها محكم شوند . ارتفاع سیم ردیف زیرین از زمین در حدود ۴۵ سانتیمتر است تا اسب نتواند دست و پای خود را از زیر رد كرده و گیر بیفتد. اگر ارتفاع سیم زیرین بیش از حد باشد ، ممكن است اسب سر خود را هم از زیر آن رد كند .

۴) حصار های الكتریكی:

این نوع حصارها بیشتر برای تفكیك استفاده می شود و زمانی كاربرد دارد كه اسب از وجود آن آگاه بوده و به عملكرد آن پی ببرد .

در این نوع حصارها احتمال خطر برای انسان و بخصوص اطفال وجود دارد . بهترین روش نمایان كردن چشم انداز آنست كه در فواصلی علامتی از پارچه یا پلاستیك به آن وصل می كنند .

۵) درختچه

این نوع حصار باید به اندازه كافی انبوه باشد تا امكان فرار را از اسب بگیرد و در عین حال باید در تعبیه درختچه هائی استفاده كرد كه سمی نبوده و تیغ و خار آنها اسب را به خطر نیاندازد . از این نوع حصارها بعنوان سرپناه هم می توان استفاده كرد .

۶) دیوار

عرض و ارتفاع این دیوارها باید طوری باشد كه هم جلوی پریدن اسب از روی آنها را گرفته و هم در اثر لگد زدن نریزد .

حصارهای نامناسب عبارتند از :

۱) حصارهای توری

این نوع حصارها اسب را ترغیب می كنند كه دست یا پای خود را داخل آن فرو كرده و گیر بیفتد.

ویا حصارهائی كه پایه های نرده مانند نوك تیز دارند و نرده های آن هم سیمی است ، سرهای نوك تیز پایه های این نوع حصارها اسب را زخمی میكنند.

۲) سیم خاردار

از این نوع حصارها در اغلب مراتع استفاده می شود . اگر اسب خود را برای خاراندن به خارهای این سیم بمالد زخمی می شود . اگر از این نوع حصار استفاده كردید باید از استحكام سیم ها بطور دائم اطمینان داشته باشید. سیم ها باید محكم و كاملا كشیده شده باشند . اگر سیم از جای خود رها و آزاد شود ، به دو ردست و پای اسب پیچیده و آن را به شدت زخمی می كند. اطراف خارجی حصار هم باید بطور دائم مراقبت شود تا علوفه در دسترس اسب به هنگام كشیدن سرش به بیرون برای چریدن آنها سمی نبوده و آسیب رسان هم نیستند. هر نوع نارسائی در حصار باید به فوریت برطرف شود .

۳ )دروازه

دروازه باید به اندازه كافی عریض باشد تا اسب ها و خودروها یه راحتی از آن عبور كنند و همواره در شرایط مناسب باشد تا در استفاده از آن به زحمت نیفتیم . دروازه باید ط

وری تعبیه شود كه انسانها به عبور از روی آن تشویق نشوند . اینگونه دروازها گاهی از لولا و یا از جا در رفته غیر قابل استفاده می شوند . چفت ها باید بالا و پائین تعبیه شود تا در لنگر نیاندازد.

موقعیت قرار گرفتن درب ورودی برای دسترسی بسیار اهمیت دارد . درب ورودی كه رو به جاده ای پر رفت و آمد تعبیه شده چندان قابل توجه نیست . برای عبور و مرور اسبها ایجاد خطر كرده و دزدی اسب را هم ساده تر می كند .

دسترسی به درب ورودی باید راحت ، ساده و دارای امنیت كافی باشد .

جايگاه اسب در تمامي شرايط آب و هوايي مختلف ضمن داشتن دماي منااسب بايد عاري از رطوبت باشد و در عين حال براي تامين و حفظ بهداشت، سلامتي و قابليت باروري بايد از تهويه و روشنايي خوبي نيز برخوردار باشد. در تهيه نقشه و احداث جايگاه اسب موارد زير مورد توجه قرار مي گيرند:

1- محل احداث جايگاه

2- محاسبه زير بناي جايگاه

3- ديوار، سقف و پوشش لازم

4- بخش هاي مختلف جايگاه و آخور ها

5- تهويه جايگاه

6- بستر

اين محل بايد خشک، نفوذ ناپذير و بلندتر از سطح هم جوار باشد. جايگاه اسب بايد پشت به جهت وزش بادهاي محلي، نزديک جاده ارتباطي مناسب، دور از مراکز جمعيت انساني و صنعتي باشد ضمن آنکه در مسير حوادث طبيعي نباشد و نکته قابل توجه آنکه آب آشاميدني مناسب داشته باشد. بسته به شرايط محيطي، ساختمان و بافت جايگاه و جهت آن فرق مي کند. در محاسبه زيربناي مفيد جايگاه کوچکي و بزرگي اسب، جنس اسب، نحوه بهره کشي از اسب و نحوه استقرار يا مجزا کردن اسبان از هم مورد توجه قرار مي گيرد. در محاسبه سطح جايگاه اسبان موارد زير مورد توجه قرار مي گيرند و ابعاد مورد نظر از اهميت خاصي برخوردارند: طول غرفه (اصطبل)، عرض غرفه، عرض راهرو جايگاه و کانال ادرار و ارتفاع جايگاه.

طول غرفه اسب بايد به نحوي باشد که نه مدفوع اسب به راهرو ريخته شود و نه اينکه دست و پاي حيوان درون کانال ادرار فرو رود. عرض نيز به شکلي مي باشد که تغذيه و مراقبت از حيوان را آسان نمايد و موجب راحتي آن در پس و پيش گردنش باشد و حيوان بتواند به راحتي پاهاي خود را دراز کند.

مساحت غرفه براي اسبهاي سواري حدود ۱۰، براي ماديان و سيلمي حدود ۱۲، براي ماديان آبستن ۲۰ و براي ماديان و کره ۲۱/۵ مترمربع مناسب است. بين غرفه ها ديوارهاي ضخيم و به ارتفاع ۱۴۵ سانتي متر به اضافه ۱ متر شبکه سيمي روي آن جهت ديدن اسبها توسط يکديگر ساخته مي شود.

در به عرض ۱۱۰ و ارتفاع ۲۴۰ سانتي متر به صورت لولايي مناسب است. راهروي سرويس دهي بايد حدود ۲/۵ تا ۳ متر باشد و در انتهاي آن در دو لنگه با ارتفاع ۳ متر نصب مي گردد. آخور در ديوار سمت راهرو و آبشخور در گوشه مقابل آن در ديوار روبروي در ساخته مي شود. ارتفاع آخور بسيار مهم است. ارتفاع لبه جلويي آن حدود ۰/۶۵ قد اسب، ارتفاع کف نصف قد مناسب است هرچند که امروزه آخورهاي کوتاه و نزديک زمين با ارتفاع کم توصيه مي شود.

از مهمترين موارد قابل توجه در ساخت جايگاه که متأسفانه در ايران توجه چنداني به آن نمي شود، ارتفاع سقف است که بايد به اندازه اي بلند باشد که تهويه به خوبي انجام شده و دماي جايگاه حتي در گرمترين شرايط حدود ۱۵ تا ۲۰ درجه سانتي گراد باشد و براي اين منظور مي توان جايگاه را به ارتفاع حدود ۴ متر ساخت. پنجره هاي جايگاه بايد به نحوي باشد که در هنگام باز بودن، جريان هوا، کوران، ايجاد نکند. بهترين نوع پنجره براي تامين اين منظور پنجره هاي کلنگي مي باشد. پنجره ها بايد نزديک سقف باشند تا نور خورشيد مستقيما" به چشمهاي اسب نتابد. زين خانه، درمانگاه، انبار مواد غذايي، خانه هاي کارگري، دفتر اداري، رستوران و ... با توجه به اندازه مجموعه در محل مناسب ساخته مي شود.

از ديگر قسمت هاي يک اسبداري گردشگاه (پادوک) هاست که ابعاد خاصي ندارند و بسته به تعداد اسب ساخته مي شوند. مساله بسيار مهم در ساخت اين قسمت بستر آن است که مي تواند مخلوطي از خاک اره با شن يا ماسه باشد ضمن اينکه بايد زه کشي مناسبي نيز داشته باشد، همچنين قسمتي از آن مسقف باشد.

در باشگاه هاي سوارکاري مانژ از اهميت خاصي برخوردار است. انواع و ابعاد مانژها شامل:

مانژ بيضي (۴۰(۲۰*، گرد (قطر۲۴)، مانژ تمرين (۶۰*۴۰) مانژ مسابقه (۸۰*۶۰ يا بزرگتر)، درساژ (۴۰*۲۰ يا ۶۰*۲۰)، چوگان (۱۸۵*۲۷۵متر) است. بستر مانژها معمولا" از ماسه به همراه خاک اره با زير سازي مناسب ساخته مي شود.

بیماری طاعون(ppr)

 

PPRيك بيماري شديد با انتشار سريع است كه عمدتا نشخوار كنندگان كوچك را مبتلا مي كند. و با شروع ناكهاني تب، دپرسيون ترشحات چشم و بيني، زخم و درد دهان، دشواري تنفس، سرفه و اسهال بد بو بروز مي كند.                 

علت بيماري

ويروس ايجاد كننده PPR، موربيلي ويروس از خانواده پاراميكسو ويروس است. اين ويروس بسيار مشابه ويروس طاعون گاوي، ويروس ميلز(mealse)انسان، ديستمپر سگ سانان، و موربيلي ويروسهاي پستانداران دريايي مي باشد. امروزه سويه هاي  PPRدر چهار گروه طبقه بندي شده است كه داراي سه سويه افريقا و يك سويه آسيايي است كه يك سويه افريقايي در آسيا نيز ديده مي شود. ارزش اپيد ميولوزيك اين گروه بندي كمتر از گروه بندي طاعون گاوي است. 

دامهاي حساس به بيماري:

فرم كلينيكي بيماري در گوسفند و بز و نيز در نشخوار كنندگان وحشي كوچك نظير نزادهاي گوسفند.   Laristan،Dorcas- type gazellesgemsbokوNubian ديده مي شود. گاو، بوفالو، شتر و خوك نيز      مي توانند آلوده شوند اما علايم واضحي در آنها ايجاد نمي كند.  
انتقال و انتشار بيماري:

ترشحات چشم، بيني، دهان و محتويات مدفوع حاوي مقادير زيادي ويروس است. قطرات ريز اين ترشحات از طريق سرفه، عطسه در هوا پخش مي شود و دامها با استنشاق اين قطرات آلوده مي شوند. همچنين تماس نزديك دامها بايكديگر مهمترين راه انتقال بيماري است. .بنظر مي رسد مواد غذايي و آب و بستر آلوده به ترشحات مي توان منبع مهم آلودگي باشد. پايداري ويروس در خارج از بدن ميزبان كم است . خريد و فروش دامها در ميادين دام كه از مناطق مختلف مي آيند تماس دامها را زياد و موجب افزايش انتشار بيماري مي شود.

زماني كه PPRبراي بار اول در منطقه اي بروز مي كند تب بالا، دپرسيون و مرگ و مير قبل از هر علامت ديگري روي مي دهد. و فرم تپيك بيماري با دپرسيون ناكهاني، ترشحات چشم و بيني و دهان، تنفس غيرطبيعي همراه باسرفه، اسهال و مرگ مشخص مي شود. بيماري گاوهاي واكسينه و يا غير واكسينه برعليه بيماري طاعون گاوي را مبتلا نمي سازد.

اگر چه گوسفند و بز بعنوان دامهاي حساس مطرح هستند و بيماري رانشان مي دهند. ولي هميشه همزمان مبتلا نمي شوند ،مثلا در آفريقا  PPR بيشتر در بز معمول است. در حاليكه در غرب و جنوب آسيا گوسفندان معمولا قربانيان اصلي بيماري هستند.
براي درمان دامهاي دامهاي مبتلا در مانهاي كمكي و علامتي انجام مي شود آنتي بيوتيك تراپي وسيع الطيف براي مقابله باعفونتهاي ثانويه، ديكلوفناك سديم و آرامبخشهاي گوارشي و مايع تراپي براي كنترل و درمان بيماري مفيد است. استفاده از علوفه هاي نرم و پليت شده و جايگاههاي گرم مفيد است استفاده از آبليمو و مركبات(ويتامين(Cبراي درمان ضايعات لب و دهان مفيد است. اين روشهاي درماني قدرت زنده ماندن دام را تا 13.3 درصد افزايش مي دهد.

كنترل و پيشگيري:

كنترل و پيشگيري بيماري وابسته به قرنطينه و واكسيناسيون دامها در جمعيت هاي با خطر بالاست تا مدتها قبل از واكسن طاعون گاوي براي كنترل  PPRاستفاده مي شد. زيرا واكسن طاعون گاوي قادر به ايجاد ايمني در نشخوار كنندگان كوچك بر عليه PPRمي شود اما بعلت مبارزه جهاني بر عليه طاعون گاوي استفاده از واكسن طاعون گاوي ممنوع شده است و اخيرا از واكسن همولوك PPR(PANVAC) در آفريقا و واكسن CIRAD-FMVTكه در فرانسه توليد شده در ساير مناطق استفاده مي شود در جهت كنترل بيماري بسيار موثر بوده است.

معرفی کبک

کبک ها تقریبا در تمامی اکوتیپ های زمینی یافت میشوند و تنها اکو سیستم تندراها و جنگل های قطب شمال فاقد انها هستند . کبک ها در زمی نهای باز یا جنگل های بسته زندگی میکنند . سکونتهای باز که اینگونه در ان زندگی میکنند شامل مناطق حاره ای بیابانها مناطق باز معتدله و ارتفاعات مناطق کوهستانی می باشد. انها همچنین در سکونتگاه های جنگلی از قبیل جنگل های بارانی پست مناطق حاره ای و جنگل های تحت حاره ای به سر میبرند.
انواع مختلف کبک در15جنس و بیش از 45 گونه مختلف در گوشه وکنار عالم شناخته شده است و بر اساس محل جغرافیایی – منشاء و تیپ محل زندگی – تیپ بدن شکل و ویژگی اندام های ظاهری الگوی رنگ بدن و ...طبقه بندی میشوند . کبک پرنده ای دانه خوار غیثر مهاجر و نوعی پرنده شکار است که روی زمین لانه میسازد و تنها جابجایی فصلی در ارتفاع های اندک انجام میدهد و در مناطق سخت و ناهموار – دره هه با درختان پراکنده و مناطق کوهستانی را انتخاب میکنند . غذای انها عمدتا شامل علف دانه و حشرات است. کبک پرنده ای عادت پذیر و مقاوم به بیماری است و جنس نر ان رفتار قلمرو طلبی نشان میدهد . اندازه کبک مایبن قرقاول و بلدرچین است و پاها و نوک قویتری دارد . کبک دارای بدنی فربه –کوتاه با سنیه ای عمیق –دم های پوشیده از پر-بال های گرد و نوک های کوتاه وقوی است انها پرندگان سریعی هستند و در پیش راندن خود در زمان راه رفتن روی زمین از سینه عمیقشان استفاده میکنند .
کبک در زمان احساس خطر به پروازهای کم ارتفاعی دست میزند و مسافت های کوتاهی را بویژه در سراشیبی دره ها طی میکند
تمامیس کبک هارا می توان برای تولید گوشت یا شکار مورد بهره برداری قرار داد و یا به صورت تجاری پرورش داد . ولی دو گونه مهم انها که متعلق به دو جنس مختلف هستند و دارای خصوصیات زیستشناسی مختلفی هستند عبارتند از کبک چوکار وکبک خاکستری
که بیشتر مورد استقبال مردم جهان قرار گرفته اند و برای تولید گوشت یا تکثیر جهت رها کردن در طبیعت و فراهم ساختن امکان شکار متمولان بکار میروند . پرورش کبک خاکستری مشکل تر است و لذا بیشتر به صورت پرنده بالغ و تخم نطفه دار به فروش میرسد در حالی که کبک چوکار رایج تر بوده و بیشتر به صورت جوجه یک روزه فروخته میشود...

همزمان سازی فحلی در میش وبز

القاء و همزمانسازي فحلي از طريق هورمون تراپي
توليدمثل گوسفند و بز فصلي است و براي آبستن كردن ميش در خارج از فصل بايـد از روشهاي خاصي استفاده كرد تا مانع فصل را از ميان برداشت. به ايجاد فحلـي در خـارج از فصل توليدمثل "القاء فحلي" ميگويند. مهمترين روشهاي القاء فحلـي در گوسـفند و بـز، روشهاي هورموني هستند كه معمولاً دو روش عمده در دنيا بكار برده ميشوند: 1- تيمار پروژسترون+eCG) (PMSGمتداولترين و اقتصاديترين روش در دنيا
2- تيمار ملاتونين در هر دو روش فوق، استفاده توام از اثر نر (ورود ناگهاني قوچ يا نربز) و فلاشينگ (شوك تغذيهاي) كه قبلاً توضيح داده شدند، همراه با تيمار هورمـوني، رانـدمان كـار را بـسيار بهتـر خواهد كرد. اصطلاح ديگر در كنترل هورموني توليدمثل گوسفند و بز، "همزمانسازي فحلي" است. در حالت طبيعي همه ميشهاي يك گله همزمان با هم فحل نميشوند و لذا زايش آنها نيز پراكنده ميباشد. در صورتي كه دامدار بخواهد زايشها را در مدت زمان مشخصي متراكم كند و بره هـا و بزغالـه هـا در محـدوده زمـاني مشخـصي بـه دنيـا بياينـد، بايـد از روشهـاي هورموني استفاده كند. تولد همزمان بره ها و بزغاله ها مديريت زايـش و شـيردهي مـاده هـا و پرورش و تغذيه بره ها و بزغاله ها را در آينده راحت تر كـرده و ضـمناً امكـان فـروش بـره و بزغاله در فصلي از سال را كه بالاترين قيمت را دارد، فراهم ميكنـد )امكـان انتخـاب زمـان زايـش و در نتيجـه امكـان فـروش بـره هـا و بزغالـه در بهتـرين زمـان ممكـن(. همچنـين در صـورتيكه در گلـه برنامـه تلقـيح مـصنوعي در نظـر گرفتـه باشـد، همزمانـسازي فحلـي بـا هورمونها اجتناب ناپذير است و جزء لاينفك برنامه هاي تلقيح مصنوعي مـيباشـد. چراكـه در گوسفند و بز اولاً امكان تشخيص فحلي بدون حضور نر ممكن نيست و ثانياً در گوسفند تلقيح با اسپرم منجمد، راندمان بسيار پاييني دارد و لذا ترجيحاً بهتر است با اسپرم مايع تلقيح شوند كه لازمه آن همزمان كردن فحلي ميشها در روز اسپرمگيري از قوچ يا نهايتاً فـرداي روز اسپرمگيري ميباشد. چرا كه امكان ذخيره اسپرم مايع براي مدت طولاني وجود ندارد.

 

 


مزاياي همزمان سازي فحلي
- كوتاه نمودن دوره زايش دام ها

- توليدبره هاي هم سن براي فروش،پرواربندي وجايگزيني

- امكان انجام تلقيح مصنوعي و تسريع روند اصلاح نژاد

- امكان افزايش دوقلوزائي از طريق تزريـق گنـادوتروپين و تـاثير بهتـر و بيـشترِ فلاشـينگ تغذيه اي

- بهبود در امور مديريت تغذيه اي گله مولد و بره ها و بزغاله ها

- امكان مراقبت بهتر از ميشها و ماده بزها در اواخر آبستني، زايش و پس از آن

- كنترل زمان زايمان در طول سال براي استفاده مناسب از مراتـع و سـاير منـابع غـذايي در اختيار

- امكان ممانعت از مصادف شدن زمانهاي جفتگيري و زايـش بـا زمـان كـوچ در سيـستم عشايري

- و مهمتر از همه امكان اجراي برنامه سه بار زايش در دو سال مهمترين روش هم زمانسازي فحلي در گوسفند و بز، تيمار پروژسترون+PMSG اسـت. تيمـار ملاتـونين بـه تنهـايي )بـدون تيمـار پروژسـترون+PMSG( در همزمانـسازي فحلـي كاربردي ندارد.

 


توصيه اكيد: در گوسفند استفاده از روشهاي هم زمانسازي فحلي مبتني بر پروستاگلندين )كلوپروستنول يا تركيبات مشابه آن( كه در گـاو متـداول مـيباشـد، بـه هـيچ وجـه توصـيه نميشود )به دليل اثرات منفي روي لقاح(. در بز نيز با وجود پروتكلهاي معتبر با اسـتفاده از پروستاگلندين )پروتكل شركت اينتروت(، ولـي بـراي نـرخ بـاروري بهتـر، توصـيه موسـسه تحقيقات علوم دامي كشور استفاده از روشهاي بدون پروستاگلندين ميباشد كـه در جـاي خود جزئيات آن ارائه ميشود. در همزمانسازي فحلي نيز همانند القاء فحلي، استفاده توام از اثر نر )ورود ناگهاني قـوچ يا نربز( و فلاشينگ )شوك تغذيهاي( همراه با تيمار هورموني، رانـدمان كـار را بـسيار بهتـر خواهد كرد.
🐐🐑🐐

تب نزله ای بدخیم(MCF)


بیمار حاد کشنده با واگیری محدود ، مختص گاو است . بین حیوانات اهلی تنها گاو و گاومیش به این بیماری مبتلا شده و علائم ظاهری را از خود نشان می دهند و در سایر نشخوار کنندگان علائم بیماری دیده نمی شود . گاو در تمام سنین به این بیماری مبتلا می شود افزایش فصلی بیماری نشان می دهد که ویروس به وسیله واسطه ای چون گوسفند بیشتر باعث ابتلا می شود و در جاهایی که گاو و گوسفند باهم نگهداری می شوند بیماری بیشتر دیده شده است .

نشانهای ظاهری در دام بیمار

مرحله نهتفتگی بیماری در حالتهای طبیعی بین 3 تا 8 هفته متغیر است ، ولی شکل عادی بیماری بسیار شایع و تشخیص آن هم آسان است ، این شکل باتب 40 تا 41.5  درجه به طور ناگهانی و بیحالی مفرط آغاز می شود  ریزش آب از بینی ابتدا مخاطی سپس چرکی و بعد زرد رنگ شده و به زودی تشکیل کبره می دهد ، پوست پوزه حیوان بیشتر تحت تاثیر قرار گرفته و ملتهب و نقاط نکروزه وزخمهای سطحی روی مخاط بینی دیده می شود .
ریزش آب از چشم با ورم کم و بیش مشخص و تورم پلکها ،  پر خونی مویرگهای سفیده چشم و کدر شدن قرنیه از علائم مشخصه بیماری است .

همچنین زخمهای داخل دهان و زخم روی لبها و سطح داخلی لثه به خوبی قابل رویت می باشد .

در این بیماری غدد لنفاوی متورم شده و قابل دیدن می شوند . در شکل عادی بیماری نشانی های عصبی به ویژه ناهماهنگی دستگاه حرکتی ، لرزش ماهیچه ها و ضعف دست و پا دیده می شود . از دیگر علائم بیماری دام ابتدا به یبوست مبتلا شده  و بعد به اسهال دچار می گردد  که در هر حالت دفع مدفوع با درد فراوان همراه است و در این حالت دفع ادرار به صورت قرمز رنگ می باشد  .

آثار کالبد شکافی

در کالبد گشایی دام تلف شده به مخاط شکمبه و نگاری و هزارلا آسیب زیادی وارد نمی شود  اما ممکن است سرخی خونریزی و یا زخم را در آن مشاهده نمود .

بر عکس ضایعات شیردان واضح تر از پیش معده است . مخاط داخل روده ها بسیار پر خون و متورم و زخم هایی در آن دیده می شود . احتمال دارد ضایعات فوق در نای و نایژه ها وجود داشته باشد . در این حالت ریه یا جگر سفید ممکن است که سالم بماند اما کبد متورم می شود که به صورت واضح قابل مشاهده است .

در مغز و پرده های آن خونریزی دیده می شود  ، پر خونی در مخچه کاملاً قابل رویت است و بالاخره دام در اثر تنگی نفس ، تب شدید و التهاب پرده های مغز تلف می شود .

پیشگیری و درمان

برای مبارزه با این بیماری واکسنی تهیه نشده و درمان اختصاصی هم وجود ندارد ، لذا دامداران گرامی جهت عدم ابتلای دامهایشان به این بیماری لازم است که مسائل بهداشتی را کاملاً رعایت نموده و در صورت مشاهده بروز نشانه های ظاهری بیماری دام بیمار را از دیگر دامها جدا نگهداری کنند .  چون مخزن بروز بیماری ناشناخته مانده و احتمال بروز بیماری از طریق گوسفند زیاد است بهترین روش پیشگیری جدا نگه داشتن گاوها به خصوص گاوهای دو رگ و اصیل از گوسفندان است ، زیرا گفته می شود که این بیماری توسط گوسفند به گاو منتقل می شود ولی از خود هیچ گونه علامتی را بروز نمی دهد .

ورم پستان در میش

#ورم پستان

✅ورم پستان در میش ها حدودا به طور مشابه بلافاصله بعد از شیر گرفتن بره ها یا نزدیک به زمان زایمان رخ می دهد .در میش های چراگاهی شیوع این بیماری کم است .و معمولا به دلیل گونه های پاستورلایی و و یا استافیلوکوکوس می باشد .

✅در میش هایی که در جایگاه نگهداری می شوند بیشتر موارد ابتلا به خاطر جراحات و آسیب های وارده به سر پستانک است .بویژه زمانی که میشی روی بستر خشن از قبیل ورقه های فلزی قرار می گیرد .بیش از 10 درصد میش های تولید کننده شیر ؛ ورم پستان تحت بالینی دارند . معدل ورم پستان بالینی در میش های چراگاهی تنها در حدود 2 درصد در سال است ولی ورم پستان باعث مرگ بیش از 10 درصد کل میش ها می شود .

✅در میش های شیر ده ورم پستان بالینی شبیه به گاو هاست ، همراه با فرم های حاد و تحت حاد که توسط تورم غده و آبکی شدن و ایجاد لخته هایی در شیر آشکار می شود . بیشترین موارد بالینی که توسط دامپزشکان دیده شده ، در میش هایی زایمان داشته اند می باشد و فرم ورم پستان قانقریایی است که یک یا دو نیمه پستان را تحت تاثیر قرار می دهد .

✅انواع ورم پستان در میش ها :پاتوژن های متعددی مسبب ایجاد ورم پستان در گوسفندان می باشند که عبارتند از : پاستورلا ها ، استرپتوکوک ها ، استافیلوکوک ها ، کلستریدیا ها ، پزدوموناس

✅#مهمترین #ورم پستان های میش ها عباتند از :

💢💢 ورم پستان #پاستورلایی :

✅ورم پستان ایجاد شده توسط این میکروارگانیسم به صورت فوق حاد و قانقرایایی می باشد .پاستورلا هملایتیکا را می توان از کارتیه های مبتلا جدا کرد .باکتر های استافیلوکوک اورئوس ، آرکانوباکتر پایوژنز و استرپتوکوکسی ها اغلب به عنوان مهاجمان ثانویه حضور دارند . این ورم پستان در میش هایی که به بره های بزرگ 2- 3 ماهه شیر می دهند معمولتر است .گمان می شود که عفونت از طریق آسیب های وارده به سر پستانک روی می دهد و شاید توسط مکش قوی بره های بزرگ ایجاد می شود .وقوع این ورم پستان با رعایت بهداشت ارتباط چندانی ندارد چرا که بسیاری از شیوع این ورم پستان در چراگاه رخ می دهد .

💢💢 ورم پستان #استافیلوکوکی :

شایع ترین پانوژن ورم پستان در میش استافیلوکوکوس اورئوس می باشد .وقوع ورم پستان بالینی ممکن است 20 درصد باشد میزان مرگ و میر از 25 تا 50 درصد متغیر است و کارتیه های مبتلا در میش هایی که بیماری را گذرانده اند معمولا از بین می روند .ورم پستان مزمن می تواند منجر به 25 الی 30 درصد کاهش در تولید شیر در میش های مبتلا گردد . بیماری احتمالا از بستر عفونی و از طریق جراحت های سر پستانک که توسط بره های شیرخوار ایجاد شده منتقل می شود .دیگر ورم پستان استافیلوکوکی در میش ها شامل استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس می باشد .

بسیاری از کارتیه هایی که از نظر بالینی طبیعی می باشند میزان زیادی از عفونت با استافیلوکوکوس کواگولاز منفی را نشان می دهند .پاتوژنز این نوع ورم پستان در گوسفند شباهت زیادی به شکل ورم پستان پاستورلایی دارد .

✅هر دوحالت عفونت های فوق حاد قانقاریایی هستند . میش ها معمولا زمین گیر و به طور شدید توکسیک می شوند و غده مبتلا و فضای احاطه کننده دیواره شکم از نظر رنگ آبی متمایل به سبز می شود و در خلال لمس نمود ن سرد است . قطرات اندکی از یک مایع خونی و شفاف وجود دارد که می توان با فشار از پستان بیرون آورد . معمولا یک سیر بالینی کشنده یک الی دو روزه وجود دارد .

💊💊💊درمان :

سولفادیمیدین داخل وریدی و خوراکی اگر در مراحل اول بیماری تجویز شود در میش ها موثر است . ضد میکروبهای با طیف وسیع نیز موثر می باشند .

استفاده از پماد های پستانی آنتی بیوتیک دار در حین عفونت مانند گاو می تواند مورد استفاده قرار گیرد هر چند میش ها به دوز های پایین تری نسبت به گاو نیاز دارند.

آغاز و تکامل شترمرغ

بسم الله الرحمن ارحیم


اغاز و تکامل شتر مرغ ها
دانشمندان معتقدندکه شترمرغ بیش از200میلیون سال پیش از خزندگان شکل گرفته اند.پاهای شتر مرغ امروزی همانند خزندگان پوشیده از فلس های مسطح است و در نوک بالهای انهاپنجه های برجسته کوچکی وجود دارد.
پنج گونه فسیل شترمرغ شناخته شده است که قدیمیترین انها متعلق به 60الی 50میلیون سال قبل برمیگردد.با مطالعه اثار فسیل استخوان هاو پوست تخم ها معلوم شد که این گونه شتر مرغ ها بزرگتر از شتر مرغ های امروزی بوده اند. این شترمرغ ها در طول دوره های زمین شناسی پلیوسن و پلی استیوسن در مناطق وسیعی از چین –هند-جنوب استرالیا-شرق و جنوب اروپاو خاورمیانه به اندازه افریقا زندگی کرده اند.حال 5گونه ی شترمرغ شناخته شده از روی فسیل ها در زیر ارائه میشود:
1-استراتیونووسیکوس
2-استراتیوکاراتئودوریس
3-استراتیوادلاوایی
4-استراتیواسیاتیکوس
5-استراتیواندیکوس
طبقه بندی شترمرغ در سلسله جانوری شتر مرغ ها تنها گونه زنده ای هستند که به خانواده استراتیو نیدای تعلق دارندشترمرغها بزرگترین پرندگان موجود هستند که فاقد قدرت پرواز هستند .پاهای بلند قوی وگردن کشیده از شتر مرغها پرندگان بلند قدی ساخته است .بدن نرها با پرهای سیاهرنگ پوشیده شده درحالی که بالها ودم سفیدی دارنداما ماده هاکوچکتر بوده و پرهای مایل به خاکستری وکدر دارند .در هردوجنس نروماده سر درمقایسه با بقیه بدن کوچکتر بنظر میرسد.شترمرغها معمولا دارای چشمان برجسته وپلکهای سیاه وبلندی دارندهمچنین سر وقسمت زیادی از گردن انها برهنه بوده و به طور نامتراکمی پوشده از پر وکرکهای ریز است.پاهانیز عاری از هرگونه پراست و رنگ پوست گردن وپاها مایل به خاکستری یا مایل به قرمز است.در هر پا فقط انگشت وجود داردکه انگشت سوم وچهارم انگشت اصلی بوده و بزرگترین انها انگشت سوم است.کم بودن انگشتان از حد نرمال به سازش پذیری با نحوه راه رفتن انها کمک کرده و درضمن قدرت حمله و ضربه های پارا دوبرابر میکند.
به طور کلی پرندگان برحسب قدرت پرواز به دو دسته تقسیم میشوند:
کاریناتا:انهایی که قادر به پرواز هستند
رتایت ها : انهایی که قادر به پرواز نیستند
شتر مرغ ها در زیستگاه های متفاوتی یافت میشوند. انها از مناطق پوشیده با درختچه ها و درخت های ضخیم و سخت دوری میکنند. انها حیوانات روز فعال هستند یعنی در غروب افتاب مینشینند و شبها هیچگونه فعالیتی ندارندمگر اینکه کسی یا چیزی مزاحم انها شود.شترمرغها تمام ساعات روز را جز مواقع خاک بازی-استراحت و تخم گذاری به حالت ایستاده هستند.جوجه شتر مرغها تا حد زیادی گروهی زندگی میکنند ولی حیوانات بالغ کمتر چنین عاداتی دارند .
شترمرغ ها در اواسازی متفاوتند اما عموما ساکت هستند.شتر مرغ های نر در طی فصل جفت گیری صدای سه صیلابی (اوه-او-اه)را تولید کرده و در پایان فصل شدت صدای انها نزول ÷یدامیکند.شتر مرغ نر برای جلب توجه شترمرغ ماده ومقابله بادیگر نرها این صدارا معمولا روزها و گاهی شب ها تولید میکند که حتی تا کیلومتر دورترهم شنیده میشود.انها به هنگام پریشانی و اظتراب صدای(بو و تو) وهنگام تهدید وخشونت صدای (هورب) تولید میکنند.شتر مرغ ها به هنگام اظتراب وپریشانی صدای کاملا کتفاوت وخوشاهنگ (کوییر )تولید میکنند.
زیرکونه شترمرغ ها:
گونه استراتیوکاملوس دارای نژادهایی است که هرکدام تاحدی در اندازه و رنگ پوست ران –سر وگردن وهمچنین درنادازه و ترکیب تخم ها باهم تفاوت دارند.
شتر مرغ افریقای شمالی استراتیو کاملوس قبلا درسرتاسر افریقای شمالی یافت میشد اما پراکنش امروزی ان به یک طرف قاره افریقا از جنوب مراکش تاشمال شرقی اتیوپی و ازجنوب غربی اتیوپی تا جنوب دریای سرخ کاهش پیدا کرده است.این گونه بلندترین نژاد شتر مرغ ها وده و تفاوتی که باع€ تشخیص انها از بقیه شترمرغ ها میشود تاج بی موی روی سرانها میباشد. درضمن سرانها با پاهای زبر کوتاه و قهوه ای رنگی پوشیده شده است که تا پایین پشت گردن ادامه می یابد. گردن بدون پر ومو و رانها صورتی روشن است.بال و پرهای دم در جنس نر اینگونه شفاف وفک پایینی انهاقرمز –چشمها بهرنگ قهوه ای و پاها مایل به قرمز است.پرهای بدن ماده های انها قهوه ای تیره ولی پرهای دم وبال قهوه ای بسیارکم رنگ است . درفصل جفت گیری گردن ونوک نر ها بسیار روسن وقسمت شاخی پوست مچ پاها روشن تر میشود.
شترمرغ سومالی(استراتیوکاملوس مولیبدوفانس) :که اینگونه هم مانند شترمرغ استراتیو کاملوس تاج بدونموی روی سر و طوق سفید رنگ پهنی درگردن دارند ولی پوست گردن وران انها به جای صورتی ابی مایل به خاکستری و پرهای دم سفید رنگ است.بدن نرها به طور قابل توجهی سیاه و پرهای زینتی بدن ماده هاخاکستری روشن است.ماده های اینگونه نسبتا بزرگتر از نرها هستند.
شتر مرغ افریقای شرقی یا ماسایی :
تاج سر انها ممکن است تا حد بسیار کمی بی مو ویا کاملا پوشیده از پر باشد . پوست گردن ورانها خاکستری مایل به صورتی است ولی در فصل جفت گیری به قرمز روسن تغیر رنگ میدهد.طوق سفید رنگ دور گردن انها بسیار باریک است و بال وپرهای دم نیزسفید رنگ است.
شتر مرغ افریقای جنوبی(استراتیو کاملوس استرالیس):تاج روی سر کاملا پوشیده از پراسن گردن خاکستری رنگی دارد که در فصل جفت گیری به رنگ قرمز تبدیل میشود.پرهای دم این نوع شترمرغ به جای رنگ سفید قهوه ای مایل به زرد هستند. طوق سفید رنگیدور گردن انها دیده نمیشود. این نژاد سنگینترین نژاد در بین سایر نژاد ها است.
شتر مرغ عربی(استراتیوکاملوس سیریاکوس):نژاد کاملا متفاوتی است که اکنون منقرض شده است و قبلا در صحرای سینا تاخلیج فارس میزیسته است.این نژاد نسبتا کوچکتر از نژاد های افریقایی بودند وپرهای بیشتری داشتند.
شترمرغ کوتوله(استراتیوکاملوس اساتزی):محدود به ناحیه ریو دی اورو در شمال غربی افریقا بوده و از روی تخم هایی دارای سوراخهایی شبیه ویرگول کوتاه توصیف شده اند. هرچند تفاوت انها با بقیه نژادها در کوچکی انهاست اما امروزه به دلیل تشابه این ویژگی ها با شترمرغ های افریقایی دیگر به عنوان یک زیرگونه نام برده نمیشوند.

 

معرفی وبلاگ

با سلام خدمت همه دوستان

این وبلاگ درجهت ارائه اطلاعات بروز درباره نحوه پرورش دام و طیور و راهکارهای مقابله با بیماری‌های این حیوانات ایجاد شده است ومقالات ونیز ترجمه مقالات علمی مختلف درباره دام و طیور در این وبلاگ گذاشته خواهد شد.

ممنون از همراهیتون